شهید بهراد خداقلی در بهار سال ۱۳۳۵ در یکی از روستاهای خلخال در یک خانواده کشاورز با بافت مذهبی پا به عرصه وجود گذاشت و با وجود نازنینش شور و نشاطی خاص به کلبه فقیرانه خانواده داد. در دوران کودکی در همان کلیه ساده و فقیرانه و در زیر دیوارهای کاه گلی آموخت که چگونه زندگی کند. دوران ابتدایی را در همان جا به پایان رسانید. وضع خانوادگی آنچنان نبود که وی بتواند ادامه تحصیل بدهد ، به تهران آمده و در کارخانه های متعددی باکار طاقت فرسا و حقوق کم مشغول به کار شد و در کنار تمام مشکلات کار، شبانه ادامه تحصیل داد و در سال ۵۷ موفق به اخذ دیپلم شد. قبل از انقلاب در فعالیتهای دینی و اجتماعی فعالیت زیادی داشتند و به نماز و قرآن خیلی اهمیت می دادند. همزمان با پیروزی انقلاب در درگیریهای خیابانی و تظاهرات شرکت میکردند و در حمله به پادگانها شرکت داشتند. با شروع جنگ تحمیلی روح بلندش او را به گریلای جبهه ها میکشاند و در زمینه های مختلف انجام وظیفه میکند و شایستگی های وی بدان حد بود که فرمانده سپاه پاسداران گیلانغرب او را تشویق نموده و مورد تقدیر قرار داده بود. در سال ۱۳۵۹ جهت تداوم خدمت به انقلاب، وارد آموزش و پرورش گردیده و در امور تربیتی در مدارس شروع به فعالیت نمود. به بچه های مستمند خیلی کمک می کرد. شب ها تا دیر وقت در مدرسه کار میکرد و یا در بیمارستانهای شهر که به کمک نیاز داشتند، یاری می رسانید. هیچ وقت از مشکلات گله ای نداشت و همه چیز را به جان می خرید. در بهار سال ۱۳۶۱ شورد شوق جبهه و اشتیاق به شهادت وی را در پی اعزام های قبلی مجددا به جبهه کشانید.
بعد از تعطیلات نوروز به مدرسه بازگشت لیکن روح خدابی و حسین گونه اش او را وامیداشت تا باز هم به جبهه برود. سرانجام پس از تعطیلی مدارس در تاریخ ۶۱ / ۵ / ۹ با خوشحالی فراوان کوله بارش را بست و برای همیشه خدا حافظی کرد و عازم منطقه شد. او سرانجام در تاریخ ۶۱ / ۷ / ۱۱ در سالروز میلاد حضرت امام علی النقی ( علیه السلام ) و در عملیات مسلم ابن عقیل(ع) در فتح سومار و مندلی به درجه رفیع شهادت نائل آمد و شریت شهادت نوشید و از دنیای فانی به سوی زندگی جاوید شتافت و به میهمانی معبودش رفت که شب و روز در دعاهایش او را طلب می نمود.
یک درس ؛ یک تکلیف
ادعیه و مناجات انسان را از ظلمت بیرون میبرد چنانکه در مناجات شهید بهراد خداقلی ملاحظه نمودید که نورانیت و نیز حذف نقاط ظلمانی از قلب ایشـان موجب میشود با خدای خویش به دعا و مناجات بپردازد به گونه ای که دو دوست با یکدیگر صحبت میکنند. در این صورت است که آدمی انسانی می شود که برای خداکار میکند و برای خدا شمشیر میزند و برای خدا مقاتله میکند و برای خدا قیام میکند. اینها مقدمه و آرایشی است که انسان به حسب قلب خود آنها را انجام می دهد تا مهیا گردد برای مهمانی، مهمانی در حضور حق و در حضور خدا.
برچسب: شهید بهراد خداقلی شهید بهزاد خداقلی شهید خداقلی شهیدان خداقلی


نقد و بررسیها
هیچ دلنوشته ای برای این شهید نوشته نشده است.