شلمچه، زیارتگاه دل های خسته از گناه و بریده از دنیاست. وجب به وجب خاکش، روضه ای است از گوشت و پوست و استخوانِ شهدا و عملیات کربلای ۵، کربلای شلمچه است. رزمنده ها با رمز یا زهرا و ایمان قوی اما دست های خالی، مقابل گلوله و توپ و تانک ایستادند. داود مایلی یکی از همان رزمنده های باغیرت جبهه است که به دلیل شجاعت بالایش او را با نام شیر نخلستانهای شلمچه میشناختند. سلاحش آرپی جی بود و نیت اش فقط اطاعت از دستور امامش. سهم او از کربلای ۵ شهادت بود و سهم شلمچه، بدن های بسیاری که به آغوش کشید. اما به حرمت چشم های منتظر پدر و مادر داوود ها، عده ای از پیکرها برگشت.
متن زیر مصاحبه با عصمت مايلی ، خواهر شهيدان را در خصوص شهيد داوود مايلي پيش رو داريد.
چرا برادرتان را شير نخلستانهاي شلمچه مينامند؟
برادرم آرپيجيزن بود. در عمليات كربلاي 4 و 5 شركت كرد و در شلمچه به شهادت رسيد. وقتي پيكرش را ديديم، متوجه شديم از گوشش خون ميآيد.علت را كه از همرزمانش جويا شديم، گفتند آنقدر آرپيجي شليك كرد كه از موج انفجار پرده گوشش پاره شد. در همين عمليات شهيد همراه چند تن از همرزمانش در منطقهاي محاصره ميشوند. جايي مثل يك نخلستان كه داوود در آنجا شجاعانه ميجنگد، با آرپيجياش غوغا ميكند و خاطرهاي زيبا از خودش به يادگار ميگذارد. همين رزم خالصانه و شجاعانهاش باعث شده بود كه همرزمانش لقب شير نخلستانهاي شلمچه را براي داوود انتخاب كنند.
داوود از شما كوچكتر بود؟ از خصوصيات اخلاقياش بگوييد.
بله، من متولد سال 43 هستم و برادرم متولد سال 45 بود. سال 65 كه شهيد شد، فقط 20 سال داشت اما بزرگي اين جوانها انگار تحفهاي خدادادي بود. اگر موسيقي گوش ميكرديم كه داوود فكر ميكرد حكم غنا دارد، ميآمد و با احترام آن را خاموش ميكرد تا مبادا دچار گناه بشويم. يادم ميآيد يك بار در مورد شخصي بحث ميكرديم. داوود دو، سه سال از من كوچكتر بود ولي آن روز حرفي زد كه واقعاً خجالتزده شدم. گفت خواهرجان سعي كن از بحث و جدل دوري كني. اگر آرامتر باشي براي خودت بهتر است تا اينكه بخواهي بحثي انجام بدهي كه لابهلايش غيبتي صورت بگيرد و خودت هم اذيت بشوي. آن زمان كه اين حرفها را ميزد سنش خيلي كم بود ولي گفتم كه بزرگي اين بچهها به سن و سال نبود. به داشتههاي درونيشان و به قلب بزرگشان بود.
شهيد مايلي از چند سالگي به جبهه رفت؟
داوود از 14 سالگي وارد جبهه شد. چند بار به جبهه رفت و چند بار مجروح شد. حتي در يكي از پاهايش پلاتين گذاشته بودند.
به نظر شما چه اتفاقي باعث ميشد نوجوانهايي مثل داوود اينقدر زود مرد ميدان شوند؟
ايمان به هدفي كه داشتند آنها را به اين مرحله ميرساند. محيط جبهه هم آنها را مرد ميكرد. برادرم تعريف ميكرد در همان سالي كه در پايش پلاتين گذاشتند، مجروحيت پيدا ميكند و براي عمل جراحي آمادهاش ميكنند. در همين حين ميشنود كه يك مجروح نياز به خون دارد ولي كسي را با گروه خونياش پيدا نميكنند. برادرم همگروه آن مجروح بود ولي چون خودش را براي عمل ميبردند نميتوانست خون اهدا كند. داوود ميگفت در اتاق عمل خدا خدا ميكردم تا بعد از عمل جراحيام آن مجروح زنده بماند و بتوانم به او خون بدهم. هر كسي بود ميگفت من خودم مجروح هستم و بايد به فكر خودم باشم ولي داوود به اين چيزها فكر نميكرد. خلاصه وارد اتاق عمل ميشود و بعد كه كارش تمام ميشود، ميشنود كه آن مجروح شهيد شده است. برادرم تا زنده بود از اينكه نتوانسته بود به آن مجروح خون برساند حسرت ميخورد و ناراحت بود. ميگفت اي كاش قبل از اينكه به اتاق عمل بروم به او خون ميدادم.
سخن پاياني…
داوود بهمن ماه سال 65 طي عمليات كربلاي5 به شهادت رسيد. همانجا بود كه لقب شيرنخلستانها را از آن خود كرد. 20 سالش بود كه شهيد شد. قبل از آخرين اعزام قرار بود با دخترخانمي وصلت كند كه قسمتش شهادت شد. يعني خودش راهي را انتخاب كرد كه به شهادت ختم شود. به نظر من هر قطره خون جوانهايي مثل داوود چراغ راهي است كه ما را از ظلمتهاي نفساني نجات ميبخشد. بايد هميشه به ياد شهدا باشيم تا خودمان را گم نكنيم.
برچسب: داود مایلی شهید داود مایلی شیر نخلستان های شلمچه
وصیت نامه شهید
وصیتنامه شهید داود مایلی
وصیت نامه شهیدی را می خوانید که مردانه زیستن و مردانه مردن را از مولایش حسین ابن علی (ع) آموخت. شهیدی که به لذت های زودگذر دنیا پشت کرده و لباس مقدس جهاد در راه خدا را بر تن کرده و به میدان مبارزه و قتال دشمنان اسلام شتافت.
ارتفاعات سومار، جزیره جنوبی مجنون، جزیره ام الرعاصی، نخلستانهای شلمچه و …شاهد رشادت و شجاعت و بی باکی داود در عملیاتهاست.
هم رزمان داود شاهد شجاعت وبی باکی او در عملیات بودند. داود در عین شجاعتی که در جنگ داشت قلبش مالامال از عشق اهلبیت عصمت و طهارت بود. و اجر کسی که عشق فاطمه زهرا (س) و خشم دشمنان اهل بیت در وجودش شعله می کشد. جز شهادت نیست. کلام را با سخن فرمانده لشگر عاشورا که در وصف شجاعت وشهامت داود ابراز داشته باتمام می رسانیم. داود مثل یک شیر در جنگ بود
گمان مبر آنانکه در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه نزد پروردگار خویش زنده اند و روزی داده می شوند. بدانچه خدا از فضل و رحمت خویش به آنها عنایت کرده شادمانند و آرزو می کنند که بشارت شهادت دوستان دنیاشان به آنها برسد. تا آنها را با خود در این شهادت شریک ببینند با سلام به امام عصر مهدی موعود (عج) و نایب بر حقش امام امت این قلب تپنده جماران و این ابرمرد که با سخنان گهربارش به رزمندگان نیرو داده وآنها را آماده رزم می سازد. و با سلام به تمامی رزمندگان که جان را بر کف گرفته و از اسلام و قرآن دفاع می کنند و با درود به ارواج طیبه شهدای گلگون کفن که اسلام را با خون خود آبیاری کرده و حماسه عاشورا را در کربلای ایران تکرار کردند و با سلام و درود به شهدای زنده که شاهدان این انقلاب عظیم ما هستند.
سخنی کوتاه دارم با امت همیشه در صحنه و حزب ا… که امیدوارم حقیر را عفو نمایند.
برادران و خواهران حزب ا… امام بزرگ و عزیز را تنها نگذارید. و همیشه از فرامین او اطاعت کنید. که این مرد بحق وارث خون حسین (ع) است اگر در کربلا نبودید که امام حسین (ع) را یاری کنید. امروز حادثه کربلا در ایران تکرار شده و همه دشتهای کشور عزیز ما کربلا گشته بشتابید بسوی کربلا و اسلام را زنده کنید که امروز روز یاری کردن اسلام است و هر کس امروز ساکت بنشیند. فردای قیامت پشیمان خواهد شد و همانگونه که حضرت امیرالمومنین علی (ع) گفته است همه ما روزی خواهیم مرد ولی چه بهتر که درراه خدا باشد. پس بشتابید و از اسلام دفاع کنید. این پیام تمامی رزمندگان است که جنگ باید تا پیروزی نهائی ادامه داشته باشد برادران و خواهران مساجد را پر کنید که مسجد دژ محکمی است در مقابل تمام شیاطین و سعی کنید که در نماز جمعه و جماعت شرکت کنید. با مخالفان انقلاب که مخالف اسلام هستند مقابله کنید و هر کس که بر علیه انقلاب خیانتی کرد با او مقابله کنید زیرا این انقلاب با خون هزاران هزار شهید به پیروزی رسیده و مخالف با انقلاب یعنی زیرا ؟ شتن خون هزاران هزار شهید امر بمعروف و نهی از منکر را فراموش نکنید. و چشمان خود را باز کنید. که دشمن همه روزه با حیله در فکر ضربه زدن بشما و اسلام است و اگر امر بمعروف و نهی از منکر در نزد شما باشد پیروز خواهید شد.من اعلام می کنم که این راه را با چشمان باز انتخاب کردم. و به جبهه رفتم تا به امام عزیز لبیک گفته و دین خود را باسلام ادا کنم. ای امت حزب ا…شهدا را از یاد نبرید. و سعی کنید در ماه چند روز به بهشت زهرا بروید و بر سر قبر شهدای گمنام فاتحهای بخوانید و فاتحه ای هم برای من بخوانید که من به دعاهای شما احتیاج دارم واز همه مردم حلالی می طلبم.
صحبتی دارم با خانواده عزیزم: پدر و مادر عزیزم شما برای من زیاد زحمت کشیده اید ولی من نتوانسته ام زحمات شما را جبران کنم ولی امیدوارم که شما افتخار کنید که فرزندی را تقدیم اسلام و انقلاب کردید. در همه حال صبر داشته باشید زیرا خداوند متعال می فرماید
بسم الله الرحمن الرحیم
والعصر ان الانسان لفی خسر، الا الذین آمنوا و عملو الصالحات، و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.
امیدوارم که مرا ببخشید و حلال کنید. خواهر و برادران عزیزم نماز را فراموش نکرده و همیشه و در همه حال به یاد خدا باشید که یاد خدا آرام بخش دلهاست. و جبهه ها را فراموش نکنید و تا آنجا که می توانید به جبهه کمک کنید.
پدرم وارث من می باشد هر کساز من طلبی دارد بیاید و از ایشان بگیرد و من از هر کس طلب دارم بخشیدم مقداری پول دارم که هر طور می خواهید یا به جبهه و یا در کارهای خیر دیگر بمصرف برسانید و از بچه های بسیج می خواهم جبهه ها و پشت جبهه را گرم نگه دارند و با مخالفان انقلاب مبارزه کنند. در آخر از تمام دوستان و آشنایان حلالی می طلبم و امیدوارم که این بنده روسیاه را حلال نمائید.
التماس دعا والسلام 1365/1/12
داود مایلی
نقد و بررسیها
هیچ دلنوشته ای برای این شهید نوشته نشده است.