شهید امیر همتیار در سال ۱۳۴۰ در ششم ماه مبارک رمضان در تهران به دنیا آمد و درست در ششم ماه مبارک رمضان سال ۱۳۶۰ با زبان روزه به شهادت رسید. مادر گرامی او می گوید امیر در کودکی فرزندی آرام و مطیع بود و مرا هرگز آزرده خاطر نکرد. وی در کنار رشد جسمی، از رشد فکری خوبی برخوردار بود و در خانواده احساس مسئولیت او بیشتر می بود. در سال دوم راهنمایی بود که ترک تحصیل کرد و به خاطر کمک به مسائل مالی خانواده به کار مشغول شد و مدتی بعد تحصیلات خود را به طور شبانه ادامه داد. در هنگام پیروزی انقلاب ۱۷ سال داشت و در تمامی فعالیتهای انقلابی از جمله راهپیمایی ها و تظاهرات ها شرکت می کرد و عاشقانه خدمت می نمود.
او صدای الله اکبرها را می شنید و هدف آنها را درک کرده بود و به خانواده می گفت برای پیروز شدن این انقلاب خیلی زحمت کشیده شد و حال باید در نگهداری آن بیشتر زحمت بکشیم. در سال ۱۳۵۹ به هنگام درگیریهای کردستان شجاعانه برای دفاع به مریوان رفت و عقیده داشت که منافقین بدتر از کفارند و باید نابود شوند. پس از چندی به تهران بازگشت و برای رفتن به سربازی آماده شد و در لشکر ۷۷ ثامن الائمه خراسان به خدمت مشغول شد و از اینکه در این لشکر افتاده است خیلی خوشحال بود چون در اکثر عمليات ها خط شکن بودند. در روزی که به شهادت رسید خواب دیده بود که به شهادت رسیده است و پس از بیدار شدن با خوشحالی غسل شهادت میکند و سرانجام همان روز در حالی که روزه بود در غروب روز ۱۶ تیر سال ۶۰ در زیر پل خرمشهر به آرزوی خویش رسیده و به درجه رفیع شهادت نائل می گردد.
برچسب: امیر همتیار شهید امیر همت یار شهید امیر همتیار شهید همت یار
وصیت نامه شهید
شهید مظلوم امیر همتیار وصیتنامه ای آکنده از عرفان و عشق می نویسد و چنین آغاز می کند:
پروردگارا ؛ در پیروزی حکومت اسلامی چه رنجها و مشقتهایی تحمل شده است، چه گلهای ناشکفتهای پرپر شده است، چه پدران و مادرانی به سوگ عزیزان خـود نشسته اند و چه جانهایی در این راه بزرگ ایثار شده است. خداوندا؛ تو شاهد باش که این کلمات را در میدان جنگ و کربلای خونین شهر می نویسم.
ای امام : ای علی گونه زمان که در لحظه های حساس و سرنوشت ساز برای حفظ وحدت مهر سکوت بر لب دوخته ای در حالی که خار در چشم و استخوان در گلو داری. علی در زمان خود تنها بود ولی تو در این زمان فرزندانی داری که گوش به فرمان توانـد و در راهی که به آنها نشان داده ای جانبازی و فداکاری میکنند و تا آخرین قطره خون خود می ایستند.
ای مسئولین مملکتی و کشوری: شما را به خدا قسم ، بیایید بیش از این به فکر اسلام و ایران اسلامی باشید، ببینید گورستانهای ما مملو شده است از جوانان آرزومند این کشور.
برادران و خواهران ؛ تنها را نجات اسلام پیروی از امر رهبری و ولایت فقیه خمینی بت شکن است و قرار گرفتن در خط او همانا مسیر اصلی اسلام و پیامبر و ائمه هدی است. از انحرافات و کجرویها پر ، فرقه گرایی، خود پرستی، ملیت گرایی تنها به نابودی یک ملت می انجامد و نه چیز دیگر. پس گرد هم آیید و از تفرقه و جدایی دوری کنید تا خون شهدا پایمال نشود.
ای روحانیت مبارز و اصیل ؛ یار و یاور ولایت فقیه باشید و به کمک اسلام بشتابید و برای شناساندن دین مبین اسلام، بیش از پیش تلاش کنید،
پدر و مادر گرامی ؛ من قبل از آنیکه فرزند شما باشم، فرزند مکتب اسلام هستم و شما با تربیت صحیح خود مرا به این راه کشانده اید…
خواهران عزیزم ؛ در راه رسای خدا فرزندان خود را به نحوا تربیت کنید و آنها را برای رسیدن به احکام الهی و دینی آماده نمایید.
برادران عزیزم ؛ همچون گذشته دستهای پر عطوفت شما را می فشارم و شما را به خدا قسم می دهم قدر رهبر عزیزمان را بدانید، شما خونهای ذخیره این مکتب هستید و همیشه به یاد خدا باشید که با یاد او دلها آرام می گیرد.
نقد و بررسیها
هیچ دلنوشته ای برای این شهید نوشته نشده است.