شهید صادق مهدی پور در سال 1342 در تهران چشم به جهان گشود و از همان اوان تولد در خانواده ای مذهبی پرورش یافت و بعد از گذراندن مراحل ابتدایی رشد و جهت تحصیل وارد دوره دبستان شد و درهمین سن و سال نسبت به علاقه ای که جهت فراگیری قرآن واصول عقاید داشت، با شرکت در این کلاس ها می خواست که ضمیر تشنه خود را سیراب نماید. و در همان اوایل شرکت در کلاسها جز بهترین شاگردهای کلاس قرآن و اصول عقاید قرار گرفت. و در همین سالها نسبت به علاقه ای که به مسجد و نماز جماعت داشت در نماز و برنامه های مسجد سجادیه شرکت می جست، ودر همین حین وارد مرحله راهنمایی شد و در این دوره بود که ادامه و استمرار یادگیری دروس دینی در رابطه با مساجدی که این نهاد تشنه او را سیراب می نمود قرار گرفت بخصوص در رابطه با برنامه های تابستانی و اردوهای مساجد.
بعد از ورود به دوره دبیرستان و بالاتر رفتن سطح فکرش و علاقه اشت در رابطه با فعالیتهای محافل و مجالس قرار گرفت. تا اینکه مراحل اولیه انقلاب اسلامی و تظاهرات مردم آغاز شد. فعالانه در این تظاهرات که بر علیه رژیم شاه برگزار می شد شرکت می کرد و درسطح دبیرستان یکی از گردانندگان تظاهرات دانش آموزان بود با اوج گیری انقلاب شکوهمند اسلامی فعالانه وبا شور هر چه بیشتر در جریانات قرار گرفت و با پخش تکثیر اعلامیه های امام نقش موثری در پیروزی انقلاب اسلامی در محله جوادیه ایفا نمود و با ورود امام امت و با عشق و علاقه ای که نسبت به ایشان داشت مانند پروانه ای که بدور شمع بچرخد این چنین نسبت به امام عشق می ورزید، بعد از پیروزی انقلاب خونبار اسلامی ایران در رابطه با فعالیتهای دبیرستان قرار گرفت و با دستان خود پایه های اولیه تشکیلات انجمن اسلامی در دبیرستان را بنا نهادند و جز یکی از مهره های مهم واساسی این تشکیلات شد ، و در زمینه های فرهنگی – تبلیغاتی و عقیدتی در سطح مدرسه فعالیت می نمود. بعد از پیام تاریخی امام در رابطه با تشکیل بسیج مستضعفان در سال 58 با عشق و علاقه ای که به مساجد و فعالیت در آنها داشت و با خلوص نیت و با ذوق و استعدادی که در ضمیر اوشعله می کشید و با وسیله ای می خواست که این ذوق را سیراب نماید، بسیج مسجد سجادیه را تشکیل و طولی نکشید بخاطر خلوص وتقوایی که مسئولین سپاه در او می دیدند به او پیشنهاد مسئولیت بسیج ناحیه را نمودند و او نسبت بوظیفه اسلامی که در خود می دید، این مسولیت را پذیرفت و بعد از مدتی با توکل به خدا توانست تشکیلات بسیج ناحیه جوادیه را در روندی منظم و اسلامی قرار دهد و در سطح مساجد محله، پایگاههای بیشتری ایجاد نماید.
با شروع جنگ تحمیلی و با فعالیت های مفید و مستمری که در پشت جبهه می نمود ولی نتوانست دوام بیاورد وعاشقانه بی ریا و با دنیایی از خلوص و تقوی به سوی خاکهای خونین جنوب حرکت کرد تا در این میدان انسان سازی نفسش را تزکیه نماید و بر تقوایش بیفزاید. در اولین اعزام خود با دوستانش درعملیات بیت المقدس ( فتح خرمشهر) شرکت نمود و بعد از پیروزی رزمندگان که عاشقانه این شیران روز و زاهدان شب به پیش تاختند و مهر ذلت را بر پیشانی غاصبان تاریخ زدند و بعد از این عملیات بازگشت و باز در سنگر بسیج شروع به ادامه خدمت نمود و زحمات فراوانی در هماهنگی برنامه های بسیج در سطح ناحیه جوادیه متحمل شد، ولی این پرستوی عاشق را یارای ماندن نیست و همیشه با خود می گفت باید رفت، آنجا کارخانه آدم سازی آنجا محل بی ریائی است، آنجا محل زهد و تقواست و باید عزم رفتن کرد باید رفت و جان به جانان تسلیم نمود، ما که در کام مرگ فرو خواهیم رفت، پس چه بهتر که این مرگ و این رفتن سرخ و خونین و در راه معبود و مقصود باشد، آری دوباره به جبهه های نور علیه ظلمت راهی شد و در عملیات افتخار آفرین والفجر مقدماتی شرکت نمود واز ناحیه چشم مجروح گشت همسنگرانش بازگو می نمودند که چه بی ریا و زاهدانه در شبها دست به دعا و مناجات با معبود خویش برمی داشت و روز همچو شیری خروشان بود. او دوباره بعد از مدتی خدمت در بسیج و مساجد، بسبب روح سرکش و ملکوتی و عاشق و عارفش نتوانست در این محیط بماند و باید میرفت و از خانه و کاشانه خویش می برید و دنیای مادی را به معنویت آخرت می فروخت و جان خویش را با خدای خویش معامله می نمود و در نهایت با شرکت در عملیات والفجر 4 عاشقانه و زاهدانه همچو رهبرش حسین وار با لبها تشنه بسوی معبود شتافت و روح بلندش عارفانه بسوی معبود پرواز نمود و به دیار دوست شتافت واز زندان دنیا برید و به بهشت آخرت رسید .
قسمتی از سخنان شهید صادق مهدی پور:
برادران آنچه که یک تشکیلات را می خورد و انسان را از بین میبرد حب نفس است .پیامی که من به برادران بسیجی دارم چیزی نیست که از خودم باشد ، اینکه ما در شرایطی هستیم که نیاز هست همه برادران فعالیت کنند ، از یکسری مسائل بایدبگذرند ، از خانواده هاشان باید یک مقدار دل بکنند سعی کنند مطالبی که امام میگویند انشاءالله انجام بدهند . این برادران که میروند وتمام هستی هستی خودشان را در ظبق اخلاص قرار میدهندوشهید میشوند از ما انتظار دارند ، فکر بکنند که آیا ما میتوانیم جواب این شهدا را بدهیم یا نه ؟ بدانند بالاخره این دنیا میآید و میرود فقط خوبی و بدیش میماند . سعی کنید با هم بیشتر محبت داشته باشید ، گرمترباشید در کارتان صفا و صمیمیت داشته باشید .صفا و صمیمیت لازمه اش تقواست و تقوا هم بدون اخلاص کسب نمیشود اخلاص هم لازمه اش انقطاع است . باید از یکسری مسائل بگذریم . انشاء الله که برادران خودشان همه مبرا از این مسائل و پاکتر از این هستند که ما خواسته باشیم برایشان صحبت کنیم.
برچسب: برادران مهدی پور شهید صادق مهدی پور صادق مهدی پور
وصیت نامه شهید
قسمتی از وصیت نامه شهید صادق مهدیپور
یاابهاالذین آمنوا هل اد لکم علی تجاره تنجیکم من عذاب الیم تومنون بالله ورسوله وتجاهدون فی سبیل الله(سوره صف) سلام بر انبیاء وائمه اطهار سلام الله علیهم اجمعین بالاخص خاتم الانبیاء واشرف المرسلین حضرت محمد بن عبدالله (ص) و فرزند منتظرش حضرت خاتم الاوصیاء امام مهدی (عج) و فرزند برومند ونائب برحقش امام خمینی ادام الله عزّه، درود به روان پاک شهدای اسلام از بدر تاوالفجر، درود به روان پاک شهدای بزرگ محراب و شهدای کربلای خونین ایران جنگ تحمیلی استکبارجهانی برعلیه نهضت اسلامی . اکنون که جسارت نموده میخواهم وصیت نامه ای بنویسم در خودم اصلاً لیاقت شهادت را نمی بینم. اما از رحمت واسعه حضرت حق عزّ وجلّ غافل نبوده وبدان امید فراوان دارم . خیلی وقت است که دلم میخواهد پرواز کنم وسبکبال با روی خونین معشوقم را زیارت کنم اما سنگینی گناهانم لنگری است که از پرواز مرغ روحم بسوی لقاء ربّ العالمین جلوگیری نموده و جلوگیری می نماید.به هرحال اگر توفیقی نصیب گردید و توانستم از علائق دنیوی و نفسانی و از زندان جسم پریده و به سوی حق پرواز نمایم یقیناً به فوز عظیم رسیده ام لذا توجه عزیزان را به چند مسئله جلب می کنم .
1- انگیزه من برای آمدن به جبهه لبیک به فرمان حضرت امام خمینی است وحتی الامکان سعی نموده ام که چیزی جز اطاعت از ولایت فقیه و انجام تکلیف شرعی نباشد انشاءالله. چرا که پبروی از ولایت فقیه و حضرت امام خمینی همانا پیروی از دین پیغمبر اکرم(ص) ولبیک به ندای هل من ناصراً ینصرنی و هل من معین یعینی امام حسین علیه السلام است.
2- این حقیر وابستگی به هیچ حزب و گروه وجریانی ندارم و خط حضرت امام خمینی را یگانه راه رستگاری وپر رنگترین و صحیح ترین خط اسلام راستین میدانم واین حقیر مانند همه شهدای بزرگوارانقلاب اسلامی که شرمنده آنها بوده و از آنها خیلی کوچکترم ، پیروی از امام امت را پیروی از حضرت ولی عصر صاحب الزمان(عج) میدانم .
3- به دشمنان داخلی و خارجی بگوئید مشکلات طبیعی جنگ انقلاب اسلامی که مسبب آن شما هستید نمیتواند سد راه انقلاب عظیم اسلامی گردد و تحمل این مشکلات برای عاشقان خمینی قربه الی الله وخالصاً لله شیرین و گواراست. وهیچگاه نخواهید توانست با این مشکلات و توطئه ها انقلاب اسلامی را به زانو درآورید. چرا که انقلاب راه خودش را پیدا کرده وانشاءالله رزمندگان اسلام برهبری امام و پشتیبانی امت اسلامی با توکل به حضرت حق عزّوجلّ میروند تا فتح کربلا وقدس وبه زیر کشیدن شاهان مرتجع از تخت ستم زمینه را برای ظهور حضرت مهدی (عج)فراهم وبه سیطره ظالمان برای همیشه پایان داده و تارو پود آنان را درهم ریزند.
4- به ملت عزیز عرض میکنم که با جهاد و کوشش واطاعت از امام ، راه شهیدان را ادامه دهند وبدانند که امروز حساسترین مقطع از تاریخ اسلام در شرف تعیین است و اگر خدای ناکرده نتوانند این امانت الهی ( انقلاب اسلامی و ولایت فقیه) را حفظ نمایند و اگر سنگ اندازی از طریق مسائل اقتصادی ، مادی و شایعه پراکنی توسط برعلیه انقلاب باشد به بلائی دچار میشوند که دیگرپشیمانی سودی ندارد . لذاست که ارزشهای والای انقلاب اسلامی را ارج نهند و قدر بدانند و هرچه سریعتر به امام خمینی بپیوندند(اگر تاکنون توفیق این را نداشته اند) و همه دست در دست هم به سوی حکومت واحد جهانی حرکت نمایند که ضامن سعادت دنیا و آخرت می باشد .
5- جوانان دیگر از سر کوچه ها واز لاابالی گری دست کشیده و بدانند که هیچوقت بی خیالان و حیوانهای انسان نمائی که مطیع نفس و شهوت خویشندو اوقات خود را به بطالت میگذرانند ، با جوانانی که در سخت ترین شرایط گرما و سرما را تحمل میکنند و در راه حق از عزیزترین هستی خود یعنی جان میگذرند، برابر نیستند . راستی خجالت دارد و بی غیرتی است در محله هائی که مزّین بنام شهدای انقلاب است این مسائل مشاهده شود .
6- همه مخصوصاً دوستان حزب اللهی بدانند که به فرموده امام عالم محضر خداست و اکنون کم کاری وسستی و نفسانی عمل نمودن که تشکیلات اسلامی و کلاً محتوای اسلام را از بین میبرد ، گناهی نابخشودنی است که از هیج کس پذیرفته نیست .
7- پدرومادر رنج دیده ام نمیدانم با چه روئی با شما سخن بگویم ،خیلی از شما شرمنده ام ، اما بدانید که من در راه خدا می روم و ذخیره شماهستم ، شما خوشبختی مرا می خواستید ومن خوشیخت شدم . همه ی انسانها می میرند اما چقدر زیباست که انسان در راه هدفی مقدس جان خویش را فدا نماید. هر وقت دلتان گرفت بیاد خانواده هائی بیفتید که چندین شهید داده و روح خود را با یاد خدا وتوکل به خدا تسکین دهید. انشاءالله شما را در قیامت زیارت میکنم . مادرم شما هم خوشحال باش که پیش حضرت زهرا سلام الله علیها سربلند هستی انشاءالله . از همه دوستان و آشنایان و فامیلها التماس دعا برای امام و رزمندگان اسلام دارم و میخواهم که مرا حلال نمایند . حسین حسین شعار ماست شهادت افتخارماست
بامید پیروزی نهائی انقلاب اسلامی و اتصال آن به نهضت جهانی امام مهدی عجل الله وفرجه
1-کنارساک مبلغ 5000ریال و اندی پول است که مربوط به 15نفر اعزامی از سجادیه می باشد.
2-کتابخانه شخصی این حقیر اگربرای بهرام وبهمن قابل استفاده نبست به کتابخانه سجادیه تحویل نمائید و در غیر اینصورت حتماً ازآن استفاده شود .
3-مدت یکسال نماز قضاویکماه روزه قضا دارم که انشاءالله انجام دهید .
4-از تمام دوستان وآشنایان درخواست دارم که اگر حسابی از نظر مادی معنوی دارند به خانواده ام مراجعه وحساب نمایندودر غیر اینصورت حلالم نمایند.
5-دفترچه یادداشت و برخی یادداشتهایم را در صورت تمایل انتشار دهید.
تاریخ : 1362/05/16
مناجات شهید
گوشه ای از مناجات شهید:
*خدایا از تو سپاسگزارم به من توفیق شرکت در نمازها ، بسیج ، دعاها ودیگرجاهایی که یاد تو و اسلام و ائمه بود شرکت کنم ، دادی . سپاسگزارم که به توبه های من گوش کردی و آنرا پذیرفتی اما من توبه شکستم ……. *سپاسگزارم که به من توفیق ناله های سحرونماز شب و سوز و گداز و راز و نیاز با خودت عنایت فرمودی .
*خدایا تا مارا نیامرزیدی ازاین دنیا مبرو فرارسیدن اجل ما را شهادت خونین در راهت قراربده و ما رایک لحظه هم بخودمان وامگذار.
*خدایا به عزّت و جلالت سوگند ، به انبیاء و ائمه اطهارت سوگند، خدایا به پهلوی شکسته حضرت زهرا و به صورت سیلی خورده اش سوگند ، به فرق شکافته شده حضرت علی علیه السلام سوگند،خدایا به جگرپاره پاره امام حسن علیه السلام وبه مصیبت کربلای حسین علیه السلام وبه سر بریده اش سوگند، قلبم را مطمئن بیادخویش و براین اساس قدمم را مستحکم براه خویش گردان . آمین رب العالمین
نقد و بررسیها
هیچ دلنوشته ای برای این شهید نوشته نشده است.