شهید منوچهر دین صفت در خانواده بسیار ضعیف از نظر درآمد مالی زندگی می نمود. این شهید عزیز پدرشان را در دوران جوانی از دست داده و یک مادر پیر و دو برادر که از نظر ذهنی و جسمی دچار عقب ماندگی شدید بودند زندگی را سپری نموده و خرج این خانواده بسیار مذهبی برعهده شهید منوچهر دین صفت بوده است. شهید منوچهر دین صفت هیچگاه از وضعیت سخت زندگی گله مند نبوده و صبر را پیشه خود ساخته بود. ایشان فردی ساکت، طمأنینه و آگاه به مسائل روز بود. این شهید روزنامه هایی چون جمهوری اسلامی،کیهان، اطلاعات را مطالعه می نمود و اصولا مطالعه را بسیار دوست می داشت و لذا مسئول کتابخانه پایگاه شهید سلطانی شده بود. بیشتر مطالعه شهید منوچهر دین صفت علمی و مذهبی بود و اوقات فراغت وی عموماً با مطالعه و تدریس قرآن کریم در مسجد صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و مسجد ابوذر می گذشت. شهید منوچهر دین صفت در کتابخانه فعالیت بسیاری داشت و هیچگاه از کار کردن در مسجد و بالاخص در کتابخانه خسته نمی شد و دیگران را به مطالعه قرآن کریم و نهج البلاغه وکتابهای مذهبی ترغیب می نمود. هر گاه در کتابخانه پایگاه حضور می یافت کتابهای فراوانی را به دور خود جمع نموده و به تحقیق در خصوص مسائل مذهبی و احادیث و سخنان امامان می پرداخت کلاسهای مختلفی برای برادران بسیج در پایگاه می گذاشت. مادر شهید می فرمود: ما پول به منوچهر می دادیم و با توجه به سختی زندگی که داشتیم او پولها را می برد و کتاب می خرید و به زندانیان سیاسی در زندان اهدا می نمود. مادرش فرمود که شهید علی نوراللهی و منوچهر دین صفت کفش کتانی نو خریده بودند و خانواده فقیری در سر کوچه ما زندگی می کرد که این دو شهید عزیز کتانی نو را به دو بچه فقیر آن خانواده اهدا نمودند. مادرش می فرمودند: هر وقت گلایه داشتم شهید به خوابم می آمد و حتی یک بار آمد و مرا کنار زد و کنار من گرفت خوابید شهید منوچهر دین صفت مشغول مطالعه کتاب و روی صندلی جلوی خودرو بوده که شخصی تیری به سر او شلیک می کند و به پیشانی شهید اصابت و پشت فرمان سرش روی صندلی می افتد که پس از چند لحظه هرچه او را صدا می کنند جوابی نداده و به شهادت میرسد که شائبه ترور وی نیز مطرح بوده است.
برچسب: شهدای دفاع مقدس شهید منوچهر دین صفت منوچهر دین صفتشهید منوچهر دین صفتShahid Manouchehr Din Sefat
شهید منوچهر دین صفت در خانواده بسیار ضعیف از نظر درآمد مالی زندگی می نمود. این شهید عزیز پدرشان را در دوران جوانی از دست داده و یک مادر پیر و دو برادر که از نظر ذهنی و جسمی دچار عقب ماندگی شدید بودند زندگی را سپری نموده و خرج این خانواده بسیار مذهبی برعهده شهید منوچهر دین صفت بوده است. شهید منوچهر دین صفت هیچگاه از وضعیت سخت زندگی گله مند نبوده و صبر را پیشه خود ساخته بود. ایشان فردی ساکت، طمأنینه و آگاه به مسائل روز بود. این شهید روزنامه هایی چون جمهوری اسلامی،کیهان، اطلاعات را مطالعه می نمود و اصولا مطالعه را بسیار دوست می داشت و لذا مسئول کتابخانه پایگاه شهید سلطانی شده بود.
بیشتر مطالعه شهید منوچهر دین صفت علمی و مذهبی بود و اوقات فراغت وی عموماً با مطالعه و تدریس قرآن کریم در مسجد صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و مسجد ابوذر می گذشت. شهید منوچهر دین صفت در کتابخانه فعالیت بسیاری داشت و هیچگاه از کار کردن در مسجد و بالاخص در کتابخانه خسته نمی شد و دیگران را به مطالعه قرآن کریم و نهج البلاغه وکتابهای مذهبی ترغیب می نمود. هر گاه در کتابخانه پایگاه حضور می یافت کتابهای فراوانی را به دور خود جمع نموده و به تحقیق در خصوص مسائل مذهبی و احادیث و سخنان امامان می پرداخت کلاسهای مختلفی برای برادران بسیج در پایگاه می گذاشت.
تلاوت سوره مبارکه الرحمن به نیت این شهید
تماس بگیرید
226 بار دیده شده مقایسه| اطلاعات کلی | ||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
|
||||||||||||||||||||||||
| اطلاعات سازمانی | ||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||
| ویژگی های شهید | ||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||
خاطرات شهید
1) يك بار هم ديده نشد كه اين شهيد گله مند و ناراحت باشند او عاشق امام و انقلاب بود و جانش را در اين راه تقديم نمود و از افرادي كه رذايل اخلاقي داشتند و گروه هايي كه منافق بودند بدش مي آمد. شهيد دين صفت در مراسم ها شركت مي كرد و در دعا ها هميشه حضور داشت و اوقات بيكاريش را در محيط مسجد و كارهاي مسجد مي گذراند او به فردي حزب اللهی مي گفت كه عضو كفار و منافقين نباشند و مي فرمود تمام انسانها در خسران هستند مگر آنهايي كه در سوره والعصر آمده است 1-كساني كه ايمان به خدا دارند 2- عمل صالح انجام مي دهند (ريا و دو رويي نداشته باشند ) 3- كساني كه به حق سفارش مي كنند 4-كسانيكه به صبر در مصائب سفارش مي كنند. شهيد دين صفت از امام خميني تقليد مي نمود او اكثر روزنامه ها را مطالعه مي كرد .
2) برادر شهيد درباره شهيد مي گويد: بيشتر مطالعات منوچهر كتاب هاي فرهنگي، علمي و مذ هبي بود از انسان هايي كه بي هدف و بي مسئوليت بودند بدش مي آمد و به انسان هاي با تقوا و با ايمان و وظيفه شناس علاقه داشت و اوقات فراقتش را بيشتر به مطالعه كتاب و روزنامه مي پرداخت و در مسجد ابوذر تدريس قرآن داشت. آرزويش نويسندگي بود و در سن 18 سالگي ما احساس كرديم كه شخصيتش در حال تغيير و تحول است و همان شد كه به فكر رفتن به جبهه افتاد و در قسمت تداركات و كمك رساني به جبهه فعاليت مي نمود با پدر و مادرش مهربان و صميمي بود و به آنها احترام خاصي مي گذاشت توصيه اش مطالعه كتاب نهج البلاغه و احاديث حضرت علي (ع) بود ايشان در كارهايش و انجام دقيق آنها جدي بود او از نظر كار كردن و كمك به كتابخانه فعاليت زيادي داشت و هيچ وقت خسته نمي شد هميشه در حال فعاليت بودند كه پاي بچه ها را به كتابخانه و مسجد باز نمايد.
3) يكي از دوستان شهيد دين صفت مي گویند: از او هر چه بگوييم كم گفته ايم بچه اي بسيار ساكت بود و هميشه سعي مي كرد كه بچه ها را هدايت كند، نصيحت كند، سفارش كند او در دادستاني كار مي كرد و در كرج به شهادت رسيد. نحوه شهادتش به اين ترتيب بود كه وقتي تير بر سر ايشان خورده بود داشت كتاب مطالعه مي نمود كتابي به نام پرواز در ملكوت از امام روح الله، كه تيري توسط منافقين كور دل شليك شده و به سرش مي خورد و هيچكس متوجه نمي شود تا اينكه پس از چند لحظه مي بينند كه او در ماشين نشسته و سرش روي كتاب افتاده بعد متوجه مي شوند كه به شهادت رسيده است.
4) برادر كشاني می گویند: دومين جلسه پست نگهباني در پايگاه بود و در آن زمان مسجد حياط داشت و شب نگهباني بود و بچه ها در حياط خوابيده بودند. يك اسلحه ژ3 تاشو آقاي باقر پيري آورده بودند و آنرا باز نموده و نيمه كاره رها نمودند و رفتند. برادران سعيد آبرومند و علي اصغر صادقيان آن را برداشته و چكاننده را در اسلحه قرار دادند و ماشه را چكاندند تيري شليك شد و از قسمت پاهاي بچه ها رد شد و شخصي به نام امير پاهايش زخمي شد و قسمتي از ران و گوشت پايش را برد و مسير تير ادامه يافته و به پاي شهيد دين صفت كه در آنجا بود اصابت مي نمايد و او چيزي نمي گويد ما شتابان آن بنده خدا را سوار ماشين كرديم و مي خواستيم او را به بيمارستان ببريم كه پس از چند صباحي آقاي دين صفت مي گويند بابا من هم تير خورده ام و من را هم به بيمارستان ببريد و ما او را نيز به بيمارستان برديم.
5) برادرش مي گويد: روزي ما وارد منزل شديم و ديديم كه منوچهر تمام كتاب هاي كتابخانه را دور و بر خود چيده و در حال جمع آوري احاديث و سخنان امامان و پيغمبران است.
6) پدر شهيد نورالهي مي فرمود: شهيد عليرضا نورالهي فرزند من با شهيد دين صفت دو كتاني نو گرفته بودند و ديدند كه يك خانواده اي در سر كوچه كه دو فرزند دارند نياز به اين كتاني ها دارند و مستمند مي باشند اين دو عزيز كتاني ها را نپوشيده و بردند دادند به آن خانواده و آن دو فرزند محتاج.
7) مادر شهيد مي گويد: منوچهر هميشه مي گفت اول نماز بعد غذا و تا نماز نمي خوانديم اجازه نمي داد كه غذا تناول كنيم.
8) مادر شهيد مي گويد: با اينكه از لحاظ مالي در مضيقه بوديم وقتي به منوچهر پولي مي داديم مي رفت و كتاب مي خريد و مي برد به زندانيان مي داد تا آنها مطالعه نموده و هدايت شوند.
9) مادرش مي گويد: بعد از شهادتش من هر وقت كه گلايه مي كردم به خوابم مي آمد و يادم هست كه حتي يك بار آمد و مرا به كناري زد و در كنار من گرفت و خوابيد.
لطفا پیش از ارسال دلنوشته خود درباره شهید موارد زیر را مطالعه و بررسی نمایید.
الف) متن دلنوشته شما قبل از انتشار در وبسایت ، به طور دقیق بررسی می گردد و پس از تایید با نام خودتان برای عموم منتشر می گردد. بنابراین خواهشمندیم در ارسال متن خود دقت نمایید.
ب) در صورتی که دلنوشته ارسالی شما دارای محتوایی باشد که بتوان روی آن کار بیشتری کرد ، با هماهنگی خودتان ، ویراستاران وبسایت از نظر ادبی آن را ویرایش نموده و پس از ایجاد شاخ و برگ مناسب ، نسبت به انتشار آن در بخش های دیگر وبسایت اقدام می نمایند.
ج) توجه نمایید که از انتشار محتوای دارای اصطلاحات و الفاظ نامناسب ، محتوای مغایر با قوانین کشور جمهوری اسلامی ایران و هرگونه محتوایی که رنگ و بوی سیاسی و جناحی داشته باشد ، جدا معذوریم.
د) استدعا داریم که فارسی بنویسید و از کیبورد فارسی استفاده کنید. بهتر است از فضای خالی (Space) بیش از حدِ معمول ، شکلک یا ایموجی استفاده نکنید و از کشیدن حروف یا کلمات با صفحهکلید بپرهیزید. تنظیمات دقیق متن ارسالی شما توسط ویراستاران وبسایت انجام می گردد.

نقد و بررسیها
هیچ دلنوشته ای برای این شهید نوشته نشده است.