تخفیف‌ها و قیمت جشنواره‌ها در قیمت فروش در نظر گرفته نمی‌شود
توجه : برای فیلتر کردن نمایش ها در نمودار بر روی عنوان هریک کلیک کنید .

شهید رحیم کشاورز حدادShahid Rahim Keshavarz Haddad

محل خدمت: سپاه پاسداران شناسه ایثار شهید : 03005033 دسته:

دوم فروردین 1340 ، در قزوین چشم به جهان گشود. پدرش علی و مادرش،ربابه نام داشت. تا سوم متوسطه درس خواند. پاسدار بود. سال 1360 ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد. از سوی سپاه پاسداران در جبهه حضور یافت. بیست و یکم آبان 1362 ، در عملیات والفجر 4 بعنوان آر پی جی زن در کنار رودخانه پنجوین عراق بر اثر اصابت ترکش بدست مزدوران بعثی بشهادت میرسد. مزار او در بهشت زهرای تهران واقع است.

تلاوت سوره مبارکه الرحمن به نیت این شهید

تماس بگیرید

44 بار دیده شده مقایسه

شهید رحیم کشاورز در سال 1340 در دهکده ای بنام سیردان در حومه قزوین متولد شد. شهید رحیم تا دوم دبیرستان در همان ده مشغول تحصیل بود که خانواده اش به قزوین منتقل شدند و سال سوم دبستان را در قزوین تحصیل کرد و از آنجا به تهران آمدند. شهید رحیم از همان اوان کودکی علاقه فراوانی به قرآن و نماز داشت. و از همان اوان با فساد و بی حجابی زن مخالف بود و کم کم بزرگ شد تا اینکه سالهای 55 و 56 بود که شروع به مبارزه با رژیم کرد . به سخنرانی‌ها میرفت و نوارها و اعلامیه های امام را میآورد و پخش میکرد .

در تظاهراتها و راهپیمائیها شرکت داشت تا اینکه انقلاب کم کم به اوج خود رسید. به درگیریها میرفت و خانواده و برادران خود را نیز تشویق میکرد. تا اینکه یک روز یکی از فامیلهای ما به ایشان با تندی گفت که تو حق نداری به تظاهرات بروی کشته میشوی و یا اینکه دستگیر و تو نباید بروی.

اما ایشان با لحن تندی به او گفت که شما حق نداری جلوی من و دیگران را بگیری و هر کس بعد از خدا صاحب اختیار خودش میباشد و به شما ربطی ندارد ،من میروم و هیچ کار نمیتوانی بکنی.

رحیم فعالیت خود را شدیدا ادامه داد و بیشتر کار میکرد و حتی چندین مرتبه کتک خورده بود و در راهپیمائیهای روز 16 شهریور در قیطریه در نماز عید فطر نماز برپاداشت و در راهپیمائیهای تاسوعا و عاشورا پدر و برادران و دوستانش را به راهنمائی برده بود و تا اینکه انقلاب پیروز شد و روز ورود امام در میدان آزادی جزو انتظامات (کمیته استقبلال) بود و بعد از آن تصمیم گرفت به حوزه علمیه قم برود و حتی حجره ای در آنجا اجاره کرده بود که نرفت و تصمیم به رفتن به فلسطین را گرفت و حتی پاسپورت خود را گرفت و میگفت میروم تا دوره رزمی و چریکی را ببینم بتوانم برای اسلام و انقلاب کار کنم و اینبار نیز پشیمان شد  و تصمیم قطعی جهت رفتن به سپاه را گرفت و رفت عضو رسمی سپاه پاسداران شد و در گردان 8 سپاه جهت دیدن دوره به پادگان امام حسین (ع) اعزام شد و همزمان با پایان دوره آموزش ، جنگ نیز شروع شد به جبهه غرب منطقه بازی دراز اعزام شد و 3 ماه در آنجا بود که بعد از فتح بازی دراز مجروح به تهران بازگشت و بعد از آنجا 3 ماه جهت حفاظت از رادیو و تلویزیون رفتکه آنوقت تحت کنترل سپاه بود و بعد از آنجا به  بیت حضرت امام رفت ، و 6 ماه مشغول حفاظت از بیت بود که باز 3 ماه به جبهه غرب داوطلب اعزام شد و بعد از بازگشت به تهران ازدواج نمود و مدتی در پادگان ولی عصر (عج) بود که از آنجا ایشان را به واحد حفاظت از شخصیتها فرستادن و اولین ماموریت ایشان محافظت از حاج آقا شبستری که در آن وقت نماینده محترم امام بود. بعد از آن به محافظت وزیر دادگستری وقت برادر اصغری ماموریت یافت و مدت 1 سال و نیم محافظ ایشان بود و بعد به حفاظت از حاج آقا هادی خامنه‌ای مشغول شدو از آنجا ده روز مرخصی گرفت جهت استراحت، و همان روز اول رفت جهت بازدید از جبهه‌های جنوب و روز آخر بازگشت و از آنجا به محافظت از نماینده امام حاج آقا محسن میرداماد مشغول شد و خیلی دوست داشت که به جبهه برود و خیلی اصرار میکرد حتی چندین بار در همین رابطه با مسئول حفاظت حرفشان شده بود که باز از آن جا به حفاظت حاج آقا حکیم رهبر انقلاب اسلامی عراق رفت و بالاخره بعد از رفت و آمد و اصرار و حتی دعوا ماموریت شش ماهه جهت جبهه را گرفت آنروز که رحیم ماموریت را گرفته بود آنقدر خوشحال بود که سر از پا نمی شناخت و بالاخره به جبهه رفت .

5 روز در لشگر حضرت رسول (ص) گردان حمزه سیدالشهدا  نیروی ویژه گردان بود که یک روز مجروح شد به بیمارستانی در باختران اعزام میشود و یک شب و روز در بیمارستانی بستری بود و خانواده اش را در جریان امر قرار نداد.

نماینده بنیاد شهید انقلاب اسلامی جهت بازید به بیمارستان میروند و به ایشان یک برگه پزشکی میدهد و میگوید این برگه را بگیر و به تهران برو ، بعد از بهبودی به لشگر بیا، که ایشان ناراحت میشود و برگه را پرت میکند و میگوید من به تهران باز نمیگردم من تازه آمده ام و میخواهم به لشگر باز گردم هر چقدر اصرار میکند ایشان قبول نمیکند و به او میگویند تو مجروح هستی برو بعد از بهبودی باز برگردد باز قبول نمیکند سپس به ایشان میگویند : این برگه را امضاء کن و بگو با مسئولیت خود میروم و قبول میکند بعد از امضاء نامه به لشگر مراجعه میکند و مشغول کار میشود و در عملیات والفجر 4 بعنوان آر پی جی زن در کنار رودخانه پنجوین عراق بدست مزدوران بعثی بشهادت میرسد.

روحش شاد ، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

برچسب:
اطلاعات کلی
نام و نام خانوادگی

شهید رحیم کشاورز حداد

نام مستعار

نام پدر

علی

تاریخ تولد

1340/01/02

سن

22

تاریخ شهادت

1362/08/29

محل شهادت

پنجوین عراق

شهادت در عملیات

والفجر 4

نحوه شهادت

حوادث ناشی از درگیری

مزار شهید

بهشت زهرای تهران
قطعه 28 ردیف 526 شماره 8

درصد جانبازی

محله

ابوذر شرقی

اطلاعات سازمانی
حوزه بسیج

محدوده پایگاه

پایگاه فعالیت

مسجد فعالیت

یگان خدمت

سپاه پاسداران

سمت و رتبه

رزمنده

رسته خدمت

آر پی جی زن

ویژگی های شهید
فرهنگی مذهبی

ورزشی

شغلی

پاسدار

تحصیلات

سوم متوسطه

رشته تحصیلی

محل تحصیل

تصاویر شهید

دست نوشته شهید

اسناد شهید

تصویر مزار شهید

شهید رحیم کشاورز حداد
تصویر مزار شهید رحیم کشاورز حداد

لطفا پیش از ارسال دلنوشته خود درباره شهید موارد زیر را مطالعه و بررسی نمایید.

الف) متن دلنوشته شما قبل از انتشار در وبسایت ، به طور دقیق بررسی می گردد و پس از تایید با نام خودتان برای عموم منتشر می گردد. بنابراین خواهشمندیم در ارسال متن خود دقت نمایید.

ب) در صورتی که دلنوشته ارسالی شما دارای محتوایی باشد که بتوان روی آن کار بیشتری کرد ، با هماهنگی خودتان ، ویراستاران وبسایت از نظر ادبی آن را ویرایش نموده و پس از ایجاد شاخ و برگ مناسب ، نسبت به انتشار آن در بخش های دیگر وبسایت اقدام می نمایند.

ج) توجه نمایید که از انتشار محتوای دارای اصطلاحات و الفاظ نامناسب ، محتوای مغایر با قوانین کشور جمهوری اسلامی ایران و هرگونه محتوایی که رنگ و بوی سیاسی و جناحی داشته باشد ، جدا معذوریم.

د) استدعا داریم که فارسی بنویسید و از کیبورد فارسی استفاده کنید. بهتر است از فضای خالی (Space) بیش‌ از‌ حدِ معمول ، شکلک یا ایموجی استفاده نکنید و از کشیدن حروف یا کلمات با صفحه‌کلید بپرهیزید. تنظیمات دقیق متن ارسالی شما توسط ویراستاران وبسایت انجام می گردد.

اولین کسی باشید که خاطره شهید می نویسد “شهید رحیم کشاورز حداد”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نقد و بررسی‌ها

هیچ دلنوشته ای برای این شهید نوشته نشده است.