سرباز شهید بهرام رضائی در سال 1343 چشم به جهان گشود و در خانواده ای مسلمان و ارتشی بدنیا آمد. از همان اوان کودکی عاشق و دوستدار خاندان اهل بیت در سال 1363 موفق بدریافت دیپلم در دبیرستان بعثت واقع در امامزاده حسن شد و تصمیم به ادامه تحصیل در دانشگاه بعد از اتمام خدمت سربازی اش بود لذا اول پوشیدن لباس مقدس سربازی را ترجیح داده و در دیماه 1364 روانه خدمت گردید. شهید فردی متواضع انساندوست همدم و پشتیبان مظلومان بود وی قبل از انقلاب پیوسته در تظاهرات شرکت داشت و بعد از پیروزی انقلاب همکاری با بسیج مسجد موسی ابن جعفر داشت و در مراسم و تشییع جنازه شهدا شرکت فعال داشت و در تمام این مراسم ها طبل می نواخت و در حسینیه فدائیان امام حسین (ع) خدمات فراوان ارائه می داد و با بتن کردن لباس سربازی تا زمان شهادتش پیوسته در جبهه جنوب مشغول مبارزه با دشمنان بود و در حالیکه خدمت مقرره را در منطقه بپایان رسانیده بود مجددا با اصرار و تمایل خودش در منطقه کردستان پایگاه گردنه مشغول انجام وظیفه بقیه خدمت خود شد که در کردستان به پایان برساند شهید بهرام رضائی بارها می گفت من دوست دارم با سربلندی بخانه بازگردم و پایان خدمت را باید در کردستان بگیریم او بارها می گفت هر روز که می گذرد به نظام و نظامیگری بیشتر آشنا می شوم و خود را بآن تطبیق می دهم دارم خودم را می سازم تا در میدان جنگ هر چه می توان از این عراقیها و دشمن تان این ممکت را بزمین بریزم و انتقام خون تمام دوستانم را که بدست اینها شهید شدند بگیرم و خدا را شاهد میگیرم تا آخرین قطره خونم ازشون بکشم تا خون خودم ریخته شد من آمدم خدمت تا دفاع کنم دین و اسلام ممکت و سنگرم را محکم نگهداری می کنم تا مبادا دشمن سوء استفاده بکند و تا آخرین قطره خونم ایستادم شهید بهرام رضائی زمانیکه جهت مرخصی و استراحت به تهران میامد یکسره به گلزار شهدا و بهشت زهرا می رفت و می گفت اینها گردن ما حق دارند و در تمام نامها و شعرهای او که از منطقه ارسال می شد بیان شهادت بچشم می خورد و پیوسته نام آقا عبد ا… حسین (ع) بر زبان جاری بود و زمزمه می کرد.
در محل مان امامزاده حسن یا در کردستان پادگان عباس آباد یا در بانه پایگاه گردنه همیشه مورد احترام دوستان بود فردی از خود گذشته و ایثارگر بود و هیچگاه چیزی را برای خود نمی خواست. بارها این مطلب را بیان می کرد که من می خواهم با سرافرازی و سربلندی بخانه بازگردم و عاقبت نیز چنین شد در شامگاه 1366/07/05 در پایگاه گردنه شهید رضائی فعلی به گفته دوستانش زمانیکه به مدد و کمک هم سنگرش که در کمین دمکرات خائن مجروح شده بود و او نمی توانست بی تفاوت باشد به کمک و یاری هم سنگرش شتافت که در درگیری نابرابر و ناجوانمردانه به شهادت رسید و بنا بر خواست و آرزوی دیرینه اش عاقبت در بانه به ندای حق لبیک گفته و بدیدار معبود شتافت و به لقا ا… پیوست والسلام
شهید بهرام رضایی هفدهم دی 1343 ، در تهران چشم به جهان گشود. پدرش رمضان و مادرش،طاهره نام داشت. تا پایان متوسطه در رشته علوم اقتصادی درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. پنجم مهر 1366 ، در بانه بر اثر اصابت گلوله منافقین شهید شد. مزار او در بهشت زهرای تهران واقع است.


نقد و بررسیها
هیچ دلنوشته ای برای این شهید نوشته نشده است.