تخفیف‌ها و قیمت جشنواره‌ها در قیمت فروش در نظر گرفته نمی‌شود
توجه : برای فیلتر کردن نمایش ها در نمودار بر روی عنوان هریک کلیک کنید .

شهید حسن لطفیShahid Hasan Lotfi

محل خدمت: نیروی انتظامی شناسه ایثار شهید : 13050007 دسته:

شهید حسن لطفی در بیست و ششم بهمن 1346 ، در تهران چشم به جهان گشود. پدرش جواد، راننده بود و مادرش،گلعذرا نام داشت. تا پایان سوم راهنمایی درس خواند. بعنوان سرباز ژاندارمری در جبهه حضور یافت. هشتم اسفند 1366، در سقز بر اثر بمباران هوایی توسط نیروهای عراقی شهید شد. مزار او در بهشت زهرای تهران واقع است.

تلاوت سوره مبارکه الرحمن به نیت این شهید

تماس بگیرید

324 بار دیده شده مقایسه

شهید حسن لطفی در بیست و ششم بهمن 1346 ، در تهران چشم به جهان گشود. پدرش جواد، راننده بود و مادرش،گلعذرا نام داشت. تا پایان سوم راهنمایی درس خواند. بعنوان سرباز ژاندارمری در جبهه حضور یافت. هشتم اسفند 1366، در سقز بر اثر بمباران هوایی توسط نیروهای عراقی شهید شد. مزار او در بهشت زهرای تهران واقع است.

برچسب:
اطلاعات کلی
نام و نام خانوادگی

حسن لطفی

نام مستعار

نام پدر

جواد

تاریخ تولد

1346/08/26

سن

20

تاریخ شهادت

1366/12/08

محل شهادت

پادگان سقز

شهادت در عملیات

نحوه شهادت

حملات هوایی و توپخانه

مزار شهید

بهشت زهرای تهران
قطعه 40 ردیف 40 شماره 18

درصد جانبازی

محله

اطلاعات سازمانی
حوزه بسیج

محدوده پایگاه

پایگاه فعالیت

مسجد فعالیت

یگان خدمت

ژاندارمری

سمت و رتبه

سرباز

رسته خدمت

ویژگی های شهید
فرهنگی مذهبی

ورزشی

شغلی

سرباز ژاندارمری

تحصیلات

سوم راهنمایی

رشته تحصیلی

محل تحصیل

نامه ی شهید

عرض سلام خدمت پدر و مادر عزيزم اميدوارم كه حالتان خوب بوده باشد و هيچ نگراني نداشته باشيد و اگر از احوالات اينجانب پسر حقير خود خواسته باشيد بحمد الله خوب هستم و هي نگراني ندارم و تنها نگراني من دوري از شما عزيزان است خوب پدر عزيزم چكار مي كني؟ حالت كه خوب است انشاء الله. خوب با زحمات چكار مي كني؟ . خوب ديگر اين خدمت وظيفه همه است و همه بايد خدمت دو ساله خود را به اتمام برسانند و هيچ كسي هم نمي تواند از زير خدمت فرار كند و ما هم مثل همه داريم خدمت مي كنيم و نمي توانيم در اين موقع دست شما را بگيريم البته سوء تفاهم پيش نيايد شما خودتان دست صد تا مثل من و امسال منو مي گيريد ولي خوب ديگر چه مي شود كرد . به بزرگي خودتان ما را مي بخشيد ديگر سرتان را درد نمي آورم و از خدمتتان خداحافظي مي كنم. با عرض سلام خدمت مادر خوب تر از جانم. اميدوارم كه حالت خوب بوده باشد و هيچ نگراني نداشته باشيد خوب مامان جون تو كار مي كني ؟ حالت كه خوب است مامان جون من اونجا يادم رفت ازت تشكر كنم از بابت شستن لباسها ؟؟؟؟؟ از همين جا يعني كردستان تشكر مي كنم و دست زحمت كش شما را مي بوسم و سعي مي كنم كه از اين به بعد ديگر وقتي به مرخصي مي آيم چيني عراقي با خودم نياورم . مادر جان اميدوارم كه بعد از خدمت تلافي تمام اين كارها را بكنم خوب بگذريم ديگر چكار مي كني؟ راستي در نامه بنويس كه كي عروسي علي كه ما هم در اينجا يك جشن و سروري به پا كنيم يادت نره. حالا كه نمي توانيم در عروسي شركت كنيم لا اقل بگذار اينجا خوش باشيم مامان جون ديگر سر مباركت را درد نمي آورم از خدمت تو خداحافظي مي كنم راستي از طرف من به همه ، عمو ، زن عمو ، عزيز ، دايي ها ، خاله ها و… سلام برسان خداحافظ تو مادر عزيزم. خدمت برادر عزيزم سلام عرض مي كنم و اميدوارم كه حالت خوب باشد و هيچ نگراني نداشته باشيد . خوب علي جان چكار مي كني؟ با كار چطوري ؟ ناراحت كه نيستي . خوب ديگر ناراحت هم كه باشي كاري نمي توني بكني. راستي علي همانجايي كه داري كار مي كني دنبال يه كار خوب بگرد شايد به اميد خدا يك كار خوب و با حقوق خوب پيدا كردي . خوب بگذريم ديگر چكار مي كني. مهين خانم چطوره . حالش كه خوبه . سلام منو به مهين خانم ، مهلقا خانم ، آقا موسي و ديگران برسان. ديگر مزاحم اوقات شما نمي شوم و از خدمتتان خداحافظي مي كنم . خداحافظ. به خدمت خواهر عزيزم و پسر عموي عزيزم سلام عرض مي كنم و اميدوارم كه حالتان خوب و خوش باشد و هيچ نگراني نداشته باشيد و اگر از احوالات اينجانب برادر و پسر عموي خمو خواسته باشيد ، بحمد الله خوب هستم و هي نگراني ندارم بجز دوري از شما عزيزان . خوب اصغر آقا شما كار مي كنيد حالتان كه خوب است انشاء الله. نسيم خانم شما چطوريد . حالت كه خوب است نسيم خانم اين نصيحت من را به عنوان يك برادر كوچكتر از خودت داشته باشيد كه هواي اصغر آقا را داشته باشيد همين . ديگر عرضي ندارم و از حضور شما خداحافظي مي كنم راستي نسيم خانم از طرف من به آقا محبوب و سكينه سلام برسون . خداحافظ.

پسر كوچك شما . برادر كوچك شما . حسن لطفي . 23/11/66 ساعت 20/10 دقيقه جمعه .

شهيد حسن لطفي در سال 1346 در يكي از مناطق جنوب شهر تهران ديده به جهان گشود . او دومين فرزند خانوادده بود وي در محيطي مذهبي رشد يافت. او در دوران ابتدايي دانش آموز خيلي مؤدب و درس خواني بود . به پدر و مادرش احترام زيادي مي گذاشت و هيچوقت كاري نكرد كه آنها را آزرده خاطر سازد. در امور ديني و مذهبي فعال بود و از همان كودكي به مسجد و نماز علاقه زيادي داشت و در حد امكان در نماز جماعت و جمعه شركت مي كرد . علاقه او به مسجد باعث شد تا مؤذن مسجد محل شود . در دوران فعاليتهاي انقلابي وي نيز شركت داشته و در كنار ساير برادران خود به راهپيمايي مي پرداخت . براي اينكه به خانواده خدمت كند هم درس مي خواند و هم كار مي كرد تحصيلات خود را تا پايان دوره راهنمايي ادامه داد. از لحاظ فعاليتهاي فرهنگي و ورزشي به فوتبال علاقه بسياري داشت. ديدار اقوام و آشنايان را هيچوقت فراموش نمي كرد . سرانجام در تاريخ 8/12/66 بر اثر بمباران در سقز به شهادت رسيد. پدرشان مي گويند در مورد اينكه شهيدان زنده اند يا نه هميشه شك داشتم تا اينكه شبي در خواب ديدم كه سر قبر فرزندم هستم و يكباره زلزله شديدي صورت گرفت و قبرش از هم شكافته شد و فرزندم از قبر بلند شد و دستانش را به گردنم انداخت و به من اطمينان داد كه شهيدان زنده اند و هرگز نمي ميرند و نزد پروردگارشان روزي مي گيرند. اين خواب شك مرا برطرف كرد و از خدا خواستم قرباني مرا بپذيرد.

خاطرات شهید

یکی از روزها که به عملیات رفتیم و با زحمت خودمان را به سرکوه رساندیم چون برف زیاد و هوا سرد بود یکی از سربازان سرکوه یخ زد. وقتی فرمانده آمد ایشان را دید گفت دیگر کار ایشان گذشته است و ما ناراحت شدیم.

هرچه وسایل داشتیم روی ایشان انداختیم یک مقدار ماساژ دادیم برای اینکه زنده بمانده بنده آن را کول گرفتم و به پایین کوه رساندم و تحویل امدادگر دادم.

الحمدلله نجات یافت و به آغوش گرم پدر و مادر برگشت. فکر می کنم که انشاءالله در پیش خداوند روسفید شدم.

والسلام علیکم و رحمة الله

بنام خداوند بخشنده مهربان

پس از عرض سلام خدمت پدر و مادر عزيزم اميدوارم كه حالتان خوب و خوش باشد و اگر از احوالات اينجانب پسر خود خواسته باشيد خوب هستم و هيچ ملالي نيست جز دوري شما عزيزان. پدر عزيزم حالتان كه خوب است انشاء الله . نامه پر مهر و محبت شما رسيد و خيلي خوشحال شدم . پدر عزيزم ما امكان دارد كه 30 الي 35 روز ديگر به مرخصي بياييم از طرف من هيچ نگران نباشيد حالم خوب است ديگر عرضي ندارم و شما را به خدا مي سپارم خدمت مادر عزيز و مهربان سلام عرض مي كنم و اميدوارم كه حالت خوب باشد و هيچ نگراني نداشته باشيد . خوب ننه جون حالت كه خوب است انشاء الله. از طرف من هيچ نگران نباش چون جاي من خوب و راحت هست اميدوارم بزودي به مرخصي بيايم و آن روي ماه شما را از نزديك ملاقات نمايم ديگر عرضي ندارم از طرف من به همه سلام برسانيد بخصوص عزيز خداحافظ. خدمت برادر عزيزم سلام عرض مي كنم و اميدوارم كه حالت خوب و سر حال باشي . علي جان ديگر چكار مي كني . شنيدم كه هنوز هم سر كار نمي روي خيلي ناراحت شدم . بابا برو شركت پهلوي داريوش بگو بابا نامرد من الآن دو ماه است كه بي كار هستم و تو هم امروز و فردا مي اندازي . برو پهلوي آقا رضا بگو بابا دمت گرم ، برو از طرف من بگو برود دنبالش تا ببينيد چي مي شه . خوب ديگه چكار مي كني . علي اگر يك موقع دير به مرخصي آمدم ناراحت نشويد حالم خوب است . خوب علي جان ديگه مزاحمت نمي شوم و از حضورت خداحافظي مي كنم از طرف من به ؟؟؟؟؟ و ؟؟؟؟؟؟ و آقا موسي سلام برسان خداحافظ. خدمت اصغر آقا و نسيم خانم سلام عرض مي كنم و اميدوارم كه حالتان خوب باشد و اگر از حال برادر و يا بهتر بگويم برادر خانم خود بخواهيد بحمد الله خوب هستم و هيچ نگراني ندارم بجز دوري از شما . خوب اصغر آقا ديگر چكار مي كني . حالت كه خوب است با كار چطوري. انشاء الله كه هميشه و در همه حال پيروز و موفق باشيد . نسيم جان تو چكار مي كني راستي ببينم ؟؟؟؟؟؟؟؟ آشتي كردند ؟؟؟؟؟؟؟ زيادي دارم ؟؟؟؟؟؟ از حضور شما خداحافظي مي كنم و شما را به خدا مي سپارم خدانگهدار شما خانواده عزيزم به اميد ديدار. 21/10/66   ساعت 20/12 دقيقه.

بنام خداوند بخشنده مهربان

خدمت پدر و مادر عزيزم سلام عرض مي نمايم و اميدوارم كه حالتان خوب باشد و هيچ نگراني نداشته باشيد و اگر از احوالات اينجانب پسر خود خواسته باشيد بحمد الله خوب و سرحال هستم و تنها نگراني من دوري از خانواده مهربانم هست كه اميدوارم كه به زودي به آغوش گرم خانواده برگردم پدر جان حال شما كه خوب است اميدوارم كه هيچ نگراني نداشته باشيد جاي ما خيلي خوب است و اميدوارم كه ديگر ناراحت من نباشيد خدا نگهدار تو پدر و مادر عزيزم . سلام به خدمت مادر عزيز و مهربانم مادر جان حالت كه خوب است نامه علي آمد رسيد عكس هم سالم بود خيلي جالب افتاده . خوب مادر جان ديگر كار مي كني . راستي با عروست چطوري . خوب كه هستي. خوب مامان از طرف من هيچ نگران نباش. جاي من خوب است باور كن . اصلاً از بابت من هيچ نگران نباش . خوب موسي خوب را ؟؟؟؟؟ عزيز چطور است. اميدوارم كه حالش خوب و سرحال باشد و هيچ نگراني نداشته باشد سلام منو به عزيز به خاله ها به دايي ها به عموها به زن عموها و دختر عموها برسانيد خوب ديگر مزاحم وقت شما نمي شوم مادر جان و از خدمت شما خداحافظي مي نمايم . خدانگهدار تو مادر عزيز و مهربانم . خيلي چاكرتم، نوكرتم، خاك زير پاتم، مادر جان . سلام به خدمت برادر عزيزم برادر جان دلم خيلي براي تو تنگ شده . وقتي نامه پرمهر تو به دستم رسيد خيلي خوشحال شدم . آنقدر خوشحال شدم كه وقتي هواپيماي عراقي آمد من متوجه نشدم چون سرگرم خواندن نامه شما برادر عزيزم . خوب علي جان ديگر چكار مي كني حالت كه خوب است از بابت كار هم هيچ نگران نباش حتماً‌ درست مي شه . خوب علي آقا قد قد قدا با عيال كار مي كني حالش كه خوب است اميدوارم علي جان عكسها مثل اينكه خيلي خوب افتاده چون آن يكي كه تو به من فرستادي خيلي باحال است . خوب علي جان ديگر وقت شما را نمي گيرم و از حضور شما خداحافظي مي كنم خدانگهدار شما برادر عزيزم سلام به خدمت خواهر و شوهر خواهر عزيزم ، يعني اصغر آقا اميدوارم كه حالتان خوب باشد و در زندگي هيچ نگراني نداشته باشيد خوب اصغر آقا شما چكار مي كني حالتان كه خوب است انشاء الله. خوب ما هم حالمان خوب است به اميد ديدار . نسيم خانم شما چكار مي كني اميدوارم كه حالتان خوب باشد ديگر سرتان را درد نمي آورم و از خدمت شما خداحافظي مي كنم . خدانگهدار شما. بلاي باي. برادر شما حسن لطفي. 16/10/66

بسم الله الرّحمن الرّحيم

بنام خداوند بخشنده مهربان

تاريخ : 7/12/66

با عرض سلام خدمت پدر و مادر عزيزم اميدوارم كه حالتان خوب بوده باشد و هيچ نگراني نداشته باشيد و اگر از احوالات اينجانب پسر حقير خود خواسته باشيد بحمد الله خوب هستم و هيچ نگراني ندارم جز دوري عزيزان. بخدمت پدر عزيز و مهربانم سلام عرض مي كنم . پدر جان حالت چطور است . حالت كه انشاء الله خوب است . پدر جان از طرف من هيچ نگران نباشيد جا و حالم خوب است و دعا به جان شما مي كنم . خوب پدر جان ديگر سر مبارك شما را درد نمي آورم و از حضورت خداحافظي مي كنم. بخدمت مادري مهربان و دلسوز سلام عرض مي كنم و اميدوارم كه حالت خوب باشد و هيچ كسالتي نداشته باشي و اگر از احوالات پسر خود خواسته باشي خوب هستم . خوب مادر جان چكار مي كني ؟ حالت كه خوب است نامه پر مهر و محبت شما بدستم رسيد خيلي خوشحال شدم و راستي بگو ببينم گفته بودي كه علي از آن كار درآمد . آيا كار ديگري پيدا كرده يا نه و در ضمن درباره عروسي علي به نظر من با آنكه من كسي نيستم نظر بدهم ، ولي خوب ديگر مي خواستم بگم اگر علي و مهين يه سفر به مشهد بروند بهتر از همه است باز هم سلاح خويش را خسروان دانند ؟؟؟؟؟؟ خواستم يك نظر بگم . خوب ديگر چكار مي كني مامان جون از طرف من هيچ نگران نباش حالم خوب و جايم هم خوب است هي ناراحتي به خود راه ندهي. خوب ديگر سرت را درد نمي آورم از طرف من به همه سلام برسون بخصوص عزيز كه خيلي دوست دارمش . مامان جون كاري نداري . پس باي باي قربان هميشگي تو حسن . خيلي نوكرتم ، خيلي چاكرتم ، واقعاً مخلصتيم . خداحافظ شما تا ديداري تازه. بخدمت برادر عزيزم سلام عرض مي كنم و اميدوارم كه حالت خوب باشد و اگر از احوالات برادر حقير خود خواسته باشيد خوب هستم خوب علي جان حالت كه خوب است راستش شنيدم كه از آن كار در آمدي . در جواب نامه بنويس ببينم آيا كار پيدا كردي يا نه ؟ يادت نره . خوب بگو ببينم حال ايال چطور است . حالش كه خوب است سلام منو به مهين خانم ، مهلقا خانم و آقا موسي برسان راستي داشت يادم مي رفت من هم به سهم خود از اينجا به تو و مهين خانم تبريك عرض مي كنم و اميدوارم كه در زندگي هميشه شاد و خرم باشيد خوب علي جان ديگر وقت گرانبهاي تو را نمي گيرم و از حضورت خداحافظي مي كنم از طرف من به همه سلام برسان دوستدار هميشگي تو حسن. به خدمت خواهر عزيزم و پسر عموي گرامي سلام عرض مي كنم و اميدوارم كه هميشه شاد و خرم باشيد و اگر از احوالات اينجانب خواسته باشيد خوب هستم و هيچ نگراني ندارم جز دوري شما عزيزان . خوب اصغر آقا حالت كه خوب است با كار چطوري ؟ يه شعري است كه مي گه برو كار مي كنم مگو چيست كار كه سرمايه جاودانگي است كار. بله ديگر ما هم طبع شاعريمون گل كرده . خوب نسيم خانم شما چكار مي كني ؟ حالت كه خوب است . بگذريم راستش غذا آمده و دارند مي خورند اگر دير بجنبيم غذا تمام مي شود ديگر سرتان را درد نمي آورم و از حضورتان خداحافظي مي كنم . خداحافظ شما تا سال جديد . نسيم خانم از طرف من به سكينه و آقا محبوب سلام برسون و راستي پدر جان مي بخشيد كه دوباره مزاحمتون شدم مي خواستم درباره دفترچه بيمه اي كه قرار بود عوض شود بگوييد كه من چكار بايد بكنم راستش من كمي كند ذهن هستم و آن فرمايشات شما را فراموش كردم اميدوارم كه ناراحت نشده باشيد . خداحافظ شما . دوستدار شما . راستش من اشتباهي در دو صفحه جدا نوشتم چون خوابم مي آمد حواسم نبود كه دو برگ است مي بخشيد. ساعت 8 شب .

 تاريخ : 7/12/66

حسن لطفي

بنام خداوند بخشنده مهربان

بخدمت پدر ومادر عزيزم سلام عرض مي كنم و اميدوارم كه حالتان خوب باشد و اگر از احوالات اينجانب پسر كوك خود خواسته باشيد بحمد اله خوب و سرحال هستم و تنها نگراني من از بابت شماست خوب راستي نامه را به رضا داده بوديد كه به من برساند آمد رسيد و اول كه نامه رسيد خيلي خوشحال شدم ولي بعد از خواندن نامه خيلي ناراحت شدم كه عزيز مريض شده  و مش ننه چشمش را عمل كرده . لطفاً جواب نامه را زود بنويسيد و من را از حال عزيز و مش ننه در جريان بگذاريد راستي از بابت اصغر هم خيلي خوشحال شدم كه مي تواند با عصا راه برود . خوب ديگر چه خبر ؟ حال خودتان كه خوب است هيچ كسالتي كه نداريد  راستي از بابت علي كه ناراحتي نداره اون كه جاش خوب است و جاي هيچ نگراني ندارد خودتان را ناراحت نكنيد چون اگر شما ناراحت بشويد من هم ناراحت مي شوم خوب بگو ببينم ديگر چه خبر . راستي نسيم خانم شما چكار مي كنيد حالتان كه خو ب است. نسيم خانم من كه مي دانم در كارهاي خانه به مامان كمك مي كني. ولي از تو خواهش مي كنم كه در كارهاي خانه بيشتر به مامان كمك كنيد ون من مي دانم مامان خيلي خسته شده است . اول اصغر تصادف كرد و بعد مش ننه چشمش را عمل كرد و در ضمن شنيدم كه عزيز هم حالش خوب نيست و بدين جهت از شما يكبار ديگر خواهش مي كنم كه در كارهاي خانه بيشتر به آن كمك كنيد . خيلي خيلي ممنونم. خوب نسيم خانم ديگر سر مباركتان را درد نمي آورم راستي نسيم خانم از طرف من به آنهائي كه خودت مي داني سلام برسان . خداحافظ نسيم خانم . خوب مامان جان تو بگو ببينم چه كار مي كني؟ من كه دلم خيلي براي تو و آنجا تنگ شده است ولي خوب چكار مي تونم بكنم . خدمت است ديگر فقط مي توانم از دور دستتان را ببوسم مامان جان از طرف من از آنجا معذرت بخواه كه نمي توانم در اين موقع در خدمتش باشم و لا اقل بتوانم كمي به او كمك كنم خوب ديگر وقت شما را نمي گيرم و از حضورتان خداحافظي مي كنم. نوكر شما ، چاكر شما ، دست بوس شما ، پسر كوچكتان حسن. لطفاً جواب نامه را زود زود بنويسيد و از احوالات عزيز و مش ننه و خودتان من را در جريان بگذاريد و از طرف من به همه سلام برسانيد . خداحافظ . پدر و مادر عزيزم شما را به خدا مي سپارم .

يوسف گم گشته باز آيد به كنعان غم مخور

كلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور

در بيابان گر به شوق كلبه خواهي زد قدم

سرزنشها گر كند خوار مغيلان غم مخور

چه خوش است ناله من به نوا رسيده باشد

دل پا شكسته من به دوا رسيده باشد

نفسي آن زمان بر آرم به فراغت از ته دل

كه عيار مستي من به هوا رسيده باشد

همه روز بي قرارم همه شب در انتظارم

كه دل رميده من به كجا رسيده باشد

پر جبرئيل اينجا گره شكسته دارد

به دليل عقل زاهد به كجا رسيده باشد

نامه را چون مي بري قاصد زباني هم بگو

نامه را آهسته بگشا دل در آن پيچيده است

وصیت نامه شهید

معمولاً رسم بر این است که با آیاتی از قرآن نوشته و نامه را شروع می کنند و به آنان استناد می جویند. من هرچه فکر کردم دیدم هیچ چیز بهتر از خود قرآن نیست که من در تیتر این نامه بیاورم چون این قرآن بود که من را به اینجا کشاند و این قرآن بود که من و امثال من به خاطر اعتلای آن به اینجا آمدیم و این قرآن است که از زبان خدا می گوید: ای ایمان آورندگان، در راه خدا جهاد کنید و از مال و زن و فرزند بگذرید و با او معامله کنید، و هم اوست که می گوید جماعت کفر را بکشید و در مقابل دشمنان خود چون ریشه های استوار باشید، و هم اوست که می گوید مپندارید که آنهائی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند، بلکه زنده اند و نزد خدا روزی خوارند

. باز هم اوست که می گوید: اهل دیاری از ظلم و جور مردم جبار و ستمگر به خدا می گویند که ما را از شر این مردم ستمکار رهائی بخش و یا رویاروی بفرست و هم اوست که بسیار بسیار دیگر هم می گوید و دقیقاً انتخاب قرآن نشان داده به همین خاطر است. غرض از این مقدمه و نوشتن این نامه این نیست که چیزی را وصیت کنم و یا وصی انتخاب کنم چون چیزی ندارم که احتیاج به این کار باشد و به همین خاطر می گویم نامه و نمی گویم وصیتنامه، غرض من عنوان کردن مسائلی است که تا به امروز بدانها رسیده امور بازگو کردن آنها برای کسانی که این نوشته ها را می خوانند و یا می شنوند گفتن مطالبی است که خود پس از طی یک دگرگونی داخلی آن را درک کرده و اینک می گویم که من معبود خود را جستم و به دنبال آن هدفم را پیدا کردم و دارای آرمان شدم، با علم و آگاهی به این راه پای گذاشتم.

همیشه دعایم این بوده که خداوند در این راه به من ثبات قدم عطا کند و مرا در این امتحان کمک کند تا سربلند و پیروز بیایم، منی که غرق در گناه بودم، منی که هنوز کاملاً خود را نشناخته بودم تا چه رسد به خدای خود، نمی دانم چه شد که زیر ورو شدم. چه نیروئی بود، چه برقی و چه تحول و صاعقه ای بود که از درون، ریشه های نفسم را سوزاند و دنیای دیگری را نشانم داد و باز هم چون تازه این نیرو را به دست آوردم و نمی خواهم که از دست بدهم، از خدا می خواهم مرا از لغزش و گمراهی نجات دهد و به من توفیق ادامه این راه را بدهد.

خدایا: آرزویم این است که در لحظه مرگ آگاه و شاهد باشم و تو را تنها در این راه می جویم، پس کمکم کن تا شهید از دنیا بروم، خدایا: کالائی را که به نام جان به من عطا کردی در طبق اخلاص گذاشته ام و آن را با خودت معامله می کنم.خدایا تو خود خریدار این کالا باش.

از مال دنیا هیچ ندارم به جز ؟؟ که همه عشق و علاقه من بعد از خدا متوجه اوست وسهدختر پاک و معصوم که چشم امیدم به آنهاست و از خود خدا می خواهم که این تنها دارائی های مرا در پناه خودش محفوظ بدارد و طریق حقیقت وخیر وصلاح را به آنان نشان دهد.

و از همسرم، گله خواهم کرد که اگر بچه ها را خداپرست و حقیقت جو بار نیاورد، هرچه غیر از اینها دارم تعلق به همسرم دارد که تقاضا می کنم آنها را صرف انقلاب و بچه هایم بکند، چون من جان عزیز را فدای انقلاب کردم و از او می خواهم که آنان را با رسالتشان که رساندن پیام خون شهیدان به نسل های بعدی و تداوم بخشیدن این انقلاب است آشنا کند، چه این نهال نوپا فردا به دست اینان درخت تناوری خواهد شد.

از پدر و مادرم و کلیه دوستان و اقوام و همسایگان طلب بخشش می کنم و امیدارم از دعای خیر غافل نشوند. از پیشگاه امام زمان (عج) درخواست می کنم که ما را هم جزو سربازان و یاران خود محسوب نمایند.

و از امام خمینی رهبر انقلاب تشکر می کنم به خاطر متحول کردن ما و نجات دادن ما از زندان های دنیوی و نفس سرکش و قرار دادن و رهنمون کردن ما به سوی فلاح و رستگاری و من به خود می بالم که پیرو او هستم آن پیروئی که دکتر شریعتی
می گوید:

پیرو، مدیحه سراینست، انسانیست جستجوگر و مسئول و مرد راه که هدفی دارد و می خواهد خود را بسازد و دیگران را برساند، انشاءالله که این چنین بوده باشم.

والسلام

برافراشته باد پرچم خون رنگ توحید در سراسر عالم

پر رهرو باد راه شهادت سرخ به رهبری حسین (ع)

متصل باد انقلاب ما به انقلاب حضرت مهدی (عج)

پیروز باد جمهوری اسلامی

طولانی تر باد عمر رهبر انقلاب

کربلای خوزستان اهواز

حسن لطفی

تصویر مزار شهید

شهید حسن لطفی
تصویر مزار شهید حسن لطفی

لطفا پیش از ارسال دلنوشته خود درباره شهید موارد زیر را مطالعه و بررسی نمایید.

الف) متن دلنوشته شما قبل از انتشار در وبسایت ، به طور دقیق بررسی می گردد و پس از تایید با نام خودتان برای عموم منتشر می گردد. بنابراین خواهشمندیم در ارسال متن خود دقت نمایید.

ب) در صورتی که دلنوشته ارسالی شما دارای محتوایی باشد که بتوان روی آن کار بیشتری کرد ، با هماهنگی خودتان ، ویراستاران وبسایت از نظر ادبی آن را ویرایش نموده و پس از ایجاد شاخ و برگ مناسب ، نسبت به انتشار آن در بخش های دیگر وبسایت اقدام می نمایند.

ج) توجه نمایید که از انتشار محتوای دارای اصطلاحات و الفاظ نامناسب ، محتوای مغایر با قوانین کشور جمهوری اسلامی ایران و هرگونه محتوایی که رنگ و بوی سیاسی و جناحی داشته باشد ، جدا معذوریم.

د) استدعا داریم که فارسی بنویسید و از کیبورد فارسی استفاده کنید. بهتر است از فضای خالی (Space) بیش‌ از‌ حدِ معمول ، شکلک یا ایموجی استفاده نکنید و از کشیدن حروف یا کلمات با صفحه‌کلید بپرهیزید. تنظیمات دقیق متن ارسالی شما توسط ویراستاران وبسایت انجام می گردد.

اولین کسی باشید که خاطره شهید می نویسد “شهید حسن لطفی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نقد و بررسی‌ها

هیچ دلنوشته ای برای این شهید نوشته نشده است.