ان الذین آمنو و هاجرو و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم درجه عندالله و اولئک هم الفائزون
بدرستی که آنانکه ایمان آورده و هجرت گزیدند و درراه خدا جهاد کردند والاترین مقام را در نزد خداوند دارند و آنها رستگارانند.
جوان های ما از باب اینکه ازشهادت دیگر ترسی نداشتند ،بلکه استقبال می کردند از شهادت این قدرت را پیدا کردند که همه به هم دست دادند و این مملکت را نجات دادند امام خمینی (ره). خدایا توشاهد باش که پاکترین و خالصترین و عاشق ترین یاران روح الله در ادامه خط سرخ ثارالله با عشق به لقاء الله در کربلای ایران به خاک و خون می نشینند و شربت شهادت می نوشند . هر زمان که حکومت ظلم و جور خود کامگان به اوج خود رسید ،خون شهیدان اسلام از قدرت آنها گرفته و به سقوطشان می کشاند و پیروزی خون بر شمشیر را تحقق می بخشند و این شهادت هاست که دربراندازی کاخهای ستم نمرودیان و فرعونیان نقش مهمی ایفا کرده و درحساسترین لحظات تاریخ ، اسلام را از انزوائی که می خواسته اند بکشانند ، نجات داده و این شهید است که با تزریق خون پاک و مقدس خود در رگهای خشک اجتماع ، جامعه مرده را به تحرک وا می دارد .
و براین اساس فرزندان اسلام و قرآن درسرزمین سلمان ، درسنگرهای حق به پاسداری از ارزشهای اصیل اسلامی و آرمانهای انقلاب خونبار اسلامی پرداخته و تمام تلاش و مجاهدتشان لبیک گفتن به ندای هل من ناصر ینصرنی امام حسین (ع) که از زبان فرزندش خمینی پس از قرنها سکوت در فضای خونرنگ میهن اسلا میمان طنین افکنده ، می باشد و تمامی هستی شان قریاد می زند (( ربناالله ثم استقاموا)) و دراین راه از ایثار خون نیز دریغ نداشته و این خونهای پاک و مقدسشان بصورت زلزله سنگینی کفر آمریکائی صدام را به لرزه درآورده است . چراکه اینان با ثارالله و یا روح الله به یاری الله میثاق بسته اند و خونشان را در رگهای انقلاب اسلامی تزریق می نمایند تا:
انقلاب استوار ، اسلام پابرجا و نهضت حسینی همیشه زنده بماند و پرچم لااله الا الله در سراسر گیتی به اهتزاز در آید. انشاءالله به این امید که به رهبری امام خمینی ادامه دهندگان خوبی برای راه و هدف شهیدان باشیم .
از خیل این جانبازان اسلام و قرآن و پیروان ثارالله و رهپویان روح الله برادر شهید احمد مرتضوی قهی رزمنده ایثارگری است که برای حفظ حریم اسلامیت انقلاب خونبار اسلا میمان نقش جاودانه سرخی بر خاک کربلای ایران نگاشت .
شهید مرتضوی در فرودین 1344 در روستای قهی از شهر قهرمان و شهید پرور اصفهان در یک خانواده مذهبی دیده به جهان گشود. پس از طی دوران کودکی در سن هفت سالگی تحصیلات ابتدایی خود را شروع کرد و در همان اوان کودکی همراه با خانواده اش به تهران آمد و در یکی از محلات جنوب تهران به ادامه تحصیل پرداخت . حسن کنجکاوی زیادی داشت و همین مسئله باعث شد که وی به کارهای هنری خارق العاده ای دست بزند و همگام با امت حزب الله تا سقوط رژیم تلاش می کرد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی همچنان در جهت انقلاب اسلامی و دفاع از خط امام تلاش ومجاهدت می نمود ، تااینکه در معبد بسیج ثبت نام نموده و در این مدسه عشق ، به خود سازی و تزکیه نفس پرداخت و خود را برای آزمونی بزرگ آماده ساخت در اردیبهشت ماه سال 1361 به مدت 4 ماه از طریق بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به کر بلای غرب اعزام شد و این فرصت را بهترین موقع برای ادای دین خود به اسلام و انقلاب اسلامی داشت.
در این دانشگاه بود که کسب لیاقت ها نمود و برای بار دوم با کوله باری از ایمان و عشق به خدا و عشق به اسلام و امام ، سلاح بر دوش هجرت نمود و لبخند زنان برای جهاد آماده و در 1361/12/14 به کربلای جنوب روانه شد تا همراه با سپاهیان نور فجر دیگری آغاز کند و سرانجام بعد از ماهها انتظار فجر آغاز شد و سپاهیان نور مرحله مقدماتی عملیات گسترده والفجر را به رمز یاالله پشت سر گذاشتند و شهید احمد مرتضوی قهی فاتحانه در عملیات شرکت جست و پر افتخار در مرحله بعدی عملیات والفجر در 1362/01/25 در هجدهمین بهار زندگی به آرزوی دیرینه اش رسید و به لقاءالله پیوست و در جمع شهیدان در جنت الهی ماوا گزید .


نقد و بررسیها
هیچ دلنوشته ای برای این شهید نوشته نشده است.