تخفیف‌ها و قیمت جشنواره‌ها در قیمت فروش در نظر گرفته نمی‌شود
توجه : برای فیلتر کردن نمایش ها در نمودار بر روی عنوان هریک کلیک کنید .

شهید معرفت الله کلانتریShahid Marefatollah Kalantari

محل خدمت: بسیج مستضعفین شناسه ایثار شهید : 00001015 دسته:

در سال 1340 در روستای “سلطانیه ” زنجان چشم به جهان گشود. پدرش به کار زراعت و کشت و کار مشغول بود و با عرق جبین معاش خانواده را تأمین می کرد. معرفت به خاطر عدم توجه به نیازهای روستائیان و مشکلات دیگر به تهران مهاجرت کرد و در یکی از محلات جنوب تهران سکنی گزید. با اوج گیری انقلاب ایران به رهبری امام خمینی او نیز به سهم خود در راهپیمایی ها شرکت کرد و تنفر خود را نسبت به رژیم پوسیده پهلوی ابراز نمود. انقلاب پیروز شد و او با شرکت در مراسم های مذهبی ادامه داد تا به سن قانونی رسید و برای خدمت مقدّس سربازی فراخونده شد. وقوع جنگ تحمیلی و تجاوز صدام به خاک جمهوری اسلامی در همین بین اتفاق افتاد و او توانست در جنگ شرکت کند . او معتقد بود که این جنگ و مشکلات برای امتحان ماست و خداوند می خواهد مسلمان واقعی را از مسلمان دروغین تصفیه کرده و کسی را برای ما فرستاده که از فرزندان ابا عبدالله است. وی در چند عملیات شرکت نمود و با فیض بردن از محیط جبهه نتوانست شهر را تحمل کند به خاطر همین کمتر در بین خانواده به سر برد و زندگی را جبهه و جنگ تشکیل داده بود. جمله ای که بیشتر اوقات به کارمی برد این بود فعلاً جنگ واجب تر است به خاطر همین خانواده را از ازدواج خود مأیوس کرد و سرانجام در عملیات کربلای یک شرکت کرد و در تاریخ 1365/04/11 شربت شهادت را نوشید .

تلاوت سوره مبارکه الرحمن به نیت این شهید

تماس بگیرید

328 بار دیده شده مقایسه
نیروی گردان خط شکن شهادت

کتاب تاریخ ورق می خورد و سال 1340 از میان اوراق کهنه آن نمایان می شود و ماهها یکی پس از دیگری می گذرد و زمستان سرد و سوزان از راه می رسد . در یکی از روستاهای زنجان در یک خانواده مذهبی کودکی پا به جهان می نهد که نامش را معرفت الله نهادند. پدر نظام منحط ارباب و رعیتی مشغول زراعت و کشت و کار بود و با عرق جبین معاش خانواده را تامین می نمود . کار و تلاش در محیطی که بدون کوچکترین امکانات ، حاصل دسترنج یکساله را بایستی تقدیم مالک کرد و عدم توجه به نیازهای روستائیان باعث گشت که او به همراه خانواده به تهران مهاجرت کرده و در یکی از محلات جنوبی شهر سکنی گزیند. با اوج گیری انقلاب اسلامی ایران به رهبری قائد عظیم الشان جهان اسلام حضرت امام خمینی ، او نیز به سهم خود در راهپیما ئیها شرکت جسته و با ابراز تنفر از رژیم پوسید و جناتیکار پهلوی ، خشم و انزجار خود را ابراز می نمود . در روزهای پیروزی نیز به کمک مجاهدین اسلام شتافت و در باز پس گیری مراکز نظامی از جنگ مزدوران طاغوت ، تلاش کرد و آنگاه با شادری و سرور ، پیروزی انقلاب خونبار اسلامی را همراه با مردم مسلمان و انقلابی ایران جشن گرفت.
بدین سان او با احاسس تکلیف جهت پاسداری از دستاورد خون شهیدان به حراست از محل و مقابله با ضد انقلاب پرداخت و در مجالس و محافل مذهبی شرکت جست و هنگامی که به سن قانونی رسید جهت خدمت مقدس سربازی فرا خواند شد و باشوق بسیار جهت خدمت به نظام جمهوری اسلامی خود را معرفی و اعزام شد . وقوع جنگ تحمیلی و تجاوز صدام صهیونیست به خاک مقدس جمهوری اسلامی او را نیز همچون سایر فرزندان انقلاب متاثر ساخت و درپی فرصتی بود تا به دفاع مقدس ملت ایران بپیوندد و هنگامی که توانست در جبهه شرکت نماید ، دیگران را ترغیب می کرد تا به این امر مهم اهمیت داده و می گفت : صدای ( هل من ناصر ینصرنی ) حسین (ع) هنوز طنین انداز است و مارا به کمک دین خدا فرا می خواند. او معتقد بود که این جنگ و مشکلات برای امتحان ماست و خداوند می خواهد مسلمان حقیقی را ازمسلمان دروغین تصفیه کند و کسی را برای ما فرستاده که از فرزندان حضرت ابا عبدالله است.
دیگران بخصوص خانواده را به صبر و عبادت دعوت می کرد و پیروی از رهبری انقلاب را واجب می شمرد . از شرکت در مراسم عبادی وسیاسی نماز جمعه و راهپیمایی و دلجویی از خانواده های شهدا را سفارش می کرد. در چند عملیات شرکت نمود و بافیض بردن از محیط جبهه نتوانست محیط شهر را تحمل کند و با اینکه چند بار پیشنهاد ازدواج و تشکیل خانواده به او شد ، ولی هربار به بهانه ای شانه خالی می کرد و می گفت : الآن جبهه واجب تراست. سرانجام ، این مرغ سبکبال عاشق به آرزوی خویش دست یافت و درعملیات کربلای 1 شرکت و باخلق حماسه های دیگر درتاریخ 1365/04/11 در منطقه مهران شربت شهادت نوشید.


دست نوشته های شهید در جبهه

بعد از مدتها انتظار بالاخره ایام موعود فرارسید. اما این روزها آنگونه نبود که باید می بود . بله بعد از دوماه و اندی که انتظارمان بسر آمده ، محرم ماه خون و ماه ایثار فرارسید . همگونه که قبلا انتظار می رفت رزمندگان اسلام می بایستی در چنین روزی عملیات انجام می دادند . اما محرم ، ماه عزاداری است . صدامیان کافر آنچنان در سوراخهای خود خزیده اند که احساس می کنند هر لحظه سپاه اسلام آنان را به اسارت خود در می آورند . به امید روزها و شبهای عملیات که انشاالله بزودی خواهد بود.

1362/07/27

 

ساعت 1/30 دقیقه نیمه شب است. لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم حسین جان به انتظار نشسته ایم . در پای تلفن تا خبر شروع عملیات را بشنویم تا اگر سعادت داشتیم به مهمانی تو بیاییم . حسین جان عاشقان تواینگونه اند . شبها و روزها گریه می کنند و از خدا می خواهند تا ما را به شما نزدیک کند . هم اکنون کفار بعثی منطقه را زیر آتش گرفته اند ولی عاشقان تو منطقه را ترک نخواهند کرد تا اینکه به تو برسند. شاید یکی دو کیلومرت به شهر پنجوین عراق فاصله نداشتیه باشیم . عملیات والفجر است و مرحله چهارم با موفقیت به انجام رسید و محورهای شهر پنجوین آزاد گردید . امام دراین مرحله جان برکفان می خواهند حتی تا بغداد هم پیشروی کنند . حسین جان خودت کمک کن . ماکسی را نداریم . نه آمریکا ، نه شوروی ، و نه فرانسه . ما فقط خدای مهربان را و حسین (ع) دلاور را داریم. دو ساعت از نصف شب می گذرد من نگهبان تلفن هستم . بقیه برادران در استراحت . آنها خیلی خسته اند . به خدا هروقت یاد این بچه های می افتم گریه ام می گیرد . دستانشان ترک خورده ، پاهایشان درد می کند، خیلی خسته اند . به خدا قسم دلهایشان پاک است . همه شان نوجوان و جوان هستند . قلبشان پرازشور حسین (ع) است . حسین جان چرا اینها را نجات نمی دهی ؟ برای شروع عملیات زحمت می کشند از شدت خستگی باکی ندارند . چون هدف دارند . این بسیجیها ، سپاهیان و دیگر برادران بهترین لحظات عمرشان را در این بیابانها می گذرانند.

1362/08/11

 

امروز عصر گفتند که امشب عملیات است. برادران در حال دعا هستند. در دعا گریه می کنند. همه آماده اند با حضور قلبشان و از هر لحاظ خود را آماده ساخته اند برای عملیات. خداوندا کمکشان کن. بعضی مواقع به فکر می افتم که آیا انسان چگونه قادر است که ساعتی در این سنگرها بماند ، جایی که هر لحظه احتمال می رود با برخورد گلوله توپ فرو ریزد و یاحتی مورد گزند حیوانات خطرناک قرار گیرد. آنگاه به این نتیجه می رسم ، وقتی که هدف اسلام باشد ، برای حفظ آن باید تحمل هرگونه مشکلات را نمود ، هرچند که خیلی جالب است . آن هم زندگی در بیابان و با آبهای رودخانه ای و یا لباس خاکی و غذاهای سرد کنسرو شده ، انسان را روحیه می دهد.

خدایا ، خدایا تاانقلاب مهدی خمینی را نگهدار
جنگ ، جنگ ، تا پیروزی نهایی

برچسب:
اطلاعات کلی
نام و نام خانوادگی

معرفت الله کلانتری

نام مستعار

نام پدر

محرمعلی

تاریخ تولد

1340/12/02

سن

25

تاریخ شهادت

1365/04/11

محل شهادت

مهران

شهادت در عملیات

کربلای یک

نحوه شهادت

انفجار مین

مزار شهید

بهشت زهرای تهران
قطعه 53 ردیف 41 شماره 4

درصد جانبازی

محله

باغ خزانه

اطلاعات سازمانی
حوزه بسیج

247 محمد مصطفی صلی الله علیه

محدوده پایگاه

پایگاه فعالیت

پایگاه المهدی عجل الله تعالی

مسجد فعالیت

مسجد المهدی عجل الله تعالی

یگان خدمت

نیروی مقاومت بسیج

سمت و رتبه

رزمنده

رسته خدمت

تخریبچی

ویژگی های شهید
فرهنگی مذهبی

ورزشی

شغلی

کارمند وزارت بازرگانی

تحصیلات

سیکل

رشته تحصیلی

محل تحصیل

وصیت نامه شهید

بسمه تعالی
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر ومابدلو تبدیلا
(سوره احزاب آیه 23 )


سلام به محضر حضرت صاحب الزمان (عج) و نائب برحقش حضرت امام خمینی قلب طپنده مستضعفین جهان ، سلام به خدمت خانواده های معظم شهدا ، مفقودین ، اسرا، معلولین ، مجروحین و رزمندگان اسلام . پدر و مادر بزرگوار ، سلام علیکم ، من شرمنده ام که وظیفه خادمی خود را انجام نداده ام ، زحمات شما برای بزرگ کردن من بسیار بود ، از اینکه چیزی برای جبران زحمات شما ندارم مخصوصا کریه هایی که مادرم ، شب و روز در نبودن من می کردن و چشمانش اکنون ضعیف شده است ، تکلیف اسلام است بر من که جهاد کنم و در این مسیر شما هم اجر و پاداش دارید . من حقیر از خداوند می خواهم که عاقبت شما ختم به خیرگردد . انشاءالله ، اما فرزندانی که تاکنون حق فرزندی را ادا نکرده اید ، برشما لازم و واجب است که از همین حالا بروند در باب پدر و مادر و حق فرزند و… مطالعه کنید وبپرسید و عمل کنید .
نکته مهم اینکه پدران ، مادران ، بردران و خواهران همه می دانید که در راه انقلاب اسلامی شهدای زیادی دادیم و همین طور می دانید که مشکلات و مسائل جنگ هم به خاطر وسعت و حقانیت انقلاب اسلامی بود . اگر بخواهیم بیشتر توضیح بدهیم یعنی اینکه حضرت امام خمینی ظلم را تا ریشه شناخت . در طول زندگی مشقت بار خویش برای مبارزه با آن تفکر می کرد و منتظر بود جماعتی با ایشان همدست شود و آن جماعت ما وشما بودیم . این ریشه اکنون درحال سوختن است و همه ما درمرحله آزمایش هستیم . هرکس به مقدار ایمان و تقوایش ایثار می کند ، ولی آن جماعت باید همچنان درخط رهبری باشند ، چراکه مستضعفین دنیا را چشم انتظار گذاشته ایم . باید با پیروزی اسلامی قلوب مسلمانان را شاد کنیم. امت حزب الله در صحنه ، همچنان باید هوشیاری خودرا حفظ نمایند اخیرا سودجویان و فرصت طلبان که هیچگونه شکافی در بین شما امت نمی بینند ، دست به حرکتهایی می زنند ، منافقین و ضد انقلاب جهت ایجاد اختلاف ، مسائلی را مطرح کردند . مجددا از طرف اکتکبار برای ایجاد بحرانهای اقتصادی از بهترین ابزارهای سیاسی و اقتصادی و … استفاده نمو دند ، اما از آنجایی که حرکت رهبر و امت اسلامی دارای بنبه قوی ومتشکل و توکل به الله بود ، هیچگونه خللی وارد نشد . دراین رابطه متوجه باشید شاید مشکلات بیشتر بشود ، کم و بیش وضعیت اقتصادی متغیر گردد. احیانا مشکلاتی ازقبیل کمبود مایحتاج و غیره.
پدر و مادر شهدا را خدایی ناکرده بی احترامی نکنید . پدر و مادران رزمندگان را موءظف کنید که چرا فرزند خود را به جبهه می فرستید . اینها از مسائلی است که باید شما احتمالش را بدهید . امام همچنان محکم همچون امام حسین (ع) بایستید . شنیده اید امام حسین (ع) قبل از شروع جنگ با کفار اصحاب و اهل بیت را جمع کرد و گفت : ای اطرافیان فردا جنگ سختی بین اسلام و کفر داریم و می دانیم که کشته خواهیم شد . هرکه میخواهد برود و هرکه میخواهد بماند . چراغ را خاموش کرد ، عده ای رفتند و عده ای ماندند ، امام حسین (ع) با همان افراد کم که احتمالا 72 تن بودند ، جنگ کرد و تا علی اصغر (ع) شش ماهه نیز به شهادت رسید . اگر همه مسلمانان دنیا را جمع کنند ارزش علی اصغر (ع) را ندارند . امام حسین (ع) اینچنین به میدان رفت . برادران بسیج ، شما از آن کسانی هستید که هدفتان از قبل تعیین شده و آن گرفتن پرچم سرخ حسین (ع) است . سروران محترم چه آشنایان و چه همسایگان و چه برادران آشنا در محل همه و همه لحظه ای یا دقایقی فکر کنید ببینید تاکنون چه کسانی از شما و یا ازمحل شما و یا فامیل شما به شهادت رسیدند ، واقعا آنان رفتند و شهید شدند ، کارتمام شد بااینکه اکنون مسئولیت شما زیاد شده است ؟ برادران و خواهران مگر می شود از دوستان شما به خاطر شما و به خاطر حفظ آیین شما شهید بوشد ، درحالی که شما هیچ حرت مثبت در ادامه راه او نداشته باشید ؟ من خیلی معذرت میخواهم همه آشنایان ، فامیل ، همسایگان ، دوستان محل مرا حلال کنند. من در مطالب بالا که به صورت درد دل باشما بود ، شاید زیاد صحبت نمودم ، بهر حال خداوند به همه شیعیان توفیق خدمت به جمهوری اسلامی و اسلام عزیز را بدهد.

سفارش این حقیر:
چون معمولا انسان همیشه دست خوش احوالات ناخوشی از قبیل خودبینی ، غروربیجا وکبر ، حسادت ، دنیا طلبی و حرص می شودبرای درمان و دریافت یک روحیه خداپسندانه به بهشت زهرا بروید.

 

خدایا ، خدایا تاانقلاب مهدی خمینی را نگهدار
جنگ ، جنک ، تاپیروزی 1365/02/08

تصاویر شهید

شهید معرفت الله کلانتری
تصویر بسیجی شهید معرفت الله کلانتری

مزار شهید

مزار شهید معرفت الله کلانتری
تصویر مزار بسیجی شهید معرفت الله کلانتری

لطفا پیش از ارسال دلنوشته خود درباره شهید موارد زیر را مطالعه و بررسی نمایید.

الف) متن دلنوشته شما قبل از انتشار در وبسایت ، به طور دقیق بررسی می گردد و پس از تایید با نام خودتان برای عموم منتشر می گردد. بنابراین خواهشمندیم در ارسال متن خود دقت نمایید.

ب) در صورتی که دلنوشته ارسالی شما دارای محتوایی باشد که بتوان روی آن کار بیشتری کرد ، با هماهنگی خودتان ، ویراستاران وبسایت از نظر ادبی آن را ویرایش نموده و پس از ایجاد شاخ و برگ مناسب ، نسبت به انتشار آن در بخش های دیگر وبسایت اقدام می نمایند.

ج) توجه نمایید که از انتشار محتوای دارای اصطلاحات و الفاظ نامناسب ، محتوای مغایر با قوانین کشور جمهوری اسلامی ایران و هرگونه محتوایی که رنگ و بوی سیاسی و جناحی داشته باشد ، جدا معذوریم.

د) استدعا داریم که فارسی بنویسید و از کیبورد فارسی استفاده کنید. بهتر است از فضای خالی (Space) بیش‌ از‌ حدِ معمول ، شکلک یا ایموجی استفاده نکنید و از کشیدن حروف یا کلمات با صفحه‌کلید بپرهیزید. تنظیمات دقیق متن ارسالی شما توسط ویراستاران وبسایت انجام می گردد.

اولین کسی باشید که خاطره شهید می نویسد “شهید معرفت الله کلانتری”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نقد و بررسی‌ها

هیچ دلنوشته ای برای این شهید نوشته نشده است.