تخفیف‌ها و قیمت جشنواره‌ها در قیمت فروش در نظر گرفته نمی‌شود
توجه : برای فیلتر کردن نمایش ها در نمودار بر روی عنوان هریک کلیک کنید .

شهید علی کرمیShahid Ali Karami

محل خدمت: نیروی انتظامی شناسه ایثار شهید : 3050642 دسته:

این شهید بزرگوار در پانزدهم شهریور 1349 ، در تهران چشم به جهان گشود. پدرش علی اصغر، لوله کش آب بود و مادرش، ام کلثوم نام داشت. تا سوم راهنمایی درس خواند. سرباز نیروی انتظامی بود. به عنوان نیروی انتظامی در جبهه حضور یافت. در اسفند 1370 ، در زاهدان بر اثر اصابت گلوله قاچاقچیان شهید شد. مزار او در بهشت زهرای تهران واقع است.

تلاوت سوره مبارکه الرحمن به نیت این شهید

تماس بگیرید

548 بار دیده شده مقایسه

این شهید بزرگوار در پانزدهم شهریور 1349 ، در تهران چشم به جهان گشود. پدرش علی اصغر، لوله کش آب بود و مادرش، ام کلثوم نام داشت. تا سوم راهنمایی درس خواند. سرباز نیروی انتظامی بود. به عنوان نیروی انتظامی در جبهه حضور یافت. در اسفند 1370 ، در زاهدان بر اثر اصابت گلوله قاچاقچیان شهید شد. مزار او در بهشت زهرای تهران واقع است.

برچسب:
اطلاعات کلی
نام و نام خانوادگی

علی کرمی

نام مستعار

نام پدر

علی اصغر

تاریخ تولد

1349/06/15

سن

21

تاریخ شهادت

1370/12/30

محل شهادت

زاهدان

شهادت در عملیات

نحوه شهادت

درگیری با اشرار

مزار شهید

بهشت زهرای تهران
قطعه 27 ردیف 93 شماره 8 مکرر

درصد جانبازی

محله

ابوذر

اطلاعات سازمانی
حوزه بسیج

251 علی بن ابیطالب علیه السلام

محدوده پایگاه

پایگاه فعالیت

پایگاه مقاومت بسیج شهید سلطانی

مسجد فعالیت

مسجد صاحب الزمان عجل الله

یگان خدمت

نیروی انتظامی

سمت و رتبه

سرباز

رسته خدمت

ویژگی های شهید
فرهنگی مذهبی

ورزشی

شغلی

سرباز

تحصیلات

سوم راهنمایی

رشته تحصیلی

محل تحصیل

تصاویر شهید

نوشته ای از شهید

نوشته اي از شهيد علي كرمي

من دوستان زيادي داشتم كه در حال حاضر خيلي از آنها را از دست داده ام، از اينكه نتوانستم خودم را به قافله آنها برسانم هميشه افسوس مي خورم، ولي اين را نيز مي دانم اگر به جاي ناراحتي و پشيماني بتوانم راهي را كه رفتند، درست بيابم خيلي بهتر است، بله دوستاني بودند كه هركدامشان آمده بودند كه راه درست زيستن را به ما بياموزند، دوستاني همچون شهيد محسن سلطاني، شهيد حسين دهرويه، شهيد سيامك صالحي، شهيد معرفت الله كلانتري، شهيد حسين يوسفي، شهيد غلامرضا جعفري، شهيد نورالهي، شهيد واعظي، شهيد كريمي فرد، شهيد نامجو، شهيد اميرزاده، شهيد گلشن دوست، شهيد سليماني، شهيد آتلوخانلو، شهيد زهاب، شهيد صادقيان، شهيد رفيعي، شهيد گرانبخش، شهيد مصطفوي، شهيد چگيني، شهيد فهميده و شهداي ديگر كه اسم خيلي از آنها را از ياد برده ام.

اينها كساني بودند كه من تا حدودي با زندگي آنها آشنا بودم و با بعضي از آنها مدتها همراه و همسفر بوده ام و خيلي خاطره هاي تلخ و شيرين از آنها برايم به يادگار باقي مانده است كه در اينجا به گوشه اي از آنها كه هميشه ياد بعضي از آنها باعث رنجش من مي شود را ذكر مي كنم.

يكي از روزهاي گرم دو كوهه بود كه من و محمد عامري و شهيد محسن سلطاني در آنجا بوديم كه شهيد محسن، دوران سه ماه خدمتش به پايان رسيده بود ولي ما تازه رفته بوديم كه شهيد محسن سلطاني مرا صدا زد و گفت تا چند روز ديگر من مي روم تهران و تو اين دفعه يك چيزيت خواهد شد و در همين حال يك تكه كاغذ و يك خودكار به من داد و گفت كه بنويس اگر شهيد شدي مرا نيز آن دنيا شفاعت كني. او هر چقدر سعي كرد كه طوري مرا راضي به اين كار كند نشد، ولي منظورم اين بود كه من حدود سه هفته بعد از آن مجروح شدم(در جبهه مهران) و به بيمارستان تهران منتقل شدم كه شهيد محسن هميشه بعد از پايان مدرسه اش به ملاقات من مي آمد و الآن كه آن روز را ياد  مي كنم، فكر مي كنم يكي از بهترين روزهاي من بود، چون همچون محسن ها را داشتم. بله يك روز آمد براي خداحافظي و چقدر تلخ بود آن روز و خاطره اش. محسن رفت و شهيد شد، شهيد تاريخ. ببخشيد شهيد روز و زنده تاريخ، يادش گرامي.

بعد از شهادت محسن حدود دو سال درمان من به طول انجاميد و همه اش در اين آرزو بودم كه كي پايم خوب   مي شود تا بتوانم راه محسن را ادامه دهم و چه فكر بيهوده اي مي كردم، چون فكر مي كردم كه راه او را بايد در جبهه جنگ ادامه دهم ولي محسن دوست داشت من راه او را اول در خودسازي خود ادامه دهم و قسم مي خورم اگر اين راه را انتخاب مي كردم زودتر به مقصد مي رسيدم ولي بخاطر اين اشتباه هنوز هم نتوانسته ام راه بيفتم تا به مقصد نزديك شوم. بالاخره پايم كمي بهتر شد و دوباره قصد رفتن به جبهه را كرده و اين بار با شهيد حسين دهرويه و شهيد سيامك صالحي راهي شديم. آه كه چقدر خوب بود آن رفتن و چقدر تلخ بود تنها برگشتن. بعد از مدتي هم حسين شهيد شد و هم سيامك شهيد شد، هم جعفري كه آن روز كه مي رفتيم به بدرقه ما آمده بود، بعد از مدتي به جبهه رفت و شهيد شد و چقدر تلخ، كه وقتي مي رفتيم ميان شهيد دهرويه و سيامك مرا در آغوش گرفت و در حالي كه مي گريست گفت: «‌خوشا به حالتان، كاش من هم مي توانستم با شما بيايم » بعد از مدتي رفت و شهيد شد.

وقتي كه به گذشته خود مي نگرم اين نتيجه را مي گيرم كه خداوند چقدر مرا دوست داشت كه ملائكه هايي را به شكل انسان فرستاد تا با من رفيق شده و به من درس زندگي ياد دهند.

شهدا ملائكه هايي بودند كه ظهور كردند تا ما را با حقيقت آشنا كنند، در اين بين بعضي ها آنها را شناخته و با آنها به پيش خدا برگشتند و بعضي مانند من نفهميديم و نشناختيم و جا مانديم.

اينك اي شهداء، اين نداي سوزناك دوستتان علي كرمي را بشنويد، اگر او را به عنوان دوست خود قبول داريد انشاءالله  که همينطور است از خداوند براي من و ديگران (ما گنه كاران) طلب بخشش كنيد چون كسي را نزديك تر از شما به خداوند سبحان نمي شناسم. و از خداوند بخواهيد كه ما را نيز به جمع شما هرچه زودتر با دلي شاد و قلبي راضي و مطمئن همچنانكه رهبر شما و رهبر از دست رفته ما امام خميني اينچنين بود بياورد.

 

سالها گذشت در فراغ شما و ما زنده ايم                  ما را به سخت جاني خود اينچنين گمان نبود

 

امروز چهارشنبه 11/5/68 ساعت حدود 1 ظهر در آموزشگاه هواپيمایي كشوري به عنوان آموزش اين چند خط را تايپ كردم.

علي كرمي


شهيد علي كرمي در مورد كلمه توبه چنين مي گويد: از زماني كه من كلمه توبه را شناختم هزار دفعه اين كلمه را بر زبان آوردم اما هيچ وقت نتوانستم به آن پايبند باشم اصلا كل نظر من از رفتن به جبهه رفتن همين كلمه توبه است من
مي خواهم بروم به جبهه تا بتوانم توبه كنم.

شهيد كرمي مي گويد: قاسم زاده نورالهي امير عباسي همه اينها به فكر شهادت بودند و تا آخرين لحظه اي هم كه داشتند به شهادت مي رسيدند به فكر آن بودند.

مصاحبه با شهید

تصویر مزار شهید

شهید علی کرمی
تصویر مزار شهید علی کرمی

لطفا پیش از ارسال دلنوشته خود درباره شهید موارد زیر را مطالعه و بررسی نمایید.

الف) متن دلنوشته شما قبل از انتشار در وبسایت ، به طور دقیق بررسی می گردد و پس از تایید با نام خودتان برای عموم منتشر می گردد. بنابراین خواهشمندیم در ارسال متن خود دقت نمایید.

ب) در صورتی که دلنوشته ارسالی شما دارای محتوایی باشد که بتوان روی آن کار بیشتری کرد ، با هماهنگی خودتان ، ویراستاران وبسایت از نظر ادبی آن را ویرایش نموده و پس از ایجاد شاخ و برگ مناسب ، نسبت به انتشار آن در بخش های دیگر وبسایت اقدام می نمایند.

ج) توجه نمایید که از انتشار محتوای دارای اصطلاحات و الفاظ نامناسب ، محتوای مغایر با قوانین کشور جمهوری اسلامی ایران و هرگونه محتوایی که رنگ و بوی سیاسی و جناحی داشته باشد ، جدا معذوریم.

د) استدعا داریم که فارسی بنویسید و از کیبورد فارسی استفاده کنید. بهتر است از فضای خالی (Space) بیش‌ از‌ حدِ معمول ، شکلک یا ایموجی استفاده نکنید و از کشیدن حروف یا کلمات با صفحه‌کلید بپرهیزید. تنظیمات دقیق متن ارسالی شما توسط ویراستاران وبسایت انجام می گردد.

اولین کسی باشید که خاطره شهید می نویسد “شهید علی کرمی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نقد و بررسی‌ها

هیچ دلنوشته ای برای این شهید نوشته نشده است.