حمله هوایی عراق به محله آذری و شهادت عروس و داماد

حمله هوایی عراق به محله آذری و شهادت تازه عروس

 

بررسی ماجرای حمله هوایی به محله آذری و شهادت عروس و داماد در منزل

 

۱۷ فروردین ١٣٦٤

الف) حمله هوایی عراق به ایران

ساعت ۵:۳۰ صبح ۱۷ فروردین ماه ۶۴، طی حمله هوایی عراق به تهران دو نقطه از شهر هدف قرار گرفت. خبر گزاری جمهوری اسلامی درباره محل اصابت راکت ها اعلام کرد یکی از آنها در محله شمشیری و دیگری در سه راه آذری منفجر شده است. براساس این گزارش، راکت اول به یک کارخانه اصابت کرد که به دلیل شروع شدن ساعت کاری تلفات زیادی نداشت و ضمن تخریب بخشی از کارخانه آلبرکو (تولیدکننده مواد شوینده)، سبب شهادت یک تن و مجروح شدن ۴ تن دیگر شد. راکت دیگر نیز به یک ساختمان مسکونی اصابت کرد، اما منفجر نشد و فقط با تخریب سقف، به بخش همکف آن که یک رستوران بود. رسید و عملیات خنثی سازی روی آن صورت گرفت. این دو منطقه در فاصله ۳۰۰ متری یکدیگر قرار داشت.

 

ب) خنثی سازی بمب
مرحوم جواد شریفی راد ماجرای خنثی سازی بمب سه راه آذری را این گونه روایت می کند. بدترین اتفاقی که آن دوره افتاد، در سه راه آذری تهران بود، توی سه راه آذری دو تا بمب زده بودند، یکی اش خورده بود توی جایی که مواد شیمیایی بود چون ما که رفتیم آنجا، بشکه های مواد شیمیایی آبی رنگ ریخته بود این طرف و آن طرف. دومین بمب هم خورده بود توی یک ساختمان چهار طبقه، این چهار طبقه یک قصه کامل داشت. بمب آمده بود توی ساختمان، خورده بوده به دو تا تیر آهن ۱۸ که پشت هم جوش خورده بود. به خاطر این ضربه، رینگ ته بمب کنده شده بود، فیوز بمب روی رینگ ته بمب بود؛ فیوز همان طور که روی هوا پرتاب شده بود، پشت سرش طبقه آخر ساختمان را به هم ریخته بود. توی طبقه آخر ساختمان فیلم نامناسب تکثیر می کردند.

وقتی من رفتم توی خانه ، دیدم یک عالمه نوار ویدئو پخش شده روی زمین. هیچکس هم توی خانه نبود. همه در رفته بودند. معمولا ما در این جور مواقع حواسمان به صاحب خانه نیست، چون آن قدر محیط شلوغ است که حد و حساب ندارد. داخل محل بمباران که می روی، اول باید بروی همه را متقاعد کنی. که “آقا، بروید، اینجا نایستید، اینجا بمب ممکن است عمل کند. ولی توی سه راه آذری چند دقیقه بعد از اینکه ما رفتیم بالای سر بمب، دیدیم . یک آقای میانسالی آمد خانه. کچل کچل بود. فیلم ها را نشان داد، گفت: «بیا اینها را جمع کنیم، اگر بیایند بگیرندمان، بیچاره مان میکنند. بچپانشان توی آن کمدها.» تعداد زیادی ضبط های دک تیاک و ویدئو پی سون توی آن خانه بود که با آنها فیلم نامناسب تکثیر می کردند. کلی هم توی نوارهای ویدئویی معمولی روی زمین بود. طبقه سوم ساختمان خالی بود. طبقه همکف رستوران چلوکبابی بود.

طبقه دوم هم برای دختر آقای صاحب خانه بود؛ همان آقای میانسال. به ما گفتند که دختر صاحب خانه تازه عروس بوده. ما وقتی رفتیم طبقه دوم، دختر صاحب خانه را ندیدیم. ولی یک نفر را دیدیم که به دیوار اتاق چسبیده، پشتش پر از ترکش بود. تا چند دقیقه برای ما این سؤال بود که بمب، عمل نکرده، ولی چرا دیوار اتاق پر از ترکش است؟ چرا این آدم از پشت این قدر ترکش خورده؟ این آدم، آقاداماد بدبخت تازه عروس بود که توی همان طبقه خوابیده بود. در اثر ضربه بمب، آقاداماد از جای خوابش بلند شده بود، با صورت خورده بود به دیوار روبه رویی. سیستم انفجار بمب که همراه فیوز از بمب جدا شده بود، آمده بود پشت سر داماد منفجر شده بود. ته فیوز خودش مقداری ماده منفجره دارد.

داماد از پشت ترکش خورده بود و تمام کرده بود. تصورش را بکنید، آدمی که این سمت اتاق خوابیده بود، چسبیده بود به دیوار آن سمت اتاق، فیوز هم پشت سرش عمل کرده بود. فیوز که منفجر شده بود، ترکشش خورده بود به این داماد. این بمب پانصد کیلویی از بالا خورده بود توی ساختمان، بعد رفته بود توی زیرزمین که آشپزخانه رستوران بود. یکی از ویترین ها را که نوشابه توی آن می گذاشتند، له کرده بود، پیچیده بود، رفته بود پایین و گیر کرده بود، یعنی بعد از تخریب پنج طبقه، رفته بود پایین و در عمق چهار متر زیر زمین گیر کرده بود. برای اینکه این بمب را خنثی کنیم، باید زمین را می کندیم. کندیم و بمب را در آوردیم کنار بمب یک جنازه تکه تکه پیدا کردیم. بعدها فهمیدیم که اینها تکه های بدن همان عروس خانم است که متاسفانه در این حادثه به شهادت رسیده بود.

 


کتاب بررسی پرونده های حملات هوایی عراق به شهر تهران

 

خادم الشهداء
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *