تخفیف‌ها و قیمت جشنواره‌ها در قیمت فروش در نظر گرفته نمی‌شود
توجه : برای فیلتر کردن نمایش ها در نمودار بر روی عنوان هریک کلیک کنید .

شهید رضا عربگری صومعهShahid Reza Arabgari

محل خدمت: سپاه پاسداران شناسه ایثار شهید : 00000816 دسته:

دراولین روز فروردین سال 1340 درخانواده ای مذهبی پا به عرصه وجود نهاد. هم زمان با اوج گیری انقلاب درتمام تظاهرات و راهپیمائیها مخصوصاً دانش آموزی شرکت می کرد تا جائیکه به کمک دوستان دیگرش مدرسه را به تعطیلی کشاندند. درروزتاریخی 17 شهریور 57 ناظرشهادت 60 نفربود درحالی که خودش زیراتومبیلی پنهان گشته بود و آن روزساعت دو بعد ازنیمه شب موفق شد ازچنگال مزدوران ستم شاهی گریخته و به خانه بازگردد. درسال سوم هنرستان دست به ابتکارجالبی زد یک دستگاه دوچرخه جدید را طراحی و ساخت که مدتی درنمایشگاه تهران بود وسپس به سالن نمایشگاه هنرستان محل تحصیل وی منتقل گشت و درحال حاضرهم درآنجا نگهداری می شود. درمساجد ابوذرو ابوالفضل فعالیت های فرهنگی و تبلیغی گسترده ای داشت و شبها را به پاسداری می گذراند دراواخرزندگی او فرماندهی پایگاه ابوذررا به عهده داشت. همیشه گشاده رو و خوش خُلق بود و یک لحظه خنده از لبانش دور نمی شد در شهریور سال 60 ازدواج کرد. البته با مراسم خیلی ساده و بی آلایش. ثمره آن فرزندی شد که سه ماه پس ازشهادت پدر،بدنیا آمد.

تلاوت سوره مبارکه الرحمن به نیت این شهید

تماس بگیرید

258 بار دیده شده مقایسه

دراولین روز فروردین سال 1340 درخانواده ای مذهبی پا به عرصه وجود نهاد. هم زمان با اوج گیری انقلاب درتمام تظاهرات و راهپیمائیها مخصوصاً دانش آموزی شرکت می کرد تا جائیکه به کمک دوستان دیگرش مدرسه را به تعطیلی کشاندند. در روز تاریخی 17 شهریور 57 ناظر شهادت 60 نفر بود در حالی که خودش زیر اتومبیلی پنهان گشته بود و آن روز ساعت دو بعد از نیمه شب موفق شد از چنگال مزدوران ستم شاهی گریخته و به خانه بازگردد. در سال سوم هنرستان دست به ابتکارجالبی زد یک دستگاه دوچرخه جدید را طراحی و ساخت که مدتی درنمایشگاه تهران بود وسپس به سالن نمایشگاه هنرستان محل تحصیل وی منتقل گشت و درحال حاضرهم درآنجا نگهداری می شود. درمساجد ابوذرو ابوالفضل فعالیت های فرهنگی و تبلیغی گسترده ای داشت و شبها را به پاسداری می گذراند دراواخرزندگی او فرماندهی پایگاه ابوذررا به عهده داشت. همیشه گشاده رو و خوش خُلق بود و یک لحظه خنده از لبانش دور نمی شد در شهریور سال 60 ازدواج کرد. البته با مراسم خیلی ساده و بی آلایش. ثمره آن فرزندی شد که سه ماه پس ازشهادت پدر،بدنیا آمد.

در اولین روز فروردین سال 1340 در یکی از خانواده های مذهبی تهران ، فرزندی پابه عرصه وجود نهاد که خانواده اش وی را رضا نامیدند . پس از دوران کودکی ، او را به دیستان سپردند که با موفقیت طی کرد. همزمان با اوج گیری انقلاب اسلامی به رهبری امام امت ، دانش آموز هنرستان گشت . آن زمان در پخش و تکثیر اعلامیه های امام امت فعالیت زیادی می نمود . درنصب پوستر و کلیشه کردن بر روی دیوار ها،‌نقش به سزائی داشت . در تمام تظاهرات و راهپیمائیها مخصوصا دانش آموزی شرکت می کرد تا جایی که به کمک دوستان دیگر دانش آموز ، مدرسه را به تعطیلی کشاندند . روز تاریخ 17 شهریور سال 57 ناظر شهادت 60 نفر بوده است . در حالی که خودش زیر اتومبیلی پنهان گشته بود و آن روز ساعت دو بعد از نیمه شب موفق شد از چنگال مزدوران ستمشاهی گریخته و به خانه باز گردد. آنگاه که پیروزی در 22 بهمن ، چون گل بهاری شکفت و شکوفه عدل و آزادی باز گرفت . وی برای حفظ دستاوردهای انقلاب در بخش تبلیغات ، مسجد گیشا شروع به فعالیت نمود . امام هرگز تحصیل و حضور در کلاس را از یاد نمی برد تاجایی که در سال سوم هنرستان درس می خواند و دست به ابتکار جالبی زد . یک دستگاه دوچرخه جدید را طراحی نمود و ساخت که مدتی در نمایشگاه تهران بود و سپس به سالن نمایشگاه هنرستان محل تحصیل وی منتقل گشت . در حال حاضر هم در آنجان نگهداری می شود .
رضا در ضمن تحصیل فعالیت های غیر درسی را هم فراموش نمی کرد . در مساجد ( ابوذر) و (ابوالفضل ) (ع) فعالیت های فرهنگی و تبلیغی گسترده ای را داشت و شب ها را هم به پاسداری دادن می گذراند . در اواخر زندگی این دنیایش ، فرماندهی پایگاه (ابوذر) را برعهده داشت. با تمام کوشش ها و فعالیت ها، شرکت در نمازهای جمعه و جماعات و دعای کمیل را هرگز از نظر دور نمی داشت . علاو برخودش ، دیگران را هم به شرکت تشویق و ترغیب می نمود. با رها می گفت (‌همین اجتماعات است که دشمنان انقلاب و اسلام را به لرزش در می آورد ). به هنگامی که گروهکهای منافق و ضد انقلاب ، درشهر ها وبلوا و آشوب به پا می کردند ، در برخورد با آنها سرختانه درگیر شده و به بحث و جدال می پرداخت . گاه پیش می آمد که به ضرب و جرح منجر می گشت . معتقد بود که ضد انقلابیون بایستی رسوا و نابود گردند و یا اینکه به طرف اسلام بیایند . درشهریور ماه سال 60 بود که ازدواج نمود و تمام مراسم آن هم خیلی ساده و بی آلایش برگزار گردید . ثمره آن فرزندی است که سه ماه پس از شهادت پدر چشم معصومانه به این گیتی گشود . بعد از مراسم عقد به پادگان امام حسین (ع) جهت گذراندن دوره عملیات نظامی اعزام شد .
پس از طی دوره یکماهه آموزش به کار در منطقه 10 سپاه پرداخت . بیش از شش ماه از مراسم عروسی وی نگذشته بود که به درخواست خودش به جبهه حق علیه باطل اعزام شد . دوره این عزیمت سه ماه بود که پس از آن به تهران بازگشت و بعداز مدتی به طور داوطلبانه و با اصرار مجدد برای یک دوره یکماهه دیگر اعزام گردید . علاوه برخود دیگران راهم به جبهه رفتن تشویق می نمود و می گفت : تایک قطره خون در بدن داریم بایستی راه شهدا را ادامه دهیم و هرگز به این کافران صلح نکنیم و با تمام وجودمان باین از خدا بی خبران بجنگیم . این بار درجزیره مجنون مشغول انجام وظیفه شد . پنج ماه و اندی با مزدوران بعثی جنگید . ادوائل شب اولین روز فروردین سال 63 که برای دفع حمله دشمن به ÷یش می رفتند , ترکش خمپاره به سرش اصابت نمودو پس از گذشت چند دقیقه در حالی که در آغوش یکی دوستان همرزم خود عبارات یا حسین یا خنینی را مرتبا تکردر می کرد به لقا ء الله پیوست . از خصوصیات با ارزش وی گشاده روئی و خوش خلقی اش را می توان نام برد , به طوری که یک لحظه خنده از چهره اش دور نمی شد . همیشمه عامل نشاط و شادی در بین دوستان و خانواده اش محسوب می گشت . سادگی و بی ریائی اش در همان برخورد اول نظر دیگران را جلب می کرد .

برچسب:
اطلاعات کلی
نام و نام خانوادگی

رضا عربگری صومعه

نام مستعار

نام پدر

صفرعلی

تاریخ تولد

1340/01/01

سن

23

تاریخ شهادت

1363/01۱/01

محل شهادت

جزیره مجنون

شهادت در عملیات

خیبر

نحوه شهادت

اصابت ترکش به سر

مزار شهید

بهشت زهرای تهران
قطعه 27 ردیف 43 شماره 2

درصد جانبازی

محله

باغ خزانه

اطلاعات سازمانی
حوزه بسیج

247 محمد مصطفی صلی الله علیه

محدوده پایگاه

پایگاه فعالیت

پایگاه المهدی عجل الله تعالی
پایگاه مقاومت بسیج مسجد جامع ابوذر

مسجد فعالیت

مسجد ابوذر علیه السلام
مسجد المهدی عجل الله تعالی

یگان خدمت

سپاه پاسداران

سمت و رتبه

رزمنده

رسته خدمت

رزمی مهندسی

ویژگی های شهید
فرهنگی مذهبی

فعال هیئات مذهبی

ورزشی

شغلی

دبیر فنی ساخت اتومکانیک

تحصیلات

دیپلم

رشته تحصیلی

فنی حرفه ای
مکانیک

وصیت نامه شهید

وصیت نامه شهید رضا عربگری صومعه:

بسم رب الشهداء والصدیقین
این وصیت نامه ها انسان را می لرزاند .
امام خمینی (ره)
ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین
همانا نماز من , پرستش من , زندگیم و مرگم برای پروردگار جهانیان است ( قرآن )کریم

با درود و سلام به امام زمان (عج) و باسلام به نایبش روح الله به امید پیروزی امتش حزب الله بر کفر جهان از چنگال ستمگران و با سلام به رزمندگان جبهه های حق علیه باطل و با درود به روان پاک شهیدان اسلام از صدر اسلام تاکنون .
و باسلام و درود به پدر و مادر عزیزم که درراه من زحمتهای بسیار کشیده و مرا بزرگ کرده اند .
من خیلی ناراحت هستم که نتوانستم زحمتهای شمارا جبران کنم . اگر من در جبهه شهید شدم , ناراحت نباشید , زیرا ما امانتی از طرف خداوند نزد شما بودیم و حالا به سوی او باز می گردیم . ما از خدائیم و به سوی او بازگشته و رضای خدا را می خواهیم . پدر و مادر عزیزم , خود را برای تحمل غمها و مصیبتها آماده سازید و دل قوی دارید که خدای بزرگ متعال پشتیبان و نگهدار شماست . این مصیبتها و سختیها زود گذر و تمام شدنی است که امام علی (ع) می فرماید : الدنیا دار مملا دار مقر , دنیا خانه گذراست نه خانه استقرار , فقط ما در این دنیا مورد امتحان هستیم که در قرآن آمده است : آنچه در زمین است زینت قرا دهید , امام زینتی که سبب امتحان است . من به این فکر افتادم که زندگی ناپایدار و سست این دنیا را به جای همیشگی آخرت بفروشم که ان معامله با خداست و هرکه با خدا معامله کرد ضرر نمی کند .
من که هیچ چیز ازخودم ندارم که با خدا معامله کنم , بلکه چیزی که خدا به ماداده است همان جان و جسم خود است و این معامله باید بهتر صورت گیرد . همان طور امام حسین (ع) می خواست اسلام را صادر کند و ماهم حالا همان اسلام را می خواهیم صادر کنیم . چون آن موقع به صدای هل من ناصر حسین (ع) کم لبیک گفتند , ماحالا به صدای حسین و فرزندش خمینی لبیک می گوئیم و آنقدر در دریای خون شنا می کنیم که به ساحل برسیم , یعنی اسلامی را به تمام جهان صادر کنیم انشاء الله و از تمام دوستان و آشنایان یک هدیه گرانقدر می خواهیم و آن این است که از خدا برای من طلب مغفرت بخواهند .
اگر اینجانب کاری عمدا” یا سهوا” در باره شما امت انجام داده ام , امید وارم که به بزرگی خدا مرا ببخشیر و دعا کنید خدا مرا به شهیدان صدر اسلام محشور فرماید و آنهائی که مرا می شناختند, حلال کنند و همیشه خدا را بالای سرخود ببینید , و از دروغ گفتن حتی یک کلمه بپرهیزید و همه کاهایتان الهی باشد و خدا را شکر می کنم که در جهاد اصغر شرکت کردم و خدارا شکر می کنم که دینم اسلام و پیامبرم محمد (ص) و امامم علی (ع) و رهبرم روح الله می باشد . مادر اگر نتوانستم حسین را زیارت کنم , عسکم را برای زیارت ببرید و سلام مرا به آقا امام حسین (ع) برسانید و شفاعت را بخواهید . امام را دعا کنید و ازتمام دوستان می خواهم حلالم کنند .
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

گالری تصاویر شهید

لطفا پیش از ارسال دلنوشته خود درباره شهید موارد زیر را مطالعه و بررسی نمایید.

الف) متن دلنوشته شما قبل از انتشار در وبسایت ، به طور دقیق بررسی می گردد و پس از تایید با نام خودتان برای عموم منتشر می گردد. بنابراین خواهشمندیم در ارسال متن خود دقت نمایید.

ب) در صورتی که دلنوشته ارسالی شما دارای محتوایی باشد که بتوان روی آن کار بیشتری کرد ، با هماهنگی خودتان ، ویراستاران وبسایت از نظر ادبی آن را ویرایش نموده و پس از ایجاد شاخ و برگ مناسب ، نسبت به انتشار آن در بخش های دیگر وبسایت اقدام می نمایند.

ج) توجه نمایید که از انتشار محتوای دارای اصطلاحات و الفاظ نامناسب ، محتوای مغایر با قوانین کشور جمهوری اسلامی ایران و هرگونه محتوایی که رنگ و بوی سیاسی و جناحی داشته باشد ، جدا معذوریم.

د) استدعا داریم که فارسی بنویسید و از کیبورد فارسی استفاده کنید. بهتر است از فضای خالی (Space) بیش‌ از‌ حدِ معمول ، شکلک یا ایموجی استفاده نکنید و از کشیدن حروف یا کلمات با صفحه‌کلید بپرهیزید. تنظیمات دقیق متن ارسالی شما توسط ویراستاران وبسایت انجام می گردد.

اولین کسی باشید که خاطره شهید می نویسد “شهید رضا عربگری صومعه”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نقد و بررسی‌ها

هیچ دلنوشته ای برای این شهید نوشته نشده است.