تخفیف‌ها و قیمت جشنواره‌ها در قیمت فروش در نظر گرفته نمی‌شود
توجه : برای فیلتر کردن نمایش ها در نمودار بر روی عنوان هریک کلیک کنید .

شهید حسین داراب نجفیShahid Hossein Darab Najafi

محل خدمت: ارتش شناسه ایثار شهید : 44055007 دسته:

شهید حسین داراب نجفی در بیست و هفتم اردیبهشت 1345 ، در نجف چشم به جهان گشود. پدرش مسلم، روحانی بود و مادرش،گلزار نام داشت. تا پایان مقطع ابتدایی درس خواند. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. بیست و پنجم شهریور 1365 ، در مهران بر اثر اصابت خمپاره توسط نیروهای عراقی شهید شد. مزار او در بهشت زهرای تهران واقع است.

تلاوت سوره مبارکه الرحمن به نیت این شهید

تماس بگیرید

454 بار دیده شده مقایسه

قال امام الصادق علیه السلام- علیکم با لجهاد فی سبیل الله تعالی مع کل امام عادل فان الجهاد فی سبیل اله باب من ابواب الجنه

یعنی جهاد در راه خدا برهبری هر پیشوا و سرپرست عادلی بر شما واجب است چه جهاد در راه خدا دری از درهای بهشت است. وسائل چ 11

زندگینامه دلاور و شجاع و مخلص سرباز فداکار اسلام سرباز یکم شهید کربلا حسین داراب نجفی اردبیلی فرزند حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ مسلم داراب نجفی اردبیلی

بنا به گفته و اظهارات پدر شهید در یکی از روزهای بهاری مطابق 29/2/1345 شمسی هجری در سرزمین عراق ودر شهر مقدس نجف اشرف در کنار بارگاه حضرت امیرمومین علی علیه السلام فرزندم شهید کربلا حسین از مادر مومنه و عابده بنام کربلا گلزار همایونفرد چشم بجهان هستی گشود که نامش را بعشق حضرت سیدالشهداء امام حسین علیه اسلام حسین نهاده دوران کودکی را در دامن پرمهر مادر مهربان و پدر روحانی سپری میکرد که در سال 1348 شمسی هجری بدنبال روی کار آمدن مزدوری از دست پروردگار استعمار بعثی حسن البکر و حزب خبیث و ملحد بعث در عراق ما را از خانه و کوشانه رانده و به ایران مهاجرت نمودیم پس از انتقال بهایران در زادگاهم در یکی از روستاهای اردبیل بخش نیربنام ویرثق ساکن شدیم فرزندم شهیدحسین هنگامیکه به سن 7 سالگی رسید وارد مدرسه شد و در محیط باصفای روستا مشغول آموختن درس شد و سالهای تحصیلی را یکی پس از دیگری پشت سر مینهاد سال پنجم را باتمام نرسانیده بود که حرکت رهائی بخش ملت قهرمان ایران برهبری حضرت امام خمینی دام ظله العالی پایه های لرزان پوسیده رژیم ستم شاهی را در هم شکست و با استقرار جمهوری اسلامی و تشکیل ارگانهای انقلابی و مردمی از جمله بسیج مستضعفین و بسط و گسترش آن به اقصی نقاط کشور حتی در روستاها باعث شد تا پایگاه مقاومتی بنام پایگاه شهدا در روستای مذکور ایجاد شد. بنده زاده شهید حسین که انقلاب را از مستضفعان میدانست برای پاسداری از خون پاک شهیدان گلگون کفن بعضویت پایگاه مذکور درآمد وبا گذراندن دوره نظامی و برای حفاظت و پاسداری از محیط روستا با دوستانش که عضو پایگاه مذکور بودند بنامهای برادر شهید اکبر کریم زاده و برادر علی دلشاد و برادر احمد یا ایرج عیدی و برادر یوسف با یرا می که در عملیات حق بر علیه باطل چندین بار مجروح شده اند وبرادر توکل شاهی و برادر توکل دلشاد و برادر احمد کریم زاده و سایرین برادران مشغول آموختن دوره نظامی شد.

مرحوم شهید حسین و سایرین برادران که با هم در پایگاه مذکور عضو بودند شب و روز فعالیت میکردند شب ها از روستا و از اموال و جان ونوامیس اهالی روستان پاسداری و حفاظت مینمودند تا اینکه در تاریخ 25/3/1363 شهید حسین داراب با معیت برادران دیگر که اسامیشان در فوق ذکر شده از منطقه پنج آذربایجان شرقی بجبهه حق علیه باطل اعزام شدند.شهید حسین مدت ماموریتش را درمنطقه جنگی اهواز بشماره صندوق پستی 61335-1991 کد 24 گردان حضرت علی اصغر گروهان شهید کبیری یا کبری مشغول انجام وظیفه بود و بعد از تمام شدن ماموریتش آمد به روستای مذکور باز در پایگاه مقاومت مذکور مشغول انجام وظیفه اش شد. حتی در ایام زمستان که منطقه اردبیل پر از برف و یخ میشود مرحوم شهید کربلا حسین داراب با معییت برادران که در پایگاه عضو بودند شبهای سرد از اموال و جان و ناموس مردم پاسداری مینمودند حتی در یکی از شبهای زمستان که هوا خیلی سرد و زمین پر از برف و سخ بود شهید حسین داراب با معیت برادر دیگر که در میان کوچه‌های روستا مشغول پاسداری بوده پای شهید حسن داراب از روی یخ لیز میخورد انگشتش در روی چکاننده اسلحه بود خارج از ضامن بوده که چند تیر موقعی که شهید حسین به زمین میخورد از اسلحه شلیک میشود یکی از تیرهای شلیک شده به چای شهید حسین داراب میخرود واز باطن پایش خارج می‌شود و در موقعی که جنازه شهید حسین داراب را بما تحویل دادند چونه سر و دو دستش از بازو توسط خمپاره 120 قطع شده بود جنازه اصلاً شناخته نمیشد وعلامت جای تیر که در پایش مانده بود شناخته شد. خلاصه در اوایل سال 1364 از روستای مذکور به تهران هجرت نمودیم شهید حسین داراب در صورتیکه برادرش بنام حسن داراب از خودش بزرگتر بود در پادگان ذوالفقار لشگر 58 مشغول سربازی بود شهید حسین داراب می‌گفت من میروم دفترچه آماده و حاضر بخدمت بگیرم و اعزام بخدمت سرباز وظیفه شوم مادرش گفت صبر کن بگذار برادرت حسن داراب خدمت وظیفه اش تمام شود بعدا برو دفترچه اعزام بخدمت بگیر. شهید حسین داراب در جوابش گفت ما جوانها اگر گوش بحرف مادرها بکنیم باید سنگرها در منطقه جنگ خالی بماند نه من باید اعزام بخدمت مقدس سرباز وظیفه شوم.شهید حسین داراب بمادرش میگفت مادر من وقتی که در منطقه جنگ استان خوزستان بودم با چشم خودم دیدم که لشگر کفر بعثی عراق در خاک پاک میهن ما چه جنایت‌ها کرده‌اند. نه من باید اعزام بخدمت شوم ولو اینکه برادرم حسن داراب در خدمت وظیفه است تکلیف او سوا تکلیف من سوا.

خلاصه مرحوم شهید حسین داراب رفته دفترچه حاضر بخدمت وظیفه خود را گرفته و درتاریخ 18/12/1364 اعزام بخدمت مقدس سرباز وظیفه شد. مرحوم شهید حسین داراب از تاریخ مذکور در لشگر 48 خرم آباد در پادگان آموزش بدر ابادگردان آموزش گروهان 2 دسته 4 انجام وظیفه مینمودند بعد از دو ماه و نیم با سه ماه خدمت منتقل شدند در منطقه جنگی اسلام صالح آباد غرب در گردان 159 گروهان یک مرحوم شهید حسین داراب در مدت شش ماه اعزام بخدمت یک دفعه به مرخصی آمد که در تاریخ 14 یا 15 و 5 مرداد سال 1365 درتاریخ 26/5/1365وقت مرخصیش تمام شد و برگشت به منطقبه جنگی صالح آباد غرب تا اینکه در عملیات کربلا یک شرکت میکند و یال 270 خاک عراق را در حوالی شهرک زرباطیه عراق آزاد می‌نمایند خود فرمانده گردان بنام سرگرد برادر لطفعلی زاده و برادر حجت اله جمشیدی فرمانده گروهان شهید حسین داراب میگفتند شهید حسین داراب در عملیات کربلا یک – یک عدد خمپاره انداز 60 از عراقی‌ها به غنیمت گرفته و آورده بود حالا در موقع احتیاج از آن خمپاره انداز نمره 60 داریم استفاده علیه صدامیان میکنیم فرمانده گردانش برادر لطفعلی زاده و هم فرمانده گروهانش برادر جمشیدی از مرحوم شهید حسین داراب خیلی تعریف میکردند میگفتند در  میان افراد ؟؟ خیلی شجاع و مخلص و خدمتگزار بود.خلاصه میگفتند در شب عاشورای حسینی مطابق با 15/6/1365 شمسی هجری در قله یال 270 که از خاک عراق آزاد کرده بودیم عراقیها پاتک سنگین زدند. مرحوم شهید حسین داراب در قله یال مذکور با تیربار مسلسل سنگین مشغول نبرد بود خمپاره نمره 120 بفاصله یک متر به سنگرش خورد رفتیم دیدیم سر و دو دست او از بازو قطع شده و شهید شده است جنازه بدون سر و دو دستش را از بالا یال 270 به پشت جبهه انتقال دادیم.

خلاصه روز جمعه ساعت ده صبح روز 28/6/1365 بود از پزشک قانونی آمدند و بما خبر دادند که حسین داراب شهید شده است. در تاریخ 29/6/1365 روز شنبه ساعت هفت صبح جنازه شهید حسین داراب راتحویل گرفتیم ودر بهشت زهرا (س) در قطعه 53 شماره 18ردیف 80 بعد از خواندن نماز میت که خودم خواندم و بدرگاه خداوند عالمیان شکر کردم که خداوندا این قربانی را از من قبول بفرما و این هدیه بدون سر و بدون دو دست از بازو را قبول کن وشفاعت این شهید را درباره حقیر نصیب بفرما.

خلاصه جنازه شهید حسین داراب را در جوار سایر شهدای گلگون کفن جنگ تحمیلی در قطعه مذکور بخاک سپردیم چنانچه نماز میت و تلقینش را خودم خواندم با این شهید حسین داراب عده شهدای اهالی روستا ویرثق واقع در بخش نیر شهرستان اردبیل از اول جنگ تحمیلی تا حال که سال 1365 است ؟؟؟ خداوند عالمیان این ها را با شهدای کربلا ؟؟؟؟ آمین یا رب العالمین قریه ویرثق 160 خانوار ؟؟؟ نفوس دارد واقع در دامنه کوه معروف سبلان در شش فرسخ اردبیل واقع است و اما راجع به وضعیت نامه شهید حسین داراب ما حال ساک و وسائل تماما بدست ما نرسیده و از وصیت نامه او اطلاع نداریم. نوار و سخنرانی از شهید حسین داراب نداریم اگر هم داشته در شش ماه سرباز بودنش یا در ایام بسیج بودن تاحال بما نداده اند اما راجع به نامه‌هایش شهید حسین داراب در طول مدت بسیج بودنش و همچنین در مدت شش ماه که سرباز وظیفه رفته بود نامه زیاد ارسال کرده بود ولی نامه ای که یکروز قبل از شهادتش بمادرش نوشته بود در آن موقع که جنازه شهید حسین را دم در منزل آورده بودند مامور نامه رسان نامه را آورده بود ولی دیده صاحب نامه شهید شده نامه را به خانواده شهید نداده بود داده بود بیکی از همسایه ها بعدا بما دادند و یک نامه هم شش روز قبل از شهادتش به برادرش بنام علی داراب نوشته بود و نامه ای که همسنگرش برادر ایرج آئین کیفیت شهادت حسین داراب را نوشته بود و یک نامه از ایام بسیج بودنش در دست داریم.

عمر شریف شهید حسین داراب را از روز تولدش تا روز  شهادتش حساب نمودیم 20 سال و 3 ماه و 26 روز شد معادل 7421 روز و در ایام سوگواریش چند عدد اشعار بزبان آذری ترکی گفته ام آنها را هم به زندگی نامه آن شهید تقدیم میدارم که در پرونده هید حسین داراب بعنوان یادگار بماند.بامید پیروزی نهائی رزمندگان حق علیه کفر جهانی و در خاتمه عرایضم فرج ظهور حضرت امام زمان علیه السلام را و طول عمر رهبر عزیزمون امام امت امام خمینی و صبر جمیل و اجری عظیم برای خانواده محترم شهدا را از درگاه بی نیاز خداوند عالمیان مسئلت می‌نمائیم.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

دعا گوی شما عزیزان مسلم داراب نجفی پدر شهید

بسم الله الرحمن الرحيم

شهيد در يكي از روزهاي بهاري مطابق 29/2/1345 شمسي هجري در سرزمين عراق و در شهر مقدس نجف اشرف در كنار بارگاه حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام فرزندم شهيد كربلا حسين از مادر مومنه و عابده به نام كربلا گلزار همايون فر چشم به جهان هستي گشود كه نامش را به عشق حضرت سيدالشهدا امام حسين عليه السلام حسين نهادند و دوران كودكي را در دامن پر مهر مادر مهربان و پدر روحاني گذراند كه در سال 1348 شمسي هجري به دنبال روي كار آمدن ؟؟؟ پروردگان استعمار بعثي حسن لبكر و حزب خبيث و ملحد بعث در عراق ما را از خانه و كاشانه رانده و به ايران مهاجرت نموديم پس از انتقال به ايران در زادگاهم در يكي از روستاهاي اردبيل بخش نيربه نام ويرثق ساكن شديم فرزندم شهيد حسين هنگامي كه به سن 7سالگي رسيد وارد مدرسه شد و در محيط باصفاي روستا مشغول آموختن درس شد و سالهاي تحصيلي را يكي پس از ديگري پشت سر مي‌نهاد سال پنجم را با تمام نرسانيده بود كه حركت رهايي بخش ملت قهرمان ايران به رهبري حضرت امام خميني مدظله العالي پايه‌هاي لرزان پوسيده رژيم ستم شاهي را در هم شكست و با استقرار جمهوري اسلامي و تشكيل ارگانهاي انقلابي و مردمي از جمله بسيج مستضعفين وسط و گسترش آن به ؟؟؟ در روستاها باعث شد تا پايگاه مقاومتي به نام پايگاه شهدا در روستاي مذكور ايجاد شد.

بنده زاده شهيد حسين كه انقلاب را از مستضعفان مي‌دانست براي پاسداري از خون پاك شهيدان گلگون كفن بعضويت پايگاه مذكور در آمد و با گذراندن دوره نظامي و براي حفاظت و پاسداري از محيط روستا با دوستانش كه عضو پايگاه مذكور بودند به نامهاي برادر شهيد اكبر كريم زاده و برادر علي دلشاد و برادراحمد يا ايرج عيدي و برادر يوسف بايرامي كه در عمليات حق بر عليه باطل چندين بار مجروح شده‌اند و برادر توكل شاهي و برادر توكل دلشاد و برادر احمد كريم زاده و سايرين برادران مشغول آموختن دوره نظامي شد.

مرحوم شهيد حسين و سايرين برادران كه با هم در پايگاه مذكورعضو بودند شب و روز فعاليت مي‌كردند شبها از روستا و از اموال و جان و نواميس اهالي روستا پاسداري و حفاظت مي‌نمودند تا اينكه در تاريخ 25/3/1363 شهيد حسين داراب با معيت برادران ديگر كه اساميشان در فوق ذكر شده ازمنطقه پنج آذربايجان شرقي به جبهه حق عليه باطل اعزام شدند.

شهيد حسين مدت مأموريتش را در منطقه جنگي اهواز به شماره صندوق پستي 61335ـ1991 كد 24گردان حضرت علي اصغر گروهان شهيد كبيري يا اكبري مشغول انجام وظيفه بود و بعداز تمام شدن مأموريتش آمد به روستاي مذكور و باز در پايگاه مقاومت مذكور مشغول انجام وظيفه‌اش شد حتي در ايام زمستان كه منطقه اردبيل پر از برف و يخ مي‌شود

برچسب:
اطلاعات کلی
نام و نام خانوادگی

حسین داراب نجفی

نام مستعار

نام پدر

مسلم

تاریخ تولد

1345/02/29

سن

20

تاریخ شهادت

1365/06/25

محل شهادت

مهران

شهادت در عملیات

کربلای یک

نحوه شهادت

حوادث ناشی از درگیری

مزار شهید

بهشت زهرای تهران
قطعه 53 ردیف 80 شماره 18

درصد جانبازی

محله

اطلاعات سازمانی
حوزه بسیج

محدوده پایگاه

پایگاه فعالیت

مسجد فعالیت

یگان خدمت

ارتش

سمت و رتبه

سرباز

رسته خدمت

ویژگی های شهید
فرهنگی مذهبی

ورزشی

شغلی

سرباز ارتش

تحصیلات

پایان دوره ابتدایی

رشته تحصیلی

محل تحصیل

نامه ی شهید

بسمه تعالي

خدمت پدر و مادر عزيزم سلام تقديمي از جبهه حق عليه باطل به پدر و مادرعزيزم.

پس از سلام و احوالپرسي اميدوارم كه حال همگي شما خوب باشد و سلامتي شما و فاميل و دوستان خود را از درگاه خداوند متعال خواستارم و اگر از احوالات اين بنده حقير خواسته باشيد به لطف شما خوب هستم و هيچ كسالتي ندارم. پدرجان از بابت من نگراني نداشته باشيد و به اميد خدا تا چند وقت ديگر نوبت مرخصي من فرا خواهد رسيد و مي‌توانم دوباره در كنار شما به خوشي باشم. در نامه‌اتان برام از احوالات خود خانواده بنويسيد چون دلم براي شما تنگ شده و خيلي دوست دارم بدانم در چه حالي هستيد و همين طور از برگشتن حسن و حال او برايم بنويسيد.

ديگر وقت شما را نمي‌گيرم عرضي ندارم جز دوري شما منتظر جواب نامه شما هستم.

                                                            دوستدار همگي شما حسين                             

                                                                       11/4/1365           

   


خدمت پدر عزيزم سلام:

اميدوارم كه حالتان خوب باشد و زير سايه پروردگار بزرگ خوب و سلامت باشيد اگر از احوالات اينجانب خواسته باشيد خوب و سلامت هستم.

من امروز يعني تاريخ 28/5/1365 رسيدم و الآن كه ساعت1بعدازظهر است اين نامه را مي‌نويسم. خلاصه از شما و تمام اعضاي خانواده مي‌خواهم كه نگران من نباشيد. ضمناً آن پلاك داخل نايلون روي تاغچه جا مانده آن را برايم بفرستيد.

از مادر عزيزم مي‌خواهم كه نگران حال من نباشد. ديگر عرضي ندارم و محتاج دعاي هميشگي شما هستم به مادر و محبت و خانواده و علي و خانواده و حسن و خانواده و محمد و زهرا و صديقه و راضيه سلام گرم مرا برسانيد.           ضمن تقديم عرض سلام و سلامتي اميدوارم كه حالت خوب بوده باشد و هيچ‌گونه كسالتي نداشته باشيد و به خوشي زندگي كنيد. مادر عزيزم من كه در هر كجايي كه هستم هيچ موقع فراموشت نخواهم كرد اميدوارم كه شما هم همچنين باشيد كه هستيد. مادر عزيزم و نور چشمم اين ماه محرم را به خوشي و خرمي بسر ببريد اميدوارم كه به ياد ما هم باشيد. مامان جان پدرم چه كار مي‌كند خوش كه است سلام مرا به پدرم برسان راستش حجت كه رفته است منطقه برايم ننوشتيد كه كجا است كدام منطقه من هم برايش نامه بنويسم چون كه دلم برايش تنگ شده است.

يادتان نرود داداش حسين چه كار مي‌كند از طرف من به حسن خان سلام برسان به تمام اهل خانه تك تك سلام مي‌فرستم بخصوص شما مادر عزيزم كه در همه كار ياري كردي هيچ موقع فراموشت نخواهم كرد. ديگر سرتان را درد نمي‌آورم.

25روز ديگر به مرخصي مي‌آيم

جواب نامه هر چه فوري زودتر فوري

خداحافظ شما حسين داراب

        


بسم الله الرحمن الرحيم

به حضور خدمت گرامي مادر عزيزم رسيده پس از رسيدن اين نامه ناقابل ملاحظه فرماييد پس از تقديم عرض سلام و سلامتي شما را از درگاه خداوند قادر متعال خواهان خواستارم و اميدوارم هيچ‌گونه نگراني نداشته باشيد.

نگراني ما دوري از ناديدني شما عزيزان است ثانياً اگر حال و احوالات اين جانب حقير خواسته باشيد به حمداله صحيح و سالم ؟؟؟ وجود بنده حاصل و برقرار است و جاي نگراني نداريم سلام عليكم مادر بزرگوارم حالش چطوري اميدوارم كه خوب هستي و باري مادرعزيزم نامه‌هاي پر مهر و محبت بچه‌ها را دريافت نمودم و خيلي خوشحال شدم و من در همان جاي هستم در اهواز و مادر عزيز آيا پدرم به ده آمد يا نيامده و اگر نيامده كه غم و غصه نخور انشاءاله خواهد آمد و يك نامه به تهران ارسال كردم و ‌جوابش هنوز نيامده و مادر عزيزم نگران نباش وقت خدمت من چيزي نمانده حدود 15روز 16روزي مانده بين در تاريخ63/6/25 تمام مي‌شود ديگر قابل عرضي ندارم عرض سلام از قول دل بنده به مادرم و بچه‌ها يك به يك عرض سلام گرم دارم و عرض سلام از قول من به خانم سيرتي و امير شاهي با خانواده و حاجي حسين خان با خانواده و ؟؟؟ خانواده و دامادهايم ؟؟؟با خانواده محمد با خانواده و صادق با خانواده عرض سلام مي‌رسانم.

خداحافظ همگي شما همه به خداي بزرگ مي‌سپارم.

چشم به راه جواب نامه

                                                                         پنج شنبه

                                                                        8/6/63

  


بسم الله الرحمن الرحيم       

تقديم به شما خانواده شهيد حسين داراب عزيز:

اميدوارم سلام گرم ما دوستان شهيد حسين داراب را پذيرا باشيد. بعد از عرض تسليت خدمت شما خانواده محترمتان نامه‌اي از شما به دستمان رسيده است كه وضع و موقعيت آن شهيد عزيز را برايتان بنويسيم.

شهيد حسين داراب ساعت 8/40 دقيقه 24/6/1365بود كه شهيد شد و روي تابوت اشتباه نوشتند چون عاشورا شب بود و او در حال سنگر زدن بود كه خمپاره‌ 120 به يك متري يا شايد هم بيشتر او خورد و اگر همراه جنازه آن شهيد كتاني بود باز از آن هم مي‌توانيد آن شهيد را شناسايي كنيد و اين را هم برايتان بگويم كه حدود نيم ساعت قبل از شهادت از من سيگار گرفت و از او پرسيدم كجا سنگر مي‌زنيد گفت آن آخر كانال و وقتي بچه‌ها گفتند كه حسين شهيد شده من به آنجا رفتم و آن شهيد را قطعه قطعه ديدم و من حتماً به شما سر مي‌زنم تا جريان را برايتان بگويم شايد تا 10يا15 روز ديگر به مرخصي بيايم حتماً به شما سر مي‌زنم ديگر عرضي ندارم قربان شما ايرج آميني.

                                                                        14/7/1365

تصویر مزار شهید

شهید حسین داراب نجفی
تصویر مزار شهید حسین داراب نجفی

لطفا پیش از ارسال دلنوشته خود درباره شهید موارد زیر را مطالعه و بررسی نمایید.

الف) متن دلنوشته شما قبل از انتشار در وبسایت ، به طور دقیق بررسی می گردد و پس از تایید با نام خودتان برای عموم منتشر می گردد. بنابراین خواهشمندیم در ارسال متن خود دقت نمایید.

ب) در صورتی که دلنوشته ارسالی شما دارای محتوایی باشد که بتوان روی آن کار بیشتری کرد ، با هماهنگی خودتان ، ویراستاران وبسایت از نظر ادبی آن را ویرایش نموده و پس از ایجاد شاخ و برگ مناسب ، نسبت به انتشار آن در بخش های دیگر وبسایت اقدام می نمایند.

ج) توجه نمایید که از انتشار محتوای دارای اصطلاحات و الفاظ نامناسب ، محتوای مغایر با قوانین کشور جمهوری اسلامی ایران و هرگونه محتوایی که رنگ و بوی سیاسی و جناحی داشته باشد ، جدا معذوریم.

د) استدعا داریم که فارسی بنویسید و از کیبورد فارسی استفاده کنید. بهتر است از فضای خالی (Space) بیش‌ از‌ حدِ معمول ، شکلک یا ایموجی استفاده نکنید و از کشیدن حروف یا کلمات با صفحه‌کلید بپرهیزید. تنظیمات دقیق متن ارسالی شما توسط ویراستاران وبسایت انجام می گردد.

اولین کسی باشید که خاطره شهید می نویسد “شهید حسین داراب نجفی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نقد و بررسی‌ها

هیچ دلنوشته ای برای این شهید نوشته نشده است.