شهید خسرو قلی زاده
لطفا پیش از ارسال دلنوشته خود درباره شهید موارد زیر را مطالعه و بررسی نمایید.
الف) متن دلنوشته شما قبل از انتشار در وبسایت ، به طور دقیق بررسی می گردد و پس از تایید با نام خودتان برای عموم منتشر می گردد. بنابراین خواهشمندیم در ارسال متن خود دقت نمایید.
ب) در صورتی که دلنوشته ارسالی شما دارای محتوایی باشد که بتوان روی آن کار بیشتری کرد ، با هماهنگی خودتان ، ویراستاران وبسایت از نظر ادبی آن را ویرایش نموده و پس از ایجاد شاخ و برگ مناسب ، نسبت به انتشار آن در بخش های دیگر وبسایت اقدام می نمایند.
ج) توجه نمایید که از انتشار محتوای دارای اصطلاحات و الفاظ نامناسب ، محتوای مغایر با قوانین کشور جمهوری اسلامی ایران و هرگونه محتوایی که رنگ و بوی سیاسی و جناحی داشته باشد ، جدا معذوریم.
د) استدعا داریم که فارسی بنویسید و از کیبورد فارسی استفاده کنید. بهتر است از فضای خالی (Space) بیش از حدِ معمول ، شکلک یا ایموجی استفاده نکنید و از کشیدن حروف یا کلمات با صفحهکلید بپرهیزید. تنظیمات دقیق متن ارسالی شما توسط ویراستاران وبسایت انجام می گردد.

توسط سید محمد حسینیدر تاریخ
من سید محمد حسینی هستم . من در سال ۱۳۶۳ و در منطقه میمک مجروح شدم . اولین کسی که به کمک من اومد شهید خسرو قلی زاده بود . ما همسنگر هم بودیم .حتی خسرو تا بهداری لشکر داخل آمبولانس با من بود . راننده پسر عموی خسرو بنام آقا ادریس بود .یادش بخیر. منو تحویل بهداری داد و با آقا ادریس برگشتند منطقه .شب درد شدیدی داشتم که تا صبح خوابم نبرد .هوا هنوز کاملا روشن نشده بود که صدای خسرو را شنیدم . دیدم خسرو یواشکی اومده بود بهداری لشگر . گفتم اینجا چکار میکنی ؟ گفت برای دیدن تو اومدم .ممکنه تو برای تهران اعزام بشی و همدیگرو نبینیم.. . . .
درست دو روز بعداز مجروح شدن من خسرو با تعدادی از بچه های دیگه بیرون از ستگر مشغول چای خوردن بودند که یک خمپاره مابین همه ما جدایی انداخت و خسرو با تعدادی دیگه از دوستان پرواز کردند و رفتند ….
فعلا قادر به نوشتن نیستم . یاد خسروی مهربان و همیشه خندان همیشه جاودان باد .