عباس قفیلی
لطفا پیش از ارسال دلنوشته خود درباره شهید موارد زیر را مطالعه و بررسی نمایید.
الف) متن دلنوشته شما قبل از انتشار در وبسایت ، به طور دقیق بررسی می گردد و پس از تایید با نام خودتان برای عموم منتشر می گردد. بنابراین خواهشمندیم در ارسال متن خود دقت نمایید.
ب) در صورتی که دلنوشته ارسالی شما دارای محتوایی باشد که بتوان روی آن کار بیشتری کرد ، با هماهنگی خودتان ، ویراستاران وبسایت از نظر ادبی آن را ویرایش نموده و پس از ایجاد شاخ و برگ مناسب ، نسبت به انتشار آن در بخش های دیگر وبسایت اقدام می نمایند.
ج) توجه نمایید که از انتشار محتوای دارای اصطلاحات و الفاظ نامناسب ، محتوای مغایر با قوانین کشور جمهوری اسلامی ایران و هرگونه محتوایی که رنگ و بوی سیاسی و جناحی داشته باشد ، جدا معذوریم.
د) استدعا داریم که فارسی بنویسید و از کیبورد فارسی استفاده کنید. بهتر است از فضای خالی (Space) بیش از حدِ معمول ، شکلک یا ایموجی استفاده نکنید و از کشیدن حروف یا کلمات با صفحهکلید بپرهیزید. تنظیمات دقیق متن ارسالی شما توسط ویراستاران وبسایت انجام می گردد.

توسط علی پناهیدر تاریخ
من و شهید والا مقام عباس قفیلی توی یک محل زندگی می کردیم و هر دو دوستان صمیمی بودیم قبل از اعزام به جبهه با بچه های محل دیدار داشت و حلالت می خواست ما گفتیم تورو خدا عباس جان نرو صبر کن تا منم بعد برگشت برادرم از سربازی با هم بریم قبول نکرد و گفت الان کشور به وجود ما نیاز داره و عراقی ها خرمشهر گرفتند اگر عجله نکنیم دشمن بعثی خیلی پیشروی می کنه با چشمانی اشک بار با او خداحافظی کردم تا اینکه خبر شهادت توی محل پیچید و چه غم اندهی که برای نبودنش تا امروز بعد از ۴۳ سال هنوز بر قلبم سنگینی میکنه عباس جان بعد از شهادت ت یک بار بوضوح در خواب دیدمت گفتم عباس کجایی همه خانواده و بچه های محل بدنبال تو میگردند خنده ای کرد و رفت صحبتی نکرد آن خنده ملیح و زیبا و صادقانه …هنوز هم همیشه به یادت هستم. برادر خوبم دوستت علی پناهی شهرت فرهاد