شهید شعبانی در سال 1339 در یکی از روستاهای محروم شهر ساری در استان مازندران و در یک خانواده متوسط روستایی و مذهبی به دنیا آمد . در همان اول کودکی و نونهالی، فطرتی پاک داشته و جوانی راستین و کوشا بود. وی پس از سپری نمودن دوران نوجوانی ، با تلاشها و سختیهای فراوان توانست تحصیلات خود را تا سطح لیسانس در رشته ریاضی برساند (در هنگام قبولی در دانشگاه تهران رتبه وی 17 بوده است . تا اینکه وارد آموزش و پرورش گردید و دبیر یکی از دبیرستانهای منطقه 18 تهران شد . با شروع جنگ و بر حسب تکلیف به عنوان نیروی تخصصی فرهنگی از طریق جهاد دانشگاهی راهی کردستان شد . در کردستان همراه با دیگـر هـمرزمان همچون شهید کاوه در شهرهای مختلف کردستان از جمله سقز به فعالیتهای فرهنگی می پرداخت. از جمله اینکه مربی امور تربیتی و مشاور تربیتی بوده است. ایشان در کنار تمامی مسئولیتها و اموری که داشت، در زندگی خانوادگی رئوف، مهربان، متین و صبور بودند . استمداد از فقرا ، زهد و ساده زیستی(به هنگام ازدواج از همسر خود جهیزیه ای نخواسته بودند) ، رأفت و دلسوزی اخلاص ، تقوی ، اهل پست و مقام نبودن از دیگر خصائص و محسنات این شهید عزیز بوده است . در کنار تمام فعالیتها ، اهل قلم بوده و طبع شعری داشته و بسیار بیان رسا و شیوایی داشتند . نوشتاری هم به عنوان کرد و کردستان داشتند. سرانجام شهید شعبانی در منطقه حاج عمران در عملیات کربلای 2 به آرزوی خویش رسیده و شهد شهادت نوشید.(البته مدت 9 ماه مفقودالاثر بودند)
یک درس ؛ یک تکلیف
نکته مهمی که در شرح حال و وصیتنامه این شهید عزیز با آن برخورد میکنیم این است که وی با داشتن یک ایدئولوژی صحیح از جهان هستی و نیز در پی آن یافتن ثبات شخصیتی لازم، توانسته است در تبدیل شعارها به شعور و عمل موفق باشد. بدین معنی که در این دنیای مرموز که بسان دریایی متلاطم است، اگر انسان به یک دیدگاه درست و صحیح و مبتنی بر اصول ارزشمند دینی و عقلی دست نیابد، هرگز نخواهـد توانست که کشتی خویشتن خویش را به سواحل آرام و امن انسانیت بکشاند. ثبات و پایداری است که انسان را در پیش آمدهای ناگوار عالم و فشارهای روحی و جسمی، چون سدی آهنین پابرجا نگاه می دارد، و نمیگذارد لغزش و سستی در انسان رخ دهد. حفظ قوه ایمان و دین با طمأنینه نفس و سکونت روح، به سهلی و آسانی میسر ا تا دم آخرین، انسان را در مقابل بادهای تند عالم محفوظ میکند. از این روست که میبایست به این الگوهایی که زمانی در کنار مـا بـوده و اینک در فـراغشـان دچـار است، و حسرتیم، اقتدا نموده و در زندگی خویش از آنان بهره جوییم. انشاءالله.
برچسب: شهدای دفاع مقدس شهید محمدرضا شعبانی ورکی محمدرضا شعبانی ورکی
وصیت نامه شهید
على المعارف . شهید شعبانی وصیتنامه خود را با سوره حمد آغاز نموده و پس از حمد و ثنای خداوند عزوجل، ابتدا به اصول حرکت در جهان هستی پرداخته و اظهار می دارد که: جهان هستی را خالقی است بی انتها و مطلق، تنها اوست که لایـق پرستش است لذا معرفة الله است. همه علوم در معرفة الله نهفته است ، وقتی عرفان اصیل بدست آید یعنی نفی تمام طواغیت و نفی شیاطین درونی و برونی . بدین ترتیب است که تربیت ، سیاست ، فلسفه و … کلاً ناشی از عرفان است . بدین ترتیب پذیرش ولایت الله اساس هر امری را تشکیل می دهد لذاست که اساس هر حرکت مساویست با معرفت . توحید و ولایت و هر که در غیر از این مسیر باشد به شدت در انحراف است و در خدمت شیاطین، شهید شعبانی در مذمت این دنیای فانی چنین مینگارد: دنیا محل گذر است و فرار، نه محل قرار. هر چه متحرک است و فزار، آکنده از ضعف است و هر آنچه که سراسر ضعف است چگونه می توان به آن دل بست. لذا دلبستگی به دنیا مساوی است با حماقت و جهالت. وی در باب جهاد اظهار می دارد: جهاد في سبيل الله نیز به هر شکل آن ، ناشی از عرفان است و هر جنگ و دفاع منهای آن بی معنی است و بدفرجام لذا ما برای ارزشهای والای الهی می جنگیم و دفاع میکنیم و در این راه مطیع امر ولایت فقیه خواهیم بود. ما جنگ طلب نيستيم ولكن اگر به ما ظلم کنند جواب دندان شکن خواهیم داد و در هر جایی که باشد برای تنبیه متجاوز و اجرای احکام حق پیش خواهیم رفت.
او میگوید: و بدان و آگاه باش که شهادت یعنی آخرین مرحله تکامل انسان ،که هر کسی را نصیب شود او کامل شده و انسان کامل نمی تواند در زندان دنیا بگنجد و بدین ترتیب شهادت آغاز جاودانگی است و مرگ نیست چراکه ابتدای یک زندگی جاودانه و متعالی است.
شـهادت سـرآغـاز پـایندگی است نترسم ز مرگی که خود زندگی است
و در پایان اینگونه وصیتنامه خویش را به اتمام می رساند :
ای خوشا با فرق خونین در لقاء یار رفتن سر جدا پیکر جدا در محفل دلدار رفتن
عاشقان را عشق فرمان می دهد منزل به منزل گه به زیر خاک تیره که فراز دار رفتن
در وصف شهید
از خصوصیات و سجایای محمدرضا که در روحیه و شخصیت برادرش بختیار ، تاثیر به سزایی داشت می توان به: مرد میدان مبارزه ، ناخدای علم و آگاهی در میان اعضای خانواده ، چراغی پر نور که نورش را از هیچ کس دریغ نمی کرد . تواضع و فروتنی ، انسانی همیشه در حال کمال و پیشرفت با اینکه مسئولیت زیاد و مهمی داشت ولی هرگز به ما چیزی نمی گفت که تواضع و فروتنی از نشان او بود.
در بیان خصوصیات و اخلاقیات شهید محمدرضا شعبانی که این سجایا از وی یک انسان کامل و شایسته ساخته بود می توان به حسن معاشرت ، حسن خلق با اعضای خانواده و اطرافیان ، تواضع و فروتنی در مقابل پدر و مادر ، احساس وظیفه در مقابل تامین معاش خانواده ، انجام واجبات و مستحبات در نهایت خلوص ، موفقیت و طی مدارج عالی تحصیلی بدون حضور پدر و مادر در شهرستان ساری ، رعایت حق الناس ، اگر ایشان با کسی کار شخصی داشت از امکانات اداری محل کارش استفاده نمی کرد . ایشان دبیری متدین و با ایمان بود که رفتار و اعمالش شاگردان بسیار را تربیت نمود . عشق و علاقه ی وافری به امام خمینی (ره) داشت که ایشان را انسانی کم نظیر درعصر پریشانی، شخصیتی بزرگ در دوره نابسامانی، شجاع چون ناخدای علم و آگاهی می دانست و دیگر برادران و خواهران را به کسب علم و تقوا توصیه و هدایت می کرد .
شرکت در جلسات مذهبی و توسل به ائمه اطهار وی عقیده داشت انسان بدون توسل به جایی نمی رسد. بی اعتنایی به ظواهر دنیا بود، دنیا را محل فرار می دانست نه قرار. ایشان مرد مبارزه در عرصه فرهنگی و تلاش برای توانمند سازی جوانان در عرصه ی علمی بود .
در سپاه در بخش فرهنگی خصوصاً مبارزه با منافقین و اندیشه های پلید آن ها فعالیت داشت . ایشان به طور داوطلبانه به مدت 5 سال در منطقه سقز ، کردستان در آن محیط پر آشوب و ناامن به شغل شریف معلمی مشغول بود و در تبلیغ و اشاعه فرهنگ اسلام و قرآن جدیت داشت . در روز تشییع پیکر پاک وی دانش آموزان او را کبوتری مهاجر می خواندند. او چون مومنین از ظواهر دنیا دل کنده بود .
برادرش بختیار ضمن بیان مطالب خاطره ای نقل می نماید: یک روز مادرم برای ایشان (محمدرضا) یک پیراهن خریدند. بعد از مدت کوتاهی یک فقیری در زد محمدرضا پیراهن نو را به فقیر داد من از او پرسیدم مگر تو از پیراهن خوشت نیامد ؟ او در جواب گفت: چرا خوشم آمد گفتم : پس چرا به فقیر دادی ؟ در جوابم این شعر را خواند :
اگر لذت ترک لذت بدانی به جز لذت لذت ندانی
در زندگی خانوادگی خویش هم همسری معتمد ، متعهد و علاقمند به خانواده اش بود و در کارهای خانه همکاری داشت و با همسرش مشورت می نمود . فرزندش بعد از شهادتش به دنیا آمد و به سفارش وی اسم او را مهدی نهادند . سرانجام در میدان نبرد بعد از رشادت های فراوان به آرزوی دیرینه اش رسید و شمعی فروزان و روشن تا ابدیت برای انسانیت شد.
نقد و بررسیها
هیچ دلنوشته ای برای این شهید نوشته نشده است.