تخفیف‌ها و قیمت جشنواره‌ها در قیمت فروش در نظر گرفته نمی‌شود
توجه : برای فیلتر کردن نمایش ها در نمودار بر روی عنوان هریک کلیک کنید .

شهید مرتضی آتلوخانلوShahid Morteza Atlou khanlou

محل خدمت: بسیج مستضعفین شناسه ایثار شهید : 00000106 دسته: ,

ششم اردیبهشت ۱۳۴۷، در تهران چشم به جهان گشود. پدرش علی اکبر و مادرش، طوبا نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته صنایع فلزی درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و دوم دی ۱۳۶۵، با سمت آر پی جی زن در شلمچه به شهادت رسید. مزار او در بهشت زهرای زادگاهش واقع است.

 

در همان آغازین ورود به مدرسه بسیار کنجکاو و پر جنب و جوش بود و بیشتر آوقات به کار های فنی می پرداخت و در منزل مشغول تعمیر وسایل فنی بود.دوران راهنمایی را پشت سر گذاشت و وارد دبیرستان شد و با اشتیاق تمام و روح خلاق و جستجوگر خود مشغول تحصیل و کسب دانش فنی شد. وی بسیار با حیا و صادق و مهربان و خوش قلب بود . کسی از او دروغ به یاد ندارد. با شهامت امام حرفش را می زد و به قول معروف ترسی نداشت تا مجبور شود به دروغ گفتن.

تلاوت سوره مبارکه الرحمن به نیت این شهید

تماس بگیرید

853 بار دیده شده مقایسه

شهید مرتضی آتلوخانلو در ششم شهریور 1347 در یکی از محلات جنوب تهران در خانواده ای مذهبی و متدین چشم به جهان گشود و با طی مراحل کودکی پای بر دنیای خواندن و نوشتن نهاد و در همان آغازین ورود به مدرسه بسیار کنجکاو و پر جنب و جوش بود و بیشتر آوقات به کار های فنی می پرداخت و در منزل مشغول تعمیر وسایل فنی بود.دوران راهنمایی را پشت سر گذاشت و وارد دبیرستان شد و با اشتیاق تمام و روح خلاق و جستجوگر خود مشغول تحصیل و کسب دانش فنی شد.وی بسیار با حیا و صادق و مهربان و خوش قلب بود . کسی از او دروغ با یاد ندارد.با شهامت امام حرفش را می زد و به قول معروف ترسی نداشت تا مجبور شود به دروغ گفتن.

بسیار اتفاق می افتاد که شدیدا به پول نیاز داشت ولی بروز نمی داد.برای هر چیزی زبان نمی گشود ،عزت خود را حفظ می کرد. از کودکی تابستان ها کار می کرد تا در زمان تحصیل جهت تامین هزینه تحصیل مشکلی نداشته باشد. از ده سالگی نماز می خواند و از شروع تکلیف تمام روزه هایش را با توجه به ضعف شدید جسمی می گرفت و در ایام سوگواری در هیئت ها و دستجات عزاداری شرکت می نمود. سال سوم دبیرستان وارد صنایع سپاه شد و در ساخت وسایل نیاز جبهه فعال گردید. یک سال اشتغال داشت و علاقه شدیدی برای رفتن به جبهه پیدا کرد. یک بار با دست کاری شناسنامه اش اقدام به اعزام به جبهه نمود که موفق نشد تا اینکه فروردین 1365 همراه با گروهی از همکلاسی هایش از سوی هنرستان به جبهه های جنگ به مصاف با کفر شتافت.یک ماه در جبهه بود و با اتمام ماموریت بازگشت نمود ولی مرتب از اعزام مجدد به جبهه صحبت می کرد.

حتی مشکلات شدید خانوادگی و نیاز و وابستگی خانواده به او که تنها فرزند ذکور بود ،نتوانست مانعی برای پرواز او به سوی معبود شود. به هر حال تاب ماندن و تحمل شقاوت دشمن را نداشت ،عازم جبهه های نور علیه ظلمت شد.در بازگشتی که به صورت مرخصی چند روزه آمده بود ،مصادف با سالگرد جنگ تحمیلی شد .ایشان در نمایشگاه هفته دفاع مقدس مجذوب تلاش ایثارگرانه برادران پایگاه در برگزاری این نمایشگاه شد که در کمال اخلاص و عشق خاطره حماسه های رزمندگان را در در پشت جبهه پاسدارند. تقاضای عضویت و همکاری با بسیج پایگاه مقاومت المهدی”عج” را نمود و با صحبت و با برخورد کوتاهی که با وی شد ایشان جذب پایگاه به خیل برادران بسیجی مسجد پیوست. در سیمایش صدق و صفا،مردانگی و غیرت و در کلمه شهادت هویدا بود.در جلسات بسیج از مطرح کردن خود و بیان خاطراتش و اندوخته هایش در جبهه خود داری می کرد که مبادا رنگ غیر خدایی بگیرد.بههر حال از جمع برادران خداحافظ کرد و به جبهه شتافت و در عملیات مصادف با شب وفات حضرت زهرای اطهر(س) با رمز مقدس خانم زهرا(ُس) زهرا گونه از ناحیه پهلوی چپ مجروح و درآستانه سنگرش قامت رسای وی به خون طپید و به خیل راست قامتان جاودانه تاریخ پیوست و جان بی تابش آارامشی ابدی یافت. در قسمتی از خاطراتش می نویسد :امشب چه شبی است ،احساس غرور می کنم که خداوند سعادت شرکت در این مکان و در این امتحان را به من داده گنهکار است. یاد و راه و خاطره اش گرامی که دیر به جمع ما پیوست و زود از جمع ما رفت و از کسب فیض حضورش محروم و از سیر ندیدنش محزون و تا ابد ما را سوگوار خود نمود.خرسندیم که در آخرین ماه های حیات ما را به دوستی اش برگزید

برچسب:
اطلاعات کلی
نام و نام خانوادگی

مرتضی آتلوخانلو

نام مستعار

نام پدر

علی اکبر

تاریخ تولد

1347/02/06

سن

18

تاریخ شهادت

1365/10/22

محل شهادت

شلمچه

شهادت در عملیات

کربلای پنج

نحوه شهادت

اصابت ترکش به پهلو

مزار شهید

بهشت زهرای تهران
قطعه 53 ردیف 3 شماره 17

درصد جانبازی

محله

باغ خزانه

اطلاعات سازمانی
حوزه بسیج

247 محمد مصطفی صلی الله علیه

محدوده پایگاه

پایگاه فعالیت

پایگاه المهدی عجل الله تعالی

مسجد فعالیت

مسجد المهدی عجل الله تعالی

یگان خدمت

نیروی مقاومت بسیج

سمت و رتبه

رزمنده

رسته خدمت

آر پی جی زن

ویژگی های شهید
فرهنگی مذهبی

فعال هیئات مذهبی

ورزشی

شغلی

صنایع سپاه

تحصیلات

چهارم متوسطه

رشته تحصیلی

صنایع

وصیت نامه شهید

با درود و سلام ابراهیم خلیل الله،محمد رسول و خمینی روح الله وصیت خود را شروع می کنم. خدایا تو را سپاس و حمد فراوان می گویم که این بنده گنهکار و روسیاه را جزو لشکر قرار دادی و توفیق رزم در راهت و انشالله شهادت در راهت را نصیبم نمایی. بارالها تو را شاکرم که به من زندگی عطا کردی و راه زیستن را به من آموختی که پیامبران و ائمه اطهار پرچمدار ان هستند و اکنون خمینی بت شکن ادامه دهنده ان است.
معبودا زبانم قاصر است از گفتن انچه در دل دارم.ای که در هنگام بی پناهی پناهم و در هنگام سختی امیدم و در هنگام تصمیم گیری راهنمایم بودی. درود فراوان بر محمد (ص) و اهل بیت مطهرش که تنها چراغ هدایت در این جهان ظلمانی هستندو هر کس که به آنها متوسل و نزدیک شود ،نجات یافته است وگرنه سر از دوزخی دراورد که تحمل عذاب آن نا ممکن است.
ای مادر،ای مهربان،ای عزیز،اگاه باش که فرزندت را به بهترین نحو تربیت کردی و بهترین تصمیم یک مادر مومنه را گرفتی و ان راهی کردن تنها پسرت جهاد بود.جهادی که بر همه واجب است .نمی دانم چگونه و با چه زبانی از تو تشکر کنم و تنها این مطلب را می گویم که اگر صابر باشی که انشالله هستی پاداش عظیمی در انتظار شماست ،پاداشی که فقط کروبیان از ان با خبرند .امیدوارم که مرا ببخشی و حلالم کنی و امید داشتم که روزی بتوانم جبران زحماتت را بنمایم و این را خوب می دانم که در جواب خوبی های تو هیچ ندارم.اما انشالله خداوند اجر یک مومنه شهید داده را نصیب شما کند و وعده ما انشالله در بهشت زیر درخت طوبی.
پدرم،ای پدر عزیز و بهتر از جانم که زحمت بزرگ کردن مرا کشیدی ،ای که در هتگام مشکلات یاری دهنده من بودی و من شاهد زحمات تو برای بدست اوردن روزی حلال بودم که تا پاسی از شب مشغول کار بودی تا ما راحت زندگی کنیم و از جان خود برای آرامش ما مایه گذاشتی ،از شما حلالیت می خواهم امیدوارم که مرا مورد بخشش خود قرار دهی ،و از خداوند پاداش یک مومن را برای شما خواهانم. 
خواهر عزیزم می دانم که با دداشتن فهم و درک فراوان از اسلام نشات گرفته ات تو نیز در رفتن من صب خواهی کرد و الگو خواهی بود چون یک خواهر شهید.تو خود می دانی کاری که انجام دادم اسلام از من خواست و این همان چیزی بود که تو همیشه هنگامی که کتابی به من هدیه می کردی در گوشه ان می نوشتی ،بکوش تا آنچنان باشی که اسلام از تو می خواهد.
آرزو داشتم روزی زحمات فراوان تو را جبران کنم اما به تو نیز می گویم که جز دعا برای ای خواهر دلبرم چیزی ندارم که تقدیم کنم.صبر و پاداش در خور خودت را از خداوند دعا می کنم. خواهرم،خواهر کوچک و معصومم برای تو چند وصیت دارم و ان این است که مانند خواهران بزرگترت باش ،با ایمان،متقی،درس خوان ،مطیع حرف یزرگترمان ،کوشا باش و صبور در مقابل مشکلات،مشکلاتی که فقط مردم سست اراده در مقابل ان کمر خم می کنند نه یک دختر حزب اللهی.
سفارش دیگرم این است که از وجود خواهرانت و پدر و مادرمان حداکثر استفاده را بکن،چرا که خیلی ها در ارزوی داشتن چنین خانواده ای هستند.تو قدر انان را بدان.امیدوارم در زندگی موفق باشید و ادامه دهنده راه شهدا و با حجاب خود بر دهان دشمنان دین خدا بزنی .برای شما ارزوی موفقیت در کارتان و ادامه جهادتان را از خداوند دارم.انشالله.

کمی صحبت هم با دوستان و آشنایان
اولا و قبل از هر چیز دیگر باید به اطاعت ولایت فقیه که همان امام عزیزمان باشد تاکید کنم،امامی که چون شمع این جهان ظلمانی را روشن می کند تا کسی لیاقت و سعادت داشته باشد راه را پیدا کند.
این همان کسی است که برگزیده شده تا استعداد و لیاقت این ملت را به خداوند ثابت کند،ملتی که چون کوه در برابر مشکلات ایستاده اند ،به صحبت ها و راهنمایی هایش کاملا عمل می کنند.مبادا روزی پشت ایشان را خالی کنید و شاهد فریاد هل من ناصر ینصرنی ایشان باشید .خدا یاور اوست و هر کس را که ایشان کمک کند یاری می دهد.انشالله ایشان نیز این انقلاب و کشور را تحویل صاحب اصلی ان آقا امام زمان”عج” داده و در کنار ایشان خواهند ماند.
ثانیا :شما را به قدردانی از موقعیت و زمانه سفارش می کنم.روزی داشتن ثروت،قدرت،فرزند و … افتخار به حساب می امد و امروز اینها ضد ارزش شده .داشتن شهید افتخار است،داشتن فامیل زیاد افتخار نیست،بلکه فامیل بیشتر در جبهه داشتن است که افتخار می اورد .داشتن ثروت بیشتر ارزش نیست،بلکه انفاق ان و استفاده کردن ان در راه جنگ و خدا افتخار است.
اگر از لیاقت نشان بدهی و به جبهه بروی خداوند هم سعادت نصیبت را خواهد کرد،پس نتیجه ای که می خواهم بگیرم این است که باید از موقعیت حداکثر استفاده را کرد.اگر کسی بی تفاوت از کنار ان بگذرد واقعا ضرر کرده است.ضرری که جبران ان در اینده مشکل و شاید غیر ممکن باشد.پس ای برادر و خواهر بیا و از این موقعیت استفاده کن و کار امروز را برای فردا نگذار که فردا دیر است .وقتی که امام می فرماید رفتن به جبهه از اهم واجبات است و یا رفتن به جبهه واجب کفایی است جای استخاره نیست.

انان که بود عشق خدا در سرشان شیرند و دل بیشه میشود سنگرشان
خواهند جدا شود سر از پیکرشان یک مو نشود کم ز سر رهبرشان

پس ای برادر و خواهر بیا همچون گذشته در برابر مشکلات و مصائب مقاومت کن که ان الله یحب الصابرین و مطمئنا بدون پاداش نخواهد بود و بدانید که این یک امتحان است و هر که رو سفید از ان بیرون آید پیروز و برنده است.

یکی درد درد و یکی درمان پسندد یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان ودردووصل و هجران پسندم انچه را جانان پسندد

ثالثا :در مورد اینده انقلاب و جنگ باید بگویم که بسار امیدوار و خوشبینم چون که خداوند وعده حاکمیت مستضعفین را بر وی زمین داده و انشاهه زمان ان فرا رسیده که کفار دستگاه و زندگی خود را از روی زمین جمع کنند و بندگان خالص خدا بر ان حاکمیت کنند.
یک مثلی برای انهایی که به نحوی منفی با با جنگ و انقلاب برخورد می کنند بزنم،می گویند زمستان تمام میشود و رو سیاهی به زغال می ماند .انشالله شما از ان جمله سیاه دلان نباشید.
برای ایندگان تعریف کنید دهان به دهان که کسایی بودند و حاضر به قبول ذلت نشدند و دعوت حق را لبیک گفتند و به کمال و سعادت هم رسیدند .کسانی که خدا به انان وعده بهشت رضوان داده و ملائکة الله به انها غبطه می خورند و خدا به داشتن همچین بندگانی افتخار می کند و عجب پاداشی برای انان قرار داده که درک آن برای من و شما غیر ممکن است و تنها ارزویم این است که من هم میان اینان جایی داشته باشم .انشالله.
رابعا:شما را به تقوا و دوری از گناه و توبه خالصانه و توکل و ایمان داشتن به خدا سفارش می کنم که این چند عامل راهنمای کمال است.عشق به معصومین و به خصوص سید الشهدا را در دل خود زنده نگه دارید و انان را الگوی زندگی خود در تمامی مراحل قرار دهید.اگر قرائت ان را یاد ندارید ،ترجمه ان را بخوانید و در ان تامل کنید که قران منبع پر متحتوا و عظیمی است .
در مورد تشییع جنازه ام ان را در محل برگزار کنید ،بلکه اثری بر روی خفتگان بگذارد .انشالله در هنگام دفن برایم زیارت عاشورا بخوانید و در صورتی که از نظر شرعی امکان داشت مرا با لباس بسیج به خاک بسپارید و بر روی سنگ قبرم و خوانا کلمه بسیجی را بنویسید که بسار به ان افتخار می کنم . دیگر حرفی ندارم مگر صبر و استقامت و اینکه با بی صبری اجر خود را خدایی نکرده از بین نبرید انشالله

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی “عج” خمینی را نگهدار
1365/08/15 مرتضی آتلوخانلو

گالری تصاویر شهید

شهید مرتضی آتلوخانلو
تصویر شهید مرتضی آتلوخانلو

مستند رویاهای رنگی

این اثر، داستان زندگی شهیدِ نوجوان «رضا کربلایی» است که اخلاق، روحیات و رؤیاهایش در گفت‌وگو با دوستش «مرتضی آتلوخانلو» روایت می‌شود. شهادت رضا، مرتضی را تا «طلائیه» می‌کِشاند؛ جایی که به معراجگاه وی تبدیل می‌شود.

این اثر در سال 1388 به مدت 26 دقیقه تولید گردیده است و به بیان ابعاد زندگی دانش آموز شهید مرتضی آتلوخانلو می پردازد.

لطفا پیش از ارسال دلنوشته خود درباره شهید موارد زیر را مطالعه و بررسی نمایید.

الف) متن دلنوشته شما قبل از انتشار در وبسایت ، به طور دقیق بررسی می گردد و پس از تایید با نام خودتان برای عموم منتشر می گردد. بنابراین خواهشمندیم در ارسال متن خود دقت نمایید.

ب) در صورتی که دلنوشته ارسالی شما دارای محتوایی باشد که بتوان روی آن کار بیشتری کرد ، با هماهنگی خودتان ، ویراستاران وبسایت از نظر ادبی آن را ویرایش نموده و پس از ایجاد شاخ و برگ مناسب ، نسبت به انتشار آن در بخش های دیگر وبسایت اقدام می نمایند.

ج) توجه نمایید که از انتشار محتوای دارای اصطلاحات و الفاظ نامناسب ، محتوای مغایر با قوانین کشور جمهوری اسلامی ایران و هرگونه محتوایی که رنگ و بوی سیاسی و جناحی داشته باشد ، جدا معذوریم.

د) استدعا داریم که فارسی بنویسید و از کیبورد فارسی استفاده کنید. بهتر است از فضای خالی (Space) بیش‌ از‌ حدِ معمول ، شکلک یا ایموجی استفاده نکنید و از کشیدن حروف یا کلمات با صفحه‌کلید بپرهیزید. تنظیمات دقیق متن ارسالی شما توسط ویراستاران وبسایت انجام می گردد.

اولین کسی باشید که خاطره شهید می نویسد “شهید مرتضی آتلوخانلو”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نقد و بررسی‌ها

هیچ دلنوشته ای برای این شهید نوشته نشده است.