هادی متولی
لطفا پیش از ارسال دلنوشته خود درباره شهید موارد زیر را مطالعه و بررسی نمایید.
الف) متن دلنوشته شما قبل از انتشار در وبسایت ، به طور دقیق بررسی می گردد و پس از تایید با نام خودتان برای عموم منتشر می گردد. بنابراین خواهشمندیم در ارسال متن خود دقت نمایید.
ب) در صورتی که دلنوشته ارسالی شما دارای محتوایی باشد که بتوان روی آن کار بیشتری کرد ، با هماهنگی خودتان ، ویراستاران وبسایت از نظر ادبی آن را ویرایش نموده و پس از ایجاد شاخ و برگ مناسب ، نسبت به انتشار آن در بخش های دیگر وبسایت اقدام می نمایند.
ج) توجه نمایید که از انتشار محتوای دارای اصطلاحات و الفاظ نامناسب ، محتوای مغایر با قوانین کشور جمهوری اسلامی ایران و هرگونه محتوایی که رنگ و بوی سیاسی و جناحی داشته باشد ، جدا معذوریم.
د) استدعا داریم که فارسی بنویسید و از کیبورد فارسی استفاده کنید. بهتر است از فضای خالی (Space) بیش از حدِ معمول ، شکلک یا ایموجی استفاده نکنید و از کشیدن حروف یا کلمات با صفحهکلید بپرهیزید. تنظیمات دقیق متن ارسالی شما توسط ویراستاران وبسایت انجام می گردد.

توسط هادی مهدیزادهدر تاریخ
سال ۸۴ با هم تو کارخانه ای در شهرستان خوی مشغول بکار بودیم بعدا من استخدام نیروی انتظامی شدم چند سال بعدش در حیاط ستاد انتظامی سردشت دوباره دیدمش از اون به بعد دیگه فهمیدم هر جا باشم هادی کنارمه هفته ای دو بار سالن فوتسال بودیم وقتی هادی گل میزد انگار جام جهانی گل زده و کل سالن رو دور میزد ولی وقتی اون اتفاق افتاد و گروهک منحوس پژاک حمله کرد و هادی رفت تازه فهمیدیم که این مرد از اول اصلا برا شهادت آفریده شده بود عضو ۳۱۳ نفری بود که هر ماه مقداری از حقوقش رو برا افراد فقیر میدادن و سرپرستی تعداد از ایتام رو داشته که نشون میداد هادی از جنس این دنیا نبود و جایگاهش بهشت بود برادرم که رفت خیلی دلم براش تنگ شد و الان که ۱۳ سال از شهادتش رد شده هنوزم هر هفته التماسش میکنم سر مزارش که منم ببره پیش خودش