شهید عباس ملکان در بیست و چهارم فروردین 1345 ، در تهران چشم به جهان گشود. پدرش علی، کارگر بود و مادرش،ریحان نام داشت. تا اول راهنمایی درس خواند. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. سی ام اردیبهشت 1366 ، در سومار بر اثر سانحه رانندگی توسط نیروهای عراقی شهید شد. مزار او در بهشت زهرای تهران واقع است.
شهید عباس ملکانShahid Abbas Malkan
شهید عباس ملکان در بیست و چهارم فروردین 1345 ، در تهران چشم به جهان گشود. پدرش علی، کارگر بود و مادرش،ریحان نام داشت. تا اول راهنمایی درس خواند. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. سی ام اردیبهشت 1366 ، در سومار بر اثر سانحه رانندگی توسط نیروهای عراقی شهید شد. مزار او در بهشت زهرای تهران واقع است.
تلاوت سوره مبارکه الرحمن به نیت این شهید
تماس بگیرید
253 بار دیده شده مقایسه| اطلاعات کلی | ||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
|
||||||||||||||||||||||||
| اطلاعات سازمانی | ||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||
| ویژگی های شهید | ||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||
نامه ی شهید
با عرض سلام به خانواده عزیزم امیدوارم که حالتان خوب باشد و اگر جویای حال بنده باشید به شکر خدا خوب و سلامت هستم و به دعاگوئی شما خانواده عزیز مشغول می باشم
خانواده عزیز حالتان چطور است بابا و مامان حسین و حسن امیدوارم حال همگی شما خوب باشد الان که دارم برایتان نامه می نویسم در یک منطقه دیگری از سومار هستیم ما جابجا شدیم ولی در همان سومار هستیم در روبروی ما شهر کانی شیخ عراق هست و منطقه کاملا خوبی هست می توانید از نقشه پیدا کنید راجب مرخصی برایتان بگویم ما فعلا آماده باش هستیم و معلوم نیست چند هفته طول میکشد تا به ما مرخصی بدهند به امکان زیاد یک ماه مرخصی ما عقب افتاده خانواده عزیز من باز هم آدرس؟ همان آدرس قبلی هست و شما می توانید برای من نامه بدهید به مریم هم بگوئید برای من می تواند نامه بدهد نامه عمه- احمد سعیدی- و صفر- و دائی بدستم رسید و نتوانستم برایشان جواب را بدهم انشاا… در فرصت کافی برایشان جواب را می نویسم خوب دیگر عرضی ندارم فقط اگر امکان دارد زود جواب نامه را بدهید من سعی می کنم هفته ای یک نامه به شما بدهم خدانگهدار. به ناصر مریم و رویا کوچولو که خیلی دلم برایش تنگ شده برسانید و همینطور اصغر که برای او هم دلم تنگ شده البته بیشتر برای میوه هایش
حسین من تازگی رفتم در کار شهر
امکان دارد بعد از خدمت شاعر معرفی شوم
و شما می توانید به من افتخار کنید
البته وقتی می خواهید من را ببینید باید وقت بگیرید
تمام کردم جوانی راه تا کنم خوش زندگانی
که سود از زندگانی چون تما کردم در جوانی
بیت 2 شمع محفل شاهان بودن هیچ ذوقی ندارد
خوشا شمعی که روشن کند ویرانی راه
بیت 3- روزی که بدنیا آمدی تو عریان جمعی به تو خندان بودن تو گریان
کاری کن که ای دوست وقت مردن همه گریان باشند و تو خندان
خوب حسین فعلا بسته یک جوکی برایت بگویم
یک روز یک رشتی می رود توی کوچه
کوچه بن بست بود برمی گردد
به همه فامیلها سلام گرم مرا برسانید
به نام خدا
با سلام به خانواده ؟ عزیزم از جمله ناصر و مریم و رویا سلام عرض می کنم امیدوارم که حالتان خوب باشد و هیچ گونه کسالتی به شکر خداوند نداشته باشید و همیشه شاد و خرم بوده باشید و اگر جویای حال برادر خود باشید به شکر خدا خوب و سلامت هستم و به دعاگوئی شما خواهر عزیز مشغول می باشم مریم جان حالت چطور است حال ناصر و رویا خوب است امیدوارم که خوب باشد مریم جان الان که دارم برایت نامه می نویسم در حدود 81 روز است در منطقه هستم و فعلا از مرخصی خبری نیست دلم برای همه شما تنگ شده ولی چاره ای نیست اینهم یکی از سختیها خدمت است و باید ساخت اینجا دیگر از حمله خبری نیست و من هم حالم خیلی خوب است تا محسن چند روز پیش بدستم رسید و خیلی زود جواب نامه را نوشتم شنیدم که حسین نامزد کرده من خیلی دوست داشتم که در عقد کنون باشم خدمت است و هیچ کسالتی نداریم مریم جان در پایان رویا را از طرف من ببوس و خیلی مواظب او باش چون دلم خیلی برایش تنگ شده
به ناصر و بابا و مامان حسین حسن و تمام فامیلها که اسم آنان را نمی برم سلام گرم مرا برسانید خدا یار و نگهدار شما
در ضمن به بابا بگو فعلا پول لازم ندارم هر وقت لازم داشتم برایتان نامه می دهم
مریم جان لازم است برایتان بگویم مرا ببخشید که نمی توانم برایتان زیاد نامه بدهم چون من نه کاغذ دارم نه پاکت که برایتان نامه بدهم این چند تا هم از دوستانم گرفتم
بسم رب الشهداء والصدیقین
به نام خدایی که هابیل و قابیل را آفرید و به نام خدایی که به انسان تحمل و درک داده و به نام شهیدانی که در راه خدا و اسلام جهاد کردند و جان و خون پاک خود را نثار خاک پاک میهن و اسلام کردند تا اسلام اصیل پایدار و استوار بماند و با این عمل خود، از خودگذشتگی را به عموم مردم دنیا آموختند.
شهید عباس ملکان در تاریخ بیست و چهارم فروردین هزار و سیصد و چهار و پنج در خانواده ای متدین و با ایمان چشم به جهان گشود و خداوند این فرزند را به این خانواده عطا نمود. شهید در سال هزار و سیصد و پنجاه و یک به دبستانی واقع در رباط کریم سابق شروع به تحصیل نمود.
از خصوصیات بارز این شهید این موارد قابل ذکر است که شهید انسانی علاقه مند به تحصیل و مسائل دینی و اخلاقی بود و همیشه سعی می کرد به دیگران تا آنجا که امکان داشت کمک فکری و معنوی کند و هیچگاه سعی و کوشش خود را مخصوصا در موارد دینی دریغ نمی کرد و تا آنجا که از مسائل دینی اطلاع داشت آن اطلاعات را در اختیار مردم قرار می داد و همواره تمام بستگان بخصوص مادر و خواهرشان را تشویق به حجاب می نمودند و برای این مسئله اهمیت زیادی قائل می شدند ایشان در سال 1357 در اوایل راهپیمایی پرشکوه مردم و تظاهرات بی شمار آنها همیشه از اولین کسانی بود که در این راهپیمایی ها شرکت داشت شهید بزرگوار در طول روزهای پرشکوه انقلاب هر شب با سایر مردم و دوستان نزدیک خود در مساجد به آموزش تعلیمات نظامی، می پرداختند و شبها به عنوان بسیجی در خیابانها به نگهبانی میپرداختند همیشه با اخلاق نیکو و دوستانه با مردم برخورد می کردند شهید در عین حال که شبها مشغول نگهبانی بود پس از ترک تحصیل شروع به کار کردن نمود تا کمک حال خانواده خویش باشد و همیشه سعی می کرد که به زیردستان خود کمک و آنها را هدایت کند و سعی می کرد که همگان را از خود خشنود و راضی نگاه دارد ایشان درطول 8 سال دفاع مقدس در حالی که برادر بزر گوارش مشغول به خدمت سربازی بود برای دفاع از خاک و میهن اسلامی خود قبل از تمام کردن خدمت برادرش عازم سربازی گشت و در مورد این مسئله علاقه بسیاری می ورزید ایشان سن نوجوانی علاقه بسیاری به رانندگی داشت تا اینکه بعد از چهارده ماه انجام وظیفه موفق به گرفتن تصدیق نامه رانندگی شد تا بتواند در جبهه خدمت خود را دو چندان نماید و موفق شد با وسیله نقلیه ارتش خدمت بیشتری در جبهه نماید که در نهایت در تاریخ 30/2/66 به مقام والای شهادت نائل گردید. این دنیای فانی را ترک نمود و به لقاءا… پیوست
ما تا زنده ایم راه آن شهید بزرگوار را ادامه می دهیم و در جهت پاسداری از کشور و میهن اسلامی کوشش خود را دریغ نمی کنیم و تا لحظه ای که خون در رگهای ما است هیچگاه این شهیدان عزیز و بزرگوار را فراموش نخواهیم کرد و راه ممتد رهبری ادامه خواهیم داد
ببوسم دستت ای مادر که پرورده ای مرا آزاد
بیا بابا تماشا کن که فرزندت شده داماد
به مجلس می روم شادمان ولی زخمی به تن دارم
به جای رفت دامادی لباس خون به تن دارم
تصویر مزار شهید

لطفا پیش از ارسال دلنوشته خود درباره شهید موارد زیر را مطالعه و بررسی نمایید.
الف) متن دلنوشته شما قبل از انتشار در وبسایت ، به طور دقیق بررسی می گردد و پس از تایید با نام خودتان برای عموم منتشر می گردد. بنابراین خواهشمندیم در ارسال متن خود دقت نمایید.
ب) در صورتی که دلنوشته ارسالی شما دارای محتوایی باشد که بتوان روی آن کار بیشتری کرد ، با هماهنگی خودتان ، ویراستاران وبسایت از نظر ادبی آن را ویرایش نموده و پس از ایجاد شاخ و برگ مناسب ، نسبت به انتشار آن در بخش های دیگر وبسایت اقدام می نمایند.
ج) توجه نمایید که از انتشار محتوای دارای اصطلاحات و الفاظ نامناسب ، محتوای مغایر با قوانین کشور جمهوری اسلامی ایران و هرگونه محتوایی که رنگ و بوی سیاسی و جناحی داشته باشد ، جدا معذوریم.
د) استدعا داریم که فارسی بنویسید و از کیبورد فارسی استفاده کنید. بهتر است از فضای خالی (Space) بیش از حدِ معمول ، شکلک یا ایموجی استفاده نکنید و از کشیدن حروف یا کلمات با صفحهکلید بپرهیزید. تنظیمات دقیق متن ارسالی شما توسط ویراستاران وبسایت انجام می گردد.

نقد و بررسیها
هیچ دلنوشته ای برای این شهید نوشته نشده است.