یکم مهر ۱۳۴۸، در صومعه سرا چشم به جهان گشود. پدرش محمد ابراهیم ، آشپز بود و مادرش ، آمنه نام داشت. تا دوم متوسطه درس خواند. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. شیرزاد بلبل پور ، در کنار برادر شهیدش در عملیات کربلای پنج و در منطقه شلمچه حضور داشت و در ۱۸ دی ۶۵ بر اثر اصابت تیر به ناحیه گردن به شدت مجروح شد و سپس درمانش به خاطر ضایعه نخاعی ماهها طول کشید؛ ولی این موضوع باعث نشد مجدداً قید عزیمت به خط مقدم عملیاتی شلمچه را بزند و سرانجام به ندای حق لبیک گفت و دوازدهم آذر ۱۳۶۷ ، در پاسگاه زید عراق بر اثر اصابت گلوله شهید شد. برادرش جعفر نیز شهید شده است.
هر دو فرزند مرحوم محمد ابراهیم بلبل پور سالها جاویدالاثر بودند. پیکرهای مطهر شهید جعفر در سال ۷۵ و شهید شیرزاد در سال ٧٨ توسط ستاد جستجوی مفقودان، کشف و در بهشت زهرا (س) تهران تدفین شدند.
? پـدر و مـادر صـبور ولی نگران?
آقای اصغر صدیقی پور(بلبل پور) می گـوید:
در عملیات کربلای ۵ هم من حضور داشتم، هم جعفر و هم شیرزاد. بنده خدا پدر و مادرمان در این عملیات خیلی اذیت شدند. چون من و شیرزاد مجروح شدیم و جعفر هم که به شهادت رسید و ناپدید شد. پدرمان میگفت لااقل وقتی یکی از شما جبهه است، دو تای دیگر در خانه بمانید و نوبتی بروید. اینطور نشود که همگی با هم جبهه باشید. حق هم داشت. در کربلای ۵ خانواده ما نمیدانست نگران حال شیرزاد باشد یا چشم به راه پیکر جعفر. فکرش را که میکنم میبینم پدر و مادرمان خیلی اذیت شدند.
? نحوه مجروحیت شیرزاد?
گلوله به گردنش خورده و نخاعش را سوزانده بود. عکسهایش الان هم هست. دکترها گردنش را با یک میله به سرش وصل کرده بودند. هشت تا پیچ و مهره خورده بود تا گردنش تکان نخورد و قطع نخاع نشود. چهار الی پنج ماه روی تخت بصورت طاقباز خوابیده بود. انگار فلج کامل باشد، فقط چشمهایش تکان میخورد. حالت واقعاً سختی بود. خیلی اذیت شد تا بعد از پنج ماه دکترها گفتند میتواند طور دیگری بخوابد و کمی حرکت کند. حدود یک سال و نیم طول کشید تا خوب شد و سرپا ایستاد.
? اعـزام دوبـاره شـیرزاد به جبهه ?
شیرزاد آدمی نبود که در خانه بنشیند و نسبت به اتفاقهای جبهه بیتفاوت باشد. اواخر جنگ، خصوصاً بعد از پذیرش قطعنامه که عراق دوباره شروع به زدن پاتک کرد، حضرت امام از مردم خواستند جبههها را خالی نگذارند و در جنگ حضور فعالی داشته باشند. خیلیها داوطلبانه مثل اولین روزهای دفاع مقدس دوباره به جبهه رفتند. شیرزاد هم رفت و در منطقه شلمچه حضور یافت. روز پنجم مردادماه ۱۳۶۷ در یکی از تکهای دشمن به شهادت رسید. او در همان منطقهای به شهادت رسید که چند سال قبل جعفر هم آنجا شهید شده بود. شلمچه محل عروج دو برادر شهیدم بود.
?خاک شلمچه سالها میزبان پیکر برادرانم بود?
بله؛ پیکر او هم در منطقه ماند و ۱۱ سال بعد تفحص شد. در شهادت او و جعفر شباهتهای زیادی وجود دارد. هر دو در شلمچه شهید شدند و هر دو حدود ۱۰ سال پیکرشان در خاک شلمچه مفقود بود. میدانستیم شهید شده است. همرزمانش به اطلاع ما رساندند که گلوله به سر شیرزاد اصابت کرده و به شهادت رسیده است. منطقه شلمچه در آخرین روزهای جنگ شاهد تک و پاتک مرتب ایران و عراق بود. یک منطقهای را دشمن میگرفت و ما آزادش میکردیم و همینطور چند بار دستبهدست میشد. اینطور شد که پیکر شیرزاد هم در منطقه ماند و ۱۱ سال مفقود شد.
ولایتـمداری و مسئولیت پـذیـری شهـید شیـرزاد بلبل پور:
راستی چه چیزی باعث میشد یک جوان آنقدر نسبت به جنگ و کشورش احساس مسئولیت کند که تا نزدیکی قطع نخاع شدن پیش برود و بعد از بهبودی دوباره در جبهه حضور پیدا کند؟ نگاه رزمندگان به دفاع مقدس یک نگاه صرفاً مادی نبود. اینکه بگویند به جنگ میرویم تا از خاک دفاع کنیم، اینطور نبود. آنها ولایتمدار و تکلیفمحور بودند. میخواستند علاوه بر خاک، از شرف و اعتقادشان هم دفاع کنند. شیرزاد وقتی مجروح شد، کسی فکرش را نمیکرد بتواند دوباره روی پا بایستد، شوخی نبود، تیر به گردنش خورده و کم مانده بود از گردن، قطع نخاع شود. اما وقتی توانست روی پا بایستد، همان احساس تکلیف باعث شد دوباره رخت رزم بپوشد و به جبهه برود. او رفت تا ما الان روی پا باشیم. او رفت تا ایران اسلامی الان با عزت و افتخار به راه خودش ادامه بدهد.
?سخن پایانی…
جعفر وقتی شهید شد فقط ۱۹ سال داشت. شیرزاد هم موقع شهادتش ۱۹ ساله بود. دو پسر خانواده، هیچ وقت بیست سالگیشان را ندیدند. نوجوان بودند که شهید شدند. آنها یک عمر در پیش رو داشتند، آرزوها داشتند. جعفر میتوانست درسش را در دانشگاه ادامه بدهد و به مدارج بالا برسد. شاید الان برای خودش سِمَت و جایگاهی داشت. اما تصمیم گرفت از کشور و اعتقاداتش دفاع کند و به جبهه برود. ما باید قدردان این بچهها باشیم. باید راهشان را بشناسیم و ادامه بدهیم.
برچسب: شهید بلبل پور شهید شیرزاد بلبل پور شهیدان بلبل پور شیرزاد بلبل پور


نقد و بررسیها
هیچ دلنوشته ای برای این شهید نوشته نشده است.